پژاک و پکک؛ دو نام، یک مسیر؟
آیا پژاک یک سازمان مستقل است یا شاخهای از شبکه گسترده پکک؟

انجمن بی تاوان: این پرسشی است که بیش از دو دهه در گزارشهای امنیتی، پژوهشهای دانشگاهی و تحلیلهای اندیشکدههای بینالمللی مطرح شده است. در حالی که پژاک خود را سازمانی ویژه کُردهای ایران معرفی میکند، شماری از گزارشهای خارجی از وجود پیوندهای عمیق میان این گروه و پکک سخن گفتهاند.
انجمن بیتاوان در دومین قسمت پرونده ویژه خود، این پرسش را بر پایه اسناد و منابع معتبر بررسی میکند.
چرا شناخت این رابطه اهمیت دارد؟
اگر پژاک صرفاً یک سازمان مستقل محلی باشد، تحلیل فعالیتهای آن باید محدود به ایران باشد.
اما اگر آنگونه که برخی گزارشهای بینالمللی ادعا میکنند، پژاک بخشی از یک شبکه منطقهای باشد، درک رفتار، راهبرد و تصمیمهای آن بدون شناخت پکک ممکن نخواهد بود.
این تفاوت، صرفاً یک بحث نظری نیست؛ بلکه بر تحلیل تحولات امنیتی منطقه نیز اثر میگذارد.
تولد شوم پژاک؛ روایتهای متفاوت
درباره زمان شکلگیری پژاک روایتهای گوناگونی وجود دارد.
پژاک در روایت رسمی خود، فعالیتش را حرکتی مستقل برای دفاع از حقوق کُردهای ایران معرفی میکند.
در مقابل، شماری از پژوهشگران و مراکز مطالعاتی، سال ۲۰۰۴ را زمان شکلگیری این سازمان با پشتیبانی شبکه مرتبط با پکک میدانند.
برخی گزارشهای منتشرشده از سوی International Crisis Group نیز شکلگیری پژاک را در همین بازه زمانی توصیف کرده و نوشتهاند که این گروه فعالیت خود را با تمرکز بر ایران آغاز کرد.
اسناد چه میگویند؟
یکی از مهمترین اسناد موجود، اطلاعیه وزارت خزانهداری ایالات متحده در سال ۲۰۰۹ است.
در این اطلاعیه ادعا شده است که ساختار موسوم به KCK در تأسیس پژاک و انتخاب بخشی از رهبران اولیه آن نقش داشته است.
در همان سند همچنین آمده است که میان این ساختار و پکک ارتباط سازمانی وجود داشته است.
این سند بهمعنای اثبات همه ابعاد رابطه دو گروه نیست، اما نشان میدهد که نهادهای رسمی آمریکا، میان این دو سازمان پیوند قائل بودهاند.
شباهتهایی که قابل انکار نیست
بررسی منابع مختلف نشان میدهد چند مؤلفه میان پژاک و پکک مشترک است.
۱- رهبر ایدئولوژیک
در ادبیات رسمی هر دو سازمان، عبدالله اوجالان جایگاه محوری دارد.
تصاویر، بیانیهها و ادبیات سیاسی منتشرشده از سوی دو گروه نیز این موضوع را نشان میدهد.
۲- پایگاه جغرافیایی
بخش قابل توجهی از فعالیت نیروهای هر دو گروه طی سالهای مختلف در مناطق کوهستانی قندیل گزارش شده است.
همین موضوع باعث شده بسیاری از تحلیلگران از قندیل بهعنوان مرکز ثقل این شبکه یاد کنند.
۳- ادبیات سیاسی
مفاهیمی مانند:
کنفدرالیسم دموکراتیک
خودمدیریتی
دموکراسی مستقیم
آزادی زنان
در متون رسمی هر دو سازمان تکرار میشود.
این شباهتها لزوماً بهتنهایی اثباتکننده فرماندهی واحد نیست، اما از منظر پژوهشگران، نشانهای از نزدیکی ایدئولوژیک محسوب میشود.
آیا فرماندهی مشترک وجود دارد؟
این همان نقطهای است که باید میان سند و تحلیل تفاوت قائل شد.
برخی اندیشکدهها مانند Jamestown Foundation و Combating Terrorism Center (West Point) در گزارشهای خود، پژاک را شاخه ایرانی پکک یا سازمانی بسیار نزدیک به آن توصیف کردهاند.
اما این گزارشها نیز تأکید میکنند که ساختار داخلی گروههای مسلح در طول زمان تغییر میکند و درباره میزان استقلال عملیاتی آنها نمیتوان بدون شواهد جدید حکم قطعی صادر کرد.
از همین رو، انجمن بیتاوان در این پرونده، میان پیوند ایدئولوژیک، همکاری عملیاتی و فرماندهی مشترک تفاوت قائل میشود.
مردم؛ قربانی فراموششده
صرفنظر از اینکه ساختار تشکیلاتی چگونه تعریف شود، یک واقعیت تغییر نکرده است.
هرگاه درگیری مسلحانه شدت گرفته، نخستین کسانی که آسیب دیدهاند، مردم مناطق مرزی بودهاند.
روستاییانی که ناچار به ترک خانه شدهاند.
خانوادههایی که فرزندانشان در چرخه خشونت گرفتار شدهاند.
کشاورزانی که امنیت معیشت خود را از دست دادهاند.
کولبرانی که در فضای ناامن مرزها زندگی میکنند.
برای انجمن بیتاوان، مهمترین معیار ارزیابی هر گروه مسلح، تأثیر عملکرد آن بر زندگی مردم است؛ نه صرفاً ادعاهای سیاسی یا شعارهای ایدئولوژیک.
جمعبندی
بررسی اسناد موجود نشان میدهد که بسیاری از مراکز پژوهشی و نهادهای بینالمللی، میان پژاک و پکک پیوندهای ایدئولوژیک و تشکیلاتی قائل شدهاند، هرچند درباره میزان استقلال عملیاتی آنها در دورههای مختلف دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
آنچه برای مردم کُرد اهمیت دارد، بیش از هر چیز پیامدهای عینی خشونت و ناامنی است؛ پیامدهایی که طی سالهای گذشته، توسعه، امنیت و زندگی روزمره بسیاری از ساکنان مناطق مرزی را تحت تأثیر قرار داده است.
در قسمت سوم این پرونده، به سراغ قندیل خواهیم رفت؛ منطقهای که نام آن سالهاست با فعالیت گروههای مسلح درهم تنیده شده است.



