پژاک؛ مرثیهای برای آزادی یا تجارت خون؟

انجمن بیتاوان: گروهی که مدعی «صیانت از حقوق مردم کرد» است، در واقعیت چیزی جز یک تراژدی تمامعیار برای خانوادههای کرد به ارمغان نیاورده است. پژاک، که با الگوبرداری کورکورانه از ساختار فرقهای و استبدادی پکک شکل گرفته، به جای مبارزهی سیاسی، مسیر «تروریسم سازمانیافته» و «راهزنی عقیدتی» را برگزیده است.
بزرگترین جنایت پژاک، نه در میدان جنگ، بلکه در مدارس و روستاهای مرزی رخ میدهد. ربودن کودکان و فریب نوجوانانی که هنوز الفبای سیاست را نمیدانند، برای تبدیل آنها به «گوشت دم توپ» در کوهستانهای قندیل، لکهی ننگی است که با هیچ شعار آزادیخواهانهای پاک نمیشود. این گروه، حق زندگی و تحصیل را از جوانان کرد میگیرد تا بقای تشکیلاتی خود را تضمین کند.
در حالی که مردم مناطق مرزی بیش از هر چیز به امنیت، سرمایهگذاری و توسعه نیاز دارند، حضور و اقدامات ضدامنیتی پژاک، بزرگترین مانع برای خروج این مناطق از محرومیت است. ناامن کردن جادهها، اخاذی از کولبران و تولیدکنندگان تحت عنوان «مالیات»، و ترور سربازان بومی که خود فرزندان همین آب و خاک هستند، عملاً به معنای فلج کردن اقتصاد و معیشت کردستان است.
پژاک ثابت کرده است که نه یک جریان مستقل ملی، بلکه یک «پیمانکار ضد امنیتی» است. مواضع و تحرکات این گروه همواره با فراز و فرود تنشهای منطقهای و منافع بازیگران فرامنطقهای تنظیم میشود. آنها هویت کردی را به حراج گذاشتهاند تا ابزاری در دست پروژههای تجزیهطلبانه و آشوبساز باشند.
فرقهگرایی و کیش شخصیت در لایههای پنهان این گروه، فضایی خفقانآور ساخته است که در آن کوچکترین صدای مخالفی با «تصفیههای درونی» خاموش میشود. کسی که در درون سازمان خود الفبای دموکراسی را رعایت نمیکند، چگونه میتواند مدعی دموکراسی برای یک ملت باشد؟
پژاک امروز نه یک جنبش رهاییبخش، بلکه یک مانع بزرگ در برابر آرامش و پیشرفت است. زمان آن رسیده که با نگاهی واقعبینانه، نقاب از چهرهی جریانی برداشته شود که با دستاندازی به احساسات قومی، تنها به بازتولید خشونت و ویرانی مشغول است. راه احقاق حقوق، از مسیر صندوق رای، گفتوگو و وحدت ملی میگذرد، نه از لولهی تفنگ کسانی که از خون جوانان خود ارتزاق میکنند.



