پژاک و یک پرسش بیپاسخ: سرنوشت جوانان کُرد ایرانی چه شد؟

انجمن بی تاوان: در پسِ ادعاهای پرزرقوبرق و روایتهای قهرمانانه، واقعیتی تلخ و نگرانکننده پنهان مانده است؛ واقعیتی که خانوادههای بسیاری آن را با گوشت و پوست خود لمس کردهاند. پرسش روشن است: جوانان کرد ایرانی که جذب پژاک شدند، امروز کجا هستند و چه بر سرشان آمده است؟
شواهد و روایتهای متعدد از خانوادهها و منابع محلی نشان میدهد که بخشی از این جذب، نه از مسیر انتخابی آگاهانه، بلکه از طریق روشهایی چون فریب، فشار روانی و در برخی موارد حتی ربایش و تهدید صورت گرفته است. نوجوانان و جوانانی که در شرایط آسیبپذیر قرار داشتهاند، به مسیری کشانده شدهاند که بازگشتی روشن برای آن تعریف نشده است. این موضوع، اگر صحت داشته باشد، نهتنها یک مسئله سیاسی، بلکه یک بحران انسانی است.
نکته نگرانکنندهتر، سرنوشت مبهم این افراد است. گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد برخی از این نیروها پس از جذب، به شبکههای مرتبط با پ.ک.ک منتقل شده و در مناطق مختلفی از جمله عراق، سوریه و حتی ترکیه درگیر منازعاتی شدهاند که هیچ ارتباطی با زندگی و آینده آنها نداشته است. جنگهایی فرسایشی، پرهزینه و بینتیجه که تنها قربانیانش جوانانی هستند که میتوانستند آیندهای متفاوت داشته باشند.
اگر این ادعاها نادرست است، سادهترین راه برای رد آنها شفافیت است. چرا اطلاعات دقیقی درباره وضعیت این افراد منتشر نمیشود؟ چرا خانوادهها از ابتداییترین حق خود، یعنی اطلاع از سرنوشت فرزندانشان، محروماند؟ سکوت در برابر این پرسشها، بهجای پاسخ، بر ابهامها میافزاید.
هیچ هدف و ایدئولوژیای نمیتواند توجیهگر ناپدید شدن انسانها، قطع ارتباط آنها با خانواده و استفاده از آنها در درگیریهایی نامرتبط باشد. اگر جریانی خود را مدافع حقوق مردم میداند، باید پیش از هر چیز به این اصول پایبند باشد: شفافیت، پاسخگویی و احترام به کرامت انسانی.
امروز بیش از هر زمان دیگری، این مطالبه باید بلندتر مطرح شود. خانوادهها حق دارند بدانند چه بر سر فرزندانشان آمده است. جامعه حق دارد حقیقت را بداند. و پژاک، اگر پاسخی دارد، باید آن را بدون ابهام و با سند ارائه کند.
تا آن روز، این پرسش همچنان پابرجاست: سرنوشت این جوانان چه شد؟



