«از شعار تا دار مجازات؛ چرخه تلخ قربانیسازی جوانان توسط گروه های مسلح»

انجمن بی تاوان: سالهاست که یک الگوی تکراری و تلخ در مناطق کردنشین و فراتر از آن جریان دارد؛ الگوی جذب، فریب و قربانیسازی جوانانی که اغلب نه تحلیل سیاسی عمیقی دارند و نه تصویری واقعی از آیندهای که در انتظارشان است. گروههای مسلحی مانند پ.ک.ک و پژاک، با بستهبندیهای ایدئولوژیک و شعارهای جذاب، جوانانی را وارد مسیری میکنند که انتهای آن نه «آزادی»، بلکه بنبست، فرار، زندان یا مرگ است.
نکته تکاندهنده اینجاست: این گروهها بهخوبی از پیامدهای حقوقی و امنیتی فعالیتهایشان آگاهاند. میدانند در هر نظام حقوقی، همکاری با سرویسهای خارجی یا اقدامات مسلحانه علیه کشورها میتواند سنگینترین مجازاتها را به دنبال داشته باشد. اما دقیقاً در همین نقطه است که بیرحمی استراتژیک آنها آشکار میشود؛ آنها هزینه را برای خود نمیپردازند، بلکه آن را به حساب جوانانی مینویسند که در خط مقدم قرار میگیرند.
این چرخه، یک چرخه تمامعیار بهرهکشی انسانی است: تصمیمسازی در بالا، قربانیسازی در پایین. رهبران و طراحان در مناطق امن یا خارج از صحنه درگیری، و جوانانی که در میدان، تاوان تصمیمهایی را میدهند که هرگز در آن مشارکت واقعی نداشتهاند.
تأسفبارتر از همه، تبدیل شدن همین قربانیان به ابزار تبلیغاتی است. هر بار که یکی از این جوانان گرفتار پیامدهای سنگین میشود، همان ساختارها تلاش میکنند روایت را وارونه کنند: به جای پاسخگویی درباره چرایی کشاندن افراد به این مسیر، از آنها «قهرمان» یا «نماد» میسازند. این وارونگی اخلاقی، شاید خطرناکترین بخش ماجرا باشد.
هیچ جنبش واقعی آزادیخواه، آینده جوانان خود را روی لبه تیغ معامله نمیکند. هیچ جریان مسئول، هزینه اهدافش را از جیب ناآگاهترین اعضایش نمیپردازد. هر ساختاری که به این نقطه برسد، از منطق سیاست فاصله گرفته و به منطق بقا و ابزارسازی انسانها نزدیک شده است.
در نهایت، مسئله اصلی نه فقط قانون یا مجازات، بلکه چرخهای است که جوانی را از انتخاب آگاهانه دور میکند و او را به ابزاری در یک بازی بزرگتر تبدیل میسازد؛ بازیای که در آن، بازنده از پیش مشخص است: همان جوانی که فکر میکرد دارد «انتخاب» میکند.



