خطرِ پس از خلع سلاح؛ وقتی اعضای پ.ک.ک به جامعه بازمیگردند

بیتاوان: انچه امروز در ترکیه با عنوان «بازگشت اعضای پ.ک.ک به جامعه» مطرح میشود، صرفاً یک مسئله حقوقی یا اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند به یکی از حساسترین آزمونهای سیاسی روند موسوم به «پایان پ.ک.ک» تبدیل شود.
گزارش رسانه ها با اشاره به نگرانی تحلیلگران امنیتی ترکیه، از احتمال تکرار سناریوی موسوم به «خاپور دوم» سخن میگوید؛ اشارهای به سال ۲۰۰۹ که ورود شماری از اعضای پ.ک.ک از مرز خاپور با استقبال گسترده هواداران عبدالله اوجالان همراه شد و بازگشت نیروهای مسلح، عملاً به یک نمایش سیاسی تبدیل شد.
اما مسئله امروز عمیقتر از یک مراسم استقبال است.
وقتی «بازگشت» میتواند به «بازسازی» تبدیل شود
اگر اعضای سابق یک سازمان مسلح صرفاً از میدان نظامی خارج شوند اما شبکههای فکری، تشکیلاتی و تبلیغاتی آن سازمان همچنان فعال باقی بماند، نمیتوان صرفاً با تغییر عنوان یا کنار گذاشتن سلاح، از پایان واقعی یک ساختار سخن گفت.
دقیقاً همینجاست که نگرانیهای مطرحشده در ترکیه اهمیت پیدا میکند.
سؤال اصلی این نیست که چند عضو پ.ک.ک به ترکیه بازمیگردند؛ سؤال این است که این افراد با چه جایگاهی، تحت چه چارچوبی و با چه میزان ارتباط با ساختارهای پیشین خود وارد جامعه خواهند شد؟
تجربه خاپور نشان داد که بازگشت اعضای یک گروه مسلح میتواند در صورت مدیریت نادرست، از یک فرآیند اجتماعی به یک رویداد نمادین و سیاسی تبدیل شود.
پ.ک.ک فقط یک نیروی مسلح نیست
یکی از خطاهای جدی در مواجهه با پ.ک.ک، تقلیل این سازمان به مجموعهای از افراد مسلح در کوهستان است.
حتی اگر سلاحها زمین گذاشته شوند، پرسش درباره سرنوشت شبکههای انسانی، رسانهای، سیاسی و ایدئولوژیک باقی میماند.
اگر قرار باشد اعضای سابق پ.ک.ک به جامعه بازگردند، باید روشن باشد که این بازگشت به معنای ادغام واقعی در جامعه است یا ایجاد بستری تازه برای انتقال همان گفتمان و ساختار به محیط اجتماعی و سیاسی.
در غیر این صورت، ممکن است آنچه «پایان مبارزه مسلحانه» نامیده میشود، صرفاً تغییر زمین بازی باشد.
آزمونی بزرگ برای آنکارا
نگرانی آکپارتی را باید از همین زاویه فهم کرد: بازگشت اعضای سابق پ.ک.ک میتواند برای دولت ترکیه هم فرصت باشد و هم تهدید.
فرصت، از آن جهت که میتواند به کاهش تنش و تثبیت روند خلع سلاح کمک کند؛ و تهدید، از آن جهت که اگر فرآیند بازگشت به نمایش قدرت سیاسی یا بازتولید شبکههای پیشین تبدیل شود، هزینهای سنگین برای دولت و جامعه ترکیه ایجاد خواهد کرد.
بنابراین، مسئله اصلی «بازگشت» نیست؛ نحوه بازگشت و پیامدهای آن است.
پایان پ.ک.ک باید در میدان عمل سنجیده شود
پ.ک.ک اگر واقعاً به نقطه پایان رسیده است، باید این پایان در عرصه واقعی جامعه نیز قابل مشاهده باشد؛ نه اینکه تنها نام و شکل فعالیت تغییر کند.
پایان یک سازمان مسلح زمانی معنا پیدا میکند که همزمان با توقف فعالیت مسلحانه، ساختارهای وابسته به آن نیز از بازتولید خشونت، ایدئولوژی تشکیلاتی و بسیج نیرو برای اهداف سازمانی دست بکشند.
در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که «انحلال» تنها یک عنوان سیاسی باشد و نه پایان یک ساختار.
از همین رو، بازگشت اعضای پ.ک.ک به جامعه ترکیه میتواند مهمترین آزمون برای سنجش این ادعا باشد:
آیا پ.ک.ک واقعاً در حال پایان یافتن است، یا تنها در حال تغییر شکل و انتقال از کوهستان به جامعه؟
بیتاوان معتقد است پاسخ این پرسش را نه در بیانیهها، بلکه باید در رفتار، ساختار و واقعیت میدانی جستوجو کرد.


