قربانیان درونتشكيلاتی پ.ک.ک؛ روایتی از جنایات بیرحمانه دوران کالکان در کمپ لولان

بی تاوان: گروهکهای تروریستی همواره برای حفظ انسجام درونتشکیلاتی و ایجاد رعب و وحشت در میان نیروهای خود، به تصفیهها و اعدامهای درونگروهی متوسل میشوند. بررسی تاریخچه سران PKK، بهویژه نقش «دوران کالکان»، نشاندهنده ابعاد تکاندهندهای از نقض فاحش حقوق بشر، شکنجه و قتل اعضای ناراضی یا بیدفاع در داخل کمپها است.
قربانی ساختن اعضای آسیبپذیر
در دهه ۱۹۸۰ میلادی، کمپ «لولان» به یکی از قربانگاههای اصلی اعضای اغفالشده تبدیل شده بود. دوران کالکان با برچسبزنیهای واهی، شایعهسازی و ایراد اتهامات بیپایه نظیر «خیانت» یا «عنصر نامطلوب»، دستور اعدام و قتل فجیع نیروهایی را صادر میکرد که تنها جرمشان بیماری، ناتوانی جسمی یا عدم همراهی با ساختار فاشیستی تشکیلات بود.
ابراهیم خلیل (اهل ویرانشهر): این شخص ساده لوح که به بیماری شبکوری مبتلا شده بود، به دلیل ضعف جسمانی و رفتارهای بیریا، هدف شایعات و اتهامات ساختگی قرار گرفت و در مه ۱۹۸۷ به دستور مستقیم دوران کالکان به قتل رسید.
آیتن (اهل ماردین): زنی که قربانی ماشین تصفیه تشکیلات شد. او تا آخرین لحظات با گریه و التماس فریاد میزد: «چگونه جرمی را که انجام ندادهام بپذیرم؟ من نه جاسوسم و نه خائن؛ التماس میکنم مرا بفرستید بروم، به کسی آسیب نمیرسانم»، اما صدای التماسهای او در میان توحش فرماندهان تشکیلات شنیده نشد و به دست کالکان به قتل رسید.
رمضان (اهل سلوانی): معلولی که چهار فرزند خود را رها کرده و به پ.ک.ک پیوسته بود. در سال ۱۹۸۵، پس از فرار یکی از اعضا به نام «صغیر جمعه»، رمضان به اتهام واهی همدستی در فرار دستگیر شد. او با وجود بیگناهی و سوگند به اینکه از فرار همرزمش بیخبر بوده، توسط دوران کالکان به فجیعترین شکل ممکن اعدام شد.
نتیجهگیری
سرنوشت تلخ ابراهیم، آیتن و رمضان، تنها مشتی نمونه خروار از ماهیت واقعی گروهکهایی است که با شعارهای دروغین، جوانان را به دام کشانده و در صورت کوچکترین دگراندیشی یا ضعف جسمانی، آنان را قربانی تروریسم درونتشکیلاتی خود میکنند. انجمن بیتاوان بر خود فرض میداند تا با افشای این جنایات، صدای قربانیان بیصدای این تشکیلات تروریستی باشد.



