«پیشمرگ» یا پوششی برای تداوم پروژه مسلحانه؟؛ تناقضهای روایت سرکردگان گروهکهای تجزیهطلب کُردی

انجمن بیتاوان: همزمان با افزایش تحولات امنیتی منطقه و تشدید تنشها میان جمهوری اسلامی ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، بار دیگر نام گروهکهای تجزیهطلب کُردی در محافل رسانهای و سیاسی مطرح شده است. انتشار گفتوگوهایی با سرکردگان این گروهها، از جمله عبدالله مهتدی، دبیرکل کومله، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که آیا این گروهکها همچنان گزینه اقدام مسلحانه علیه ایران را در دستور کار خود دارند یا صرفاً تلاش میکنند با تغییر ادبیات، چهرهای متفاوت از گذشته ارائه دهند.
عبدالله مهتدی در گفتوگوی اخیر خود، تلاش میکند موجودیت نیروهای مسلح کومله را با عنوان «بازدارندگی» توجیه کرده و مبارزه مسلحانه را واکنشی به تحولات ابتدای انقلاب اسلامی معرفی کند. با این حال، واقعیت آن است که حفظ ساختار نظامی، نگهداری سلاح و استمرار سازمان پیشمرگ، نشان میدهد این گروهک هرگز از ظرفیت نظامی خود فاصله نگرفته و همچنان آن را بخشی از راهبرد سیاسی خود میداند.
مهتدی در بخش دیگری از سخنانش اذعان میکند که بخش قابل توجهی از سلاحهای این گروه از گذشته باقی مانده و امکان تهیه تجهیزات از بازار سلاح در اقلیم کردستان عراق نیز وجود دارد. این اعتراف، بار دیگر نشان میدهد که برخلاف ادعاهای مطرحشده درباره فعالیت صرفاً سیاسی، زیرساختهای نظامی این گروهک همچنان حفظ شده و قابلیت فعالسازی دارد.
نکته قابل توجه دیگر، ابهام در پاسخهای دبیرکل کومله درباره ارتباط احتمالی این گروهها با آمریکا و رژیم صهیونیستی است. دامون گلریز، پژوهشگر حوزه امنیت، در همین برنامه تصریح میکند که مهتدی نهتنها این گزارشها را بهصورت صریح رد نمیکند، بلکه پاسخهای او این احتمال را تقویت میکند که بخشی از این ارتباطات در قالب همکاریهای سیاسی و امنیتی دنبال شده باشد.
گلریز همچنین با اشاره به سند ۱۵ مادهای ائتلاف برخی گروهکهای تجزیهطلب کُردی، تأکید میکند که طرح موضوعاتی نظیر «حق تعیین سرنوشت»، ایجاد ساختارهای اداری مستقل، تشکیل فرماندهی مشترک نظامی، روابط دیپلماتیک و برگزاری انتخابات منطقهای، صرفاً مطالبات مدنی نیست؛ بلکه از نگاه بسیاری از کارشناسان، مؤلفههایی است که میتواند در مسیر تضعیف حاکمیت ملی و خدشه به تمامیت ارضی کشور تفسیر شود.
در مقابل، آزاد مستوفی، مسئول رسانهای حزب دموکرات کردستان ایران، تلاش میکند فعالیت این گروهها را در چارچوب مطالبات سیاسی و حقوق شهروندی تعریف کرده و اتهام تجزیهطلبی را رد کند. اما تجربه چند دهه فعالیت این گروهکها، حفظ ساختارهای نظامی، آموزش نیروهای مسلح در خارج از مرزهای ایران و سابقه عملیاتهای مسلحانه، موجب شده است که این ادعاها با تردیدهای جدی مواجه باشد.
واقعیت این است که هیچ جریان سیاسی نمیتواند همزمان مدعی فعالیت مدنی باشد و در عین حال سازمان نظامی، اردوگاههای آموزشی، نیروهای مسلح و زنجیره تأمین تسلیحات خود را حفظ کند. تجربه عملکرد گروهکهای تجزیهطلب کُردی طی چهار دهه گذشته نشان داده است که هرگاه شرایط منطقهای یا حمایت بازیگران خارجی فراهم شده، این گروهها تلاش کردهاند از ظرفیت نظامی خود برای اعمال فشار بر ایران بهره بگیرند؛ موضوعی که همواره امنیت و آرامش مردم مناطق کُردنشین را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
جمعبندی
اظهارات اخیر سرکردگان گروهکهای تجزیهطلب کُردی بیش از آنکه نشانه فاصله گرفتن از گذشته باشد، بیانگر تلاش برای مشروعیتبخشی به حفظ ساختارهای مسلح تحت عناوینی مانند «بازدارندگی» است. در حالی که ادعای فعالیت سیاسی و مدنی مطرح میشود، استمرار موجودیت نیروهای پیشمرگ، حفظ تسلیحات، ابهام در روابط خارجی و طرح مطالباتی که از سوی بسیاری از ناظران فراتر از چارچوب قانون اساسی و تمامیت ارضی ایران ارزیابی میشود، همچنان این گروهها را در کانون نگرانیهای امنیتی قرار داده است.
از منظر انجمن بیتاوان، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که گروهکهای تجزیهطلب کُردی، هر زمان که فرصت و حمایت خارجی را فراهم دیدهاند، به جای پیگیری مطالبات از مسیرهای مدنی، بر ابزار خشونت و فعالیتهای مسلحانه تکیه کردهاند؛ رویکردی که بیش از همه، امنیت، توسعه و آینده جوانان کُرد را قربانی اهداف سیاسی سرکردگان این گروهها کرده است.


