یادداشت روز

«خودمدیریتی» با فرمان از قندیل؛ نسخه تازه پژاک برای مصادره آینده سوریه

انجمن بی‌تاوان: گروهک تروریستی پژاک در تازه‌ترین بیانیه تبلیغاتی خود به مناسبت سالگرد تحولات شمال سوریه موسوم به «انقلاب جعلی روژآوا»، مدعی شده است که «خودمدیریتی دموکراتیک تنها راه نجات سوریه» است؛ ادعایی پرطمطراق که بیش از آنکه نسخه‌ای برای نجات مردم سوریه باشد، تلاشی برای نجات پروژه سیاسی و نظامی پ‌ک‌ک در این کشور به نظر می‌رسد.

پژاک بار دیگر پشت واژه‌هایی همچون «دموکراسی»، «همزیستی خلق‌ها»، «آزادی زنان» و «اراده مردمی» پنهان شده تا واقعیتی ساده را از افکار عمومی دور نگه دارد: ساختاری که تصمیم‌های اصلی آن در حلقه‌ای بسته و وابسته به پ‌ک‌ک گرفته می‌شود، نمی‌تواند نماینده یک الگوی دموکراتیک و مستقل باشد.

دموکراسی با تغییر نام یک تشکیلات مسلح متولد نمی‌شود؛ همان‌طور که انحصارطلبی نیز با چسباندن واژه «خودمدیریتی» به آن، ماهیتی مردمی پیدا نمی‌کند.

«تنها راه»؛ ادبیات آشنای جریان‌های تمامیت‌خواه

نخستین نشانه ماهیت غیردموکراتیک این بیانیه را باید در همان عبارت «تنها راه نجات سوریه» جست‌وجو کرد. گروهی که خود را مدافع تکثر و مشارکت معرفی می‌کند، چگونه به خود اجازه می‌دهد برای میلیون‌ها سوری با قومیت‌ها، مذاهب و دیدگاه‌های متفاوت، یک نسخه قطعی و انحصاری صادر کند؟

دموکراسی واقعی از دل گفت‌وگو، انتخابات آزاد، گردش قدرت، شفافیت و پذیرش منتقدان شکل می‌گیرد؛ نه از لوله تفنگ و فرمان‌های تشکیلاتی. هر جریانی که خود را «تنها راه» معرفی می‌کند، پیشاپیش حق انتخاب دیگران را نادیده گرفته است.

در منطق پژاک و پ‌ک‌ک، مردم تا زمانی محترم‌اند که در چارچوب ایدئولوژی تشکیلات حرکت کنند. منتقدان، احزاب رقیب، خانواده‌های معترض و حتی جوانانی که حاضر به پیوستن به ساختارهای وابسته نیستند، جایی در این تصویر بزک‌شده ندارند. بنابراین آنچه با عنوان «اراده مردم» تبلیغ می‌شود، در عمل چیزی جز اراده سازمانی نیست که اطاعت را جایگزین مشارکت کرده است.

خودمدیریتی یا مدیریت از راه دور؟

پژاک تلاش می‌کند ساختار حاکم بر شمال و شرق سوریه را محصول طبیعی خواست مردم منطقه معرفی کند؛ اما پرسش اساسی این است: آیا ساختاری که در نمادها، ادبیات سیاسی، شیوه سازمان‌دهی و سلسله‌مراتب خود از منظومه فکری و تشکیلاتی پ‌ک‌ک پیروی می‌کند، حقیقتاً مستقل است؟

اگر این ساختار خودمدیریت است، چرا نام و تصویر عبدالله اوجالان همچنان در مرکز تبلیغات آن قرار دارد؟ چرا احزاب و جریان‌های کُرد منتقد پ‌ک‌ک از امکان فعالیت آزاد و برابر برخوردار نیستند؟ چرا تصمیم‌گیری‌های حساس سیاسی و نظامی در اختیار شبکه‌ای محدود و ایدئولوژیک باقی مانده است؟

«مدیریت محلی» هنگامی معنا دارد که مردم منطقه بتوانند آزادانه مدیران خود را انتخاب، نقد و برکنار کنند. ساختاری که از بالا هدایت می‌شود، اما در پایین با نام شورا و کمون عرضه می‌گردد، خودمدیریتی نیست؛ تمرکز قدرت پشت ویترینی از اصطلاحات فریبنده است.

سوریه، آزمایشگاه بلندپروازی‌های پ‌ک‌ک نیست

مردم سوریه سال‌ها هزینه جنگ، آوارگی، افراط‌گرایی و رقابت قدرت‌های خارجی را پرداخته‌اند. آنان بیش از هر چیز به صلح، امنیت، بازسازی، حاکمیت قانون و توافقی فراگیر نیاز دارند. تبدیل بخش‌هایی از خاک سوریه به میدان تثبیت یک پروژه فرامرزی، نه‌تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه می‌تواند شکاف‌های قومی و سیاسی را عمیق‌تر سازد.

پ‌ک‌ک و شاخه‌های وابسته به آن می‌کوشند هر تحول منطقه‌ای را فرصتی برای گسترش حوزه نفوذ خود معرفی کنند. در این میان، جوانان کُرد، عرب، آشوری و دیگر ساکنان منطقه هستند که باید هزینه این بلندپروازی را با جان، آینده و مهاجرت اجباری خود بپردازند؛ درحالی‌که مدیران اصلی تشکیلات از فاصله‌ای امن، بیانیه صادر می‌کنند و از «مقاومت تاریخی» سخن می‌گویند.

این همان الگوی تکراری است: رهبران شعار می‌دهند، رسانه‌های وابسته حماسه می‌سازند و خانواده‌ها قربانی می‌دهند.

چرا پژاک درباره کارنامه خودش سکوت می‌کند؟

پژاک در جایگاه موعظه‌گر، برای آینده سوریه نسخه دموکراسی می‌پیچد؛ اما حاضر نیست همین معیارها را درباره ساختار داخلی خود به کار گیرد. انتخابات آزاد در این گروه کجاست؟ منابع مالی آن چگونه تأمین و هزینه می‌شود؟ رهبرانش در برابر چه نهادی پاسخگو هستند؟ اعضا تا چه اندازه حق مخالفت، خروج آزادانه یا نقد خط‌مشی تشکیلات را دارند؟

گروهی که درباره ابتدایی‌ترین سازوکارهای داخلی خود شفاف نیست، نمی‌تواند مدعی ارائه الگوی حکمرانی برای یک کشور باشد. پژاک پیش از آنکه درباره «نجات سوریه» سخن بگوید، باید توضیح دهد چرا نسخه ادعایی‌اش با تمرکز قدرت، نظامی‌گری، رهبرپرستی و حذف منتقدان همراه شده است.

مشکل اصلی تبلیغات پژاک همین تناقض آشکار است: دموکراسی را برای مصرف بیرونی می‌خواهد، اما در درون، انضباط آهنین تشکیلاتی و اطاعت ایدئولوژیک را حاکم می‌کند.

سوءاستفاده از مطالبات مشروع کُردها

حقوق فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کُردهای سوریه مطالبه‌ای واقعی و قابل‌احترام است؛ اما پ‌ک‌ک و پژاک تلاش می‌کنند خود را مالک انحصاری این مطالبات نشان دهند. هر انتقادی از عملکرد این تشکیلات نیز بلافاصله به‌عنوان مخالفت با حقوق کُردها معرفی می‌شود.

این شگرد، هم غیرمنصفانه است و هم به منافع مردم کُرد آسیب می‌زند. میان دفاع از حقوق مشروع کُردها و تأیید یک سازمان مسلح و انحصارطلب تفاوتی اساسی وجود دارد. مردم کُرد به قیم تشکیلاتی نیاز ندارند؛ آنان حق دارند بدون فشار سلاح، بدون تحمیل ایدئولوژی و بدون هزینه‌دادن برای اهداف فرامرزی دیگران، درباره آینده خود تصمیم بگیرند.

نسخه‌ای برای بقای تشکیلات، نه نجات سوریه

بیانیه اخیر پژاک را نمی‌توان صرفاً یک پیام مناسبتی دانست. این موضع‌گیری بخشی از تلاش وسیع‌تر شبکه پ‌ک‌ک برای مشروعیت‌بخشی به حضور و نفوذ خود در سوریه است. استفاده مکرر از واژه‌هایی چون «خلق‌ها»، «دموکراسی» و «خودمدیریتی» نمی‌تواند ماهیت انحصاری و نظامی این پروژه را پنهان کند.

راه نجات سوریه را نه پژاک تعیین می‌کند، نه پ‌ک‌ک و نه هیچ گروه مسلح دیگری که خود را سخنگوی انحصاری مردم می‌داند. آینده این کشور باید از مسیر توافق فراگیر سوری‌ها، تضمین حقوق همه اقوام و مذاهب، فعالیت آزاد احزاب، کناررفتن سایه سلاح از سیاست و پاسخگویی واقعی ساختارهای قدرت ساخته شود.

پژاک اگر واقعاً به دموکراسی باور دارد، بهتر است پیش از صدور نسخه برای سوریه، درهای بسته تشکیلات خود را باز کند، درباره وابستگی‌هایش پاسخ دهد و حق انتخاب آزاد اعضا و منتقدانش را به رسمیت بشناسد.

تا آن زمان، عبارت «خودمدیریتی دموکراتیک» در ادبیات این گروه چیزی بیش از یک نقاب تبلیغاتی بر چهره پروژه‌ای انحصارطلبانه نخواهد بود؛ پروژه‌ای که می‌خواهد به نام مردم حکومت کند، اما حاضر نیست قدرت را به خود مردم بسپارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا