از لوله تفنگ تا نسخه دموکراسی؛ تناقضگویی تازهٔ دوران کالکان از تریبون پ.ک.ک

انجمن بیتاوان: اظهارنظر اخیر دوران کالکان از جایگاهی بیان میشود که خود سالها در متن یک ساختار مسلح، ایدئولوژیک و بسته فعالیت کرده است؛ ساختاری که نامش با خشونت سازمانیافته، جنگ چریکی و حذف مخالفان گره خورده است: گروا تروریستی پ.ک.ک.
وقتی یکی از چهرههای این گروهک تروریستی از «دموکراسی»، «پرهیز از خونریزی» و «پایان سرکوب» سخن میگوید، پرسش بدیهی این است: این مفاهیم دقیقاً در کجای کارنامه عملی تشکیلاتی که او نمایندگیاش را میکند دیده میشود؟
پ.ک.ک دهههاست که بهجای صندوق رأی، «سلاح» را ابزار سیاست قرار داده؛ بهجای رقابت سیاسی، «حذف فیزیکی» را برگزیده؛ و بهجای مدارا با مخالف، «انضباط آهنین تشکیلاتی» را تحمیل کرده است. در چنین کارنامهای، واژه «دموکراسی» بیشتر شبیه یک ابزار تبلیغاتی است تا یک باور عملی.
نکته قابل تأملتر، نسبت این اظهارات با میراث فکری عبدالله اوجالان است؛ جایی که ساختار ایدئولوژیک بسته، کیش شخصیت، و تبعیت بیچونوچرا از خط تشکیلات، سالها بهعنوان هنجار معرفی شده است. چگونه میتوان از دل چنین منظومهای، ناگهان پرچم «آزادی» و «دموکراسی» را بالا برد؟
اگر معیار، «پرهیز از خونریزی» است، سابقه عملیات مسلحانه، بمبگذاریها و درگیریهای مرگبار چه میشود؟ اگر معیار «پایان سرکوب» است، گزارشهای متعدد درباره برخوردهای سخت با منتقدان داخلی و جداشدگان از این تشکیلات چگونه توجیه میشود؟
این تناقض آشکار، اظهارات کالکان را بیش از آنکه یک موضع اخلاقی جلوه دهد، به یک ژست سیاسی شبیه میکند؛ ژستی که میکوشد گذشته را نادیده بگیرد و با واژگان جذاب، تصویری تازه بسازد.
دموکراسی، پیش از آنکه یک «شعار برای دیگران» باشد، یک «تعهد درونی» است. و هر صدایی که از دل یک ساختار مسلح و بسته بلند میشود، پیش از توصیه به دیگران، باید به کارنامه خودش پاسخ بدهد.



