فرهنگستان

وقتی تروریست، نقش قربانی بازی می‌کند

انجمن بی‌تاوان: سال‌هاست یک سناریوی تکراری از سوی گروهک تروریستی پژاک بارها و بارها اجرا می‌شود؛ سناریویی که نه تازگی دارد و نه دیگر کسی آن را باور می‌کند.

ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که این گروه، عناصر مسلح خود را از آن سوی مرز برای انجام اقدامات خرابکارانه، عملیات تروریستی و ناامن‌سازی مناطق مرزی به داخل خاک ایران اعزام می‌کند. مأموریت روشن است؛ ایجاد رعب، برهم زدن امنیت و قربانی کردن جان انسان‌ها برای اهداف سیاسی.

اما به محض آنکه این افراد در جریان عملیات شناسایی، بازداشت یا در درگیری کشته می‌شوند، همان گروهی که آنان را راهی میدان کرده بود، ناگهان لباس مدعی حقوق بشر به تن می‌کند. بیانیه پشت بیانیه، اشک تمساح پشت اشک تمساح و مظلوم‌نمایی پشت مظلوم‌نمایی.

این تناقض آشکار را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ اگر اعزام نیروهای مسلح به داخل خاک یک کشور اقدامی «درست» است، چرا پس از شکست عملیات، نقش قربانی ایفا می‌شود؟ و اگر کشته شدن یا بازداشت این نیروها «فاجعه» است، چرا اساساً آنان را به چنین مأموریت‌هایی می‌فرستند؟

واقعیت این است که برای چنین گروه‌هایی، اعضا بیش از آنکه انسان باشند، ابزار تبلیغات هستند. تا زمانی که در حال اجرای مأموریت‌اند، از آنان به‌عنوان «نیرو» استفاده می‌شود و هنگامی که عملیات شکست می‌خورد، همان افراد به سوژه‌ای برای جنگ رسانه‌ای تبدیل می‌شوند.

کسی که آگاهانه و مسلحانه وارد خاک کشوری دیگر می‌شود تا دست به اقدام خشونت‌آمیز بزند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد با او مانند یک شهروند عادی یا یک گردشگر برخورد شود. مسئولیت نخست هر دولت، حفظ امنیت شهروندان و مقابله با تهدیدات مسلحانه است.

بزرگ‌ترین پرسشی که پژاک هرگز حاضر به پاسخ دادن به آن نیست، این است که چرا جوانان را به مسیری می‌فرستد که پایان آن یا بازداشت است یا مرگ؛ اما خود پس از هر شکست، با صدور بیانیه‌های احساسی تلاش می‌کند از همان سرنوشت، سرمایه‌ای برای تبلیغات سیاسی بسازد.

دوران این نمایش‌های تکراری گذشته است. افکار عمومی امروز بیش از هر زمان دیگری می‌داند که نمی‌توان هم آتش‌افروز یک بحران بود و هم در پایان، نقش قربانی آن را بازی کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا