پروژه تازه اسرائیل برای بهرهبرداری از گروهکهای تجزیهطلب کردی؛ وقتی گروهکها دوباره به ابزار ژئوپلیتیک تبدیل میشوند

بیتاوان: تحولات اخیر نشان میدهد مسئله گروههای مسلح کردی بار دیگر در حال ورود به مرحلهای تازه از رقابتهای امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه است؛ مرحلهای که در آن، برخی بازیگران خارجی تلاش میکنند جریانهای مسلح و تجزیهطلب کردی را از یک ابزار مقطعی به اهرمی پایدار برای فشار بر کشورهای منطقه، بهویژه ایران، تبدیل کنند.
در همین چارچوب، گزارشی که اخیراً منتشر شده، به برگزاری یک کنفرانس کردی ـ یهودی در لندن و حمایت آشکار مقامات اسرائیلی از این روند اشاره میکند و آن را نشانهای از تلاش تلآویو برای ایجاد یک پروژه بلندمدت سیاسی، رسانهای و شبکهای میداند.
از «استفاده ابزاری» تا پروژه بلندمدت
تجربه چند دهه گذشته منطقه نشان داده است که گروههای مسلح و جریانهای قومی، در بسیاری از مقاطع، نه بر اساس منافع واقعی مردم، بلکه در چارچوب رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مورد بهرهبرداری قرار گرفتهاند.
مسئله اصلی دقیقاً همینجاست؛ مردم کُرد نباید با گروههای مسلح و تشکیلاتی که ادعای نمایندگی آنان را دارند یکی گرفته شوند.
کُردهای ایران بخشی جداییناپذیر از جامعه ایران هستند و مشکلات و مطالبات اجتماعی آنان را نمیتوان به پروژههای امنیتی پ.ک.ک، پژاک یا سایر گروههای مسلح تقلیل داد.
اما گروههایی مانند پژاک سالها تلاش کردهاند با مصادره نام و هویت مردم کُرد، خود را نماینده آنان معرفی کنند؛ در حالی که ساختار و ادبیات سیاسی آنها بهشدت تحت تأثیر یک شبکه فرامرزی قرار دارد.
اسرائیل و بازتعریف یک ابزار قدیمی
این گزارش معتقد است رویکرد اسرائیل در قبال جریانهای کردی در حال عبور از یک همکاری مقطعی و تاکتیکی به سمت ایجاد یک پروژه پایدارتر است.
این تحول را باید در چارچوب رقابت گستردهتر منطقهای بررسی کرد.
هرگاه یک گروه مسلح بتواند در یک کشور بیثباتی ایجاد کند، برای رقبای آن کشور به یک اهرم فشار تبدیل میشود. از همین رو، حمایت خارجی از چنین گروههایی الزاماً به معنای علاقه به آینده مردم آن منطقه نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، گروه مسلح صرفاً تا زمانی ارزش دارد که بتواند مأموریت امنیتی و سیاسی مورد انتظار حامیان خود را انجام دهد.
تجربه پ.ک.ک و شاخههای وابسته به آن نیز نمونه روشنی از همین مسئله است؛ سازمانی که در طول دههها، ساختارهای مختلفی در کشورهای منطقه ایجاد کرده و تلاش کرده است فعالیت خود را با عناوین و پوششهای متفاوت ادامه دهد.
پژاک؛ یک تشکیلات ایرانی یا بخشی از یک شبکه فرامرزی؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره پژاک این است:
آیا میتوان تشکیلاتی را که از نظر ایدئولوژیک، سازمانی و تاریخی با ساختار پ.ک.ک پیوند دارد، نماینده واقعی جامعه کُرد ایران دانست؟
پاسخ این پرسش را باید در کارنامه خود این جریان جستوجو کرد.
جامعه کُرد ایران دارای تاریخ، فرهنگ، مطالبات و ساختار اجتماعی مستقل خود است؛ اما پژاک تلاش کرده است این جامعه را در چارچوب یک پروژه فرامرزی تعریف کند؛ پروژهای که مرکز ثقل آن خارج از ایران قرار دارد.
در چنین شرایطی، هرگونه حمایت خارجی از گروههای مسلح، پیش از آنکه خدمتی به مردم کُرد باشد، میتواند آنان را به ابزار رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل کند.
تجربهای که نباید فراموش شود
یکی از تلخترین واقعیتهای تاریخ معاصر منطقه این است که قدرتهای خارجی در بسیاری از مقاطع، از گروههای مسلح به عنوان «ابزار» استفاده کردهاند؛ اما زمانی که معادلات سیاسی تغییر کرده، همان گروهها نخستین قربانیان تغییر محاسبات بودهاند.
به همین دلیل، تبدیل مسئله مردم کُرد به پروندهای امنیتی و ژئوپلیتیک، بیش از همه به خود مردم آسیب میزند.
جوان کُردی که باید آینده خود را در دانشگاه، بازار کار، تولید و توسعه جستوجو کند، نباید به نیروی انسانی پروژههایی تبدیل شود که تصمیمگیرندگان اصلی آنها هزاران کیلومتر دورتر نشستهاند.
بیتاوان: مردم کُرد، ابزار هیچ قدرتی نیستند
انجمن بیتاوان تأکید میکند که باید میان مردم کُرد و گروههای مسلحی که با ادعای نمایندگی آنان فعالیت میکنند تفاوت قائل شد.
مردم کُرد قربانی تروریسم، خشونت و بازیهای سیاسی گروههای مسلح هستند؛ نه صاحبان آنها.
هر پروژهای که جوانان منطقه را به سمت خشونت، کوهستان، سلاح و تشکیلات فرقهای سوق دهد، پیش از هر چیز آینده همان مردم را هدف قرار داده است.
امروز پرسش اساسی این نیست که چه قدرت خارجی از کدام گروه حمایت میکند؛ پرسش مهمتر این است:
اگر این گروهها واقعاً برای مردم فعالیت میکنند، چرا سرنوشت آنان باید در اتاقهای تصمیمگیری قدرتهای خارجی تعیین شود؟
بیتاوان معتقد است پایان چرخه خشونت زمانی ممکن خواهد شد که مردم منطقه از تبدیل شدن به ابزار پروژههای فرامرزی فاصله بگیرند و آینده خود را بر اساس امنیت، توسعه، مشارکت اجتماعی و منافع واقعی مردم رقم بزنند.



