یادداشت روز

دمکراسی در پژاک

خشونت طلبان و خونریزان عصر حاضر ندای دمکراسی سر می دهند.

انجمن بی تاوان آذربایجان غربی :یكي از اصطلاحاتي كه بيشترين كاربرد را در پژاك دارد، دمكراسي است. اين فرقه‌ هميشه مدعي است كه اصول و پايه‌هاي دمكراسي را به خوبي اجرا مي‌كند و دمكرات‌ترين فرقه‌ي دنيا است. آيا با سردادن شعار دمكراسي و يدك كشيدن اين اصطلاح، مي‌توان دمكرات بود؟

چه مي‌گويند و چه شعارهايي سر مي‌دهند مهم نيست، مهم تعريف اين فرقه براي دمكراسي است كه باتعاريف كلي آن مقايسه شود آيا هماهنگ و همسو است يا نه؟ اعضاي پژاك در داخل اين فرقه‌ در قالب‌هايي ايدئولوژيك قرار مي‌گيرند كه توسط رهبر زنداني اين فرقه‌ در جزيره‌ي امرالي (عبدالله اوجالان) قرار مي‌گيرند و جز در چارچوب اين افكار و خط مشي، هرگونه اظهارنظر، عمل و رفتاري خلاف اصول فرقه‌ايي محسوب مي‌گردد و با شدت با آن برخورد مي‌شود. اين برخوردها بعضاً تا تيرباران افراد هم ادامه دارد.

تمامي افكار، نظرات، تحليلات و … در پژاك بايد در راستا و همسو با چارچوب تعيين شده‌ي فرقه باشد و هيچ شخصي حق ندارد از كوچكترين بخش اين چارچوب و قالب انتقاد كند و يا آلترناتيوي ارائه دهد. چراكه پيكر فرقه توسط ذهنيت كاريزماتيك موميايي شده و به اصطلاح خط قرمزي براي آنها تعيين شده و مطلق هستند و هيچ كس نه تنها حق بلكه جرأت نزديك شدن به اين خط قرمز را ندارد چه برسد به بحث و يا انتقاد از آن.

در پژاك مداحي و تعريف از اوجالان وتراوشات فكري وي، هيچ محدوديتي ندارد و معمولاً اشخاصي كه قصد رسيدن به مقام و كرسي را دارند؛ دستاويز اين ترفند مي‌شوند. برخي‌ها هم مريد و برده‌ي واقعي اوجالان و افكارش مي‌شوند. براي نمونه اگر در پژاك فردي بخواهد از دليل ازدواج نكردن اعضا بپرسد، با چند جمله‌ي بي سرو ته و غيرمنطقي جوابي را دريافت مي‌كند. حال اگر اين شخص بخواهد باز هم ادامه دهد و يا بخشي از صورت مسئله را زير سئوال ببرد؛ گُرزهاي ايدئولوژيك فوراً بلند شده و بر سر وي كوبيده مي‌شوند. ضربات پي‌در‌پي اين گُرز بستگي به سماجت و يا تسليم شدن فرد دارد. درهرصورت و با هرورشي كه باشد، بايد اين نوع صداها سركوب و خاموش بمانند و اگر اصراري در بلندكردن آنها باشد، در مقابل موضع خشن و نهايي سركردگان فرقه كه همان اصطلاح معروف «فرستادن به پاريس» قرار مي‌گيرد و براي هميشه در لابلاي تخته‌سنگ‌هاي كوهستان مدفون خواهد ماند و يا شايد خوراك حيوانات وحشي و لاشخورها شود.

دمكراسي، آزادي بيان و … در پژاك است. هركس مجاز است در دوره‌هاي آموزشي شركت كند كه آنها تعيين و برنامه‌ريزي كرده‌اند. هركس مي‌تواند ساعت‌ها صحبت كند؛ اما تنها در راستا و چارچوب مشخص و معيين. پژاك خود اسم اين مكانيسم را دمكراسي مركزي نام نهاده است، اما ميان دمكراسي و مركزگرايي چه ربط و وصله‌يي هست معلوم نيست. معمولاً اين دو اصطلاح را نمي‌توان بعنوان مكمل همديگر بكار برد، ولي اين اصطلاح براي پژاك، ترفندي براي برده‌سازي انسان‌ها به بهترين و مدرن‌ترين شيوه است. طوري كه كمتر كسي به اين جو خفقان و تك بعدي اعتراض مي‌كند؛ چراكه مطمئن است هنوز حرفش تمام نشده، خود به پاورقي تاريخ فرقه‌ها پيوسته است.

نمونه‌ي بارز ديگر عدم استعفا در اين فرقه‌ است. به عبارتي ديگر هركس كه وارد آن محيط شد، ديگر برگشت ندارد مگر اينكه اقدام به فرار كند و اگر در حال فرار هم در تيررس اعضاي پژاك قرار گيرد، كشته خواهد شد و اسمش در ليست خائنين و دشمنان پژاك قرار خواهد گرفت. اينها همه نمونه‌هايي از دمكراسي در پژاك هستند كه شايد نتوان نمونه‌ي آنرا در جهان يافت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا