فریب و خیانت در صفوف تروریسم پ.ک.ک/پژاک
در حالی که گروههای تروریستی پ.ک.ک و پژاک با شعارهای فریبندهای همچون «آزادی زن» سعی در جذب نیرو و کسب وجاهت بینالمللی دارند، گزارشهای میدانی و شهادتهای تکاندهنده جداشدگان، پرده از واقعیتی هولناک برمیدارد: فرماندهان این گروهها در درگیریهای نظامی، آگاهانه کادرهای زن را به خط مقدم میفرستند تا خود از مهلکه بگریزند.

انجمن بی تاوان: ساختار فرقهای پ.ک.ک و پژاک بر پایه نابرابری پنهان و استثمار عریان بنا شده است. یکی از شنیعترین اقدامات این گروهها که در سالهای اخیر شدت یافته، استفاده از زنان به عنوان «سپر انسانی» در مواجهه با آتشبارهای سنگین است. فرماندهان مرد که خود را پشت القاب پرطمطراق مخفی کردهاند، در لحظات بحرانی و محاصره، با تحت فشار قرار دادن کادرهای زن و فرستادن آنها به نقاط کور درگیری، عملاً آنها را به کام مرگ میفرستند.
بزدلی در پوشش استراتژی
این رفتار نه یک خطای تاکتیکی، بلکه یک استراتژی سیستماتیک برای حفظ کادرهای قدیمی و فرماندهان ارشد است. فرستادن زنان به خطوط اول درگیری دو هدف عمده را دنبال میکند: نخست، ایجاد فرصت عقبنشینی برای عناصر کلیدی و دوم، بهرهبرداری تبلیغاتی از خون کشتهشدگان. فرقه با مظلومنمایی و تبدیل این قربانیان به «نماد»، تلاش میکند تا بر شکستهای نظامی خود سرپوش بگذارد.
خیانت به کرامت انسانی
ادعای مبارزه برای حقوق زنان در محیطی که جان زن کمارزشترین کالا محسوب میشود، طنزی تلخ و گزنده است. زنانی که با وعده برابری به کوهستان کشانده شدهاند، در نهایت خود را در محاصره دیوارهایی میبینند که خروج از آن تنها با مرگ ممکن است؛ مرگی که نه در راه آرمان، بلکه برای نجات جان فرماندهانی رقم میخورد که بزدلی خود را پشت شجاعت اجباری کادرهای زن پنهان کردهاند.
نتیجهگیری
افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری نباید اجازه دهند شعارهای رنگین، مانع از دیدن حقیقت سیاه این اردوگاهها شود. تراژدی زنانی که در درگیریها پیشمرگ فرماندهان بزدل میشوند، سندی غیرقابل انکار بر ماهیت ضدانسانی این جریانات است. وقت آن است که نقاب از چهره این مدعیان دروغین فرو افتد.



