ائتلافی از سر استیصال؛ همگرایی یا نمایش سیاسی؟

انجمن بی تاوان: ائتلاف میان کومله، دموکرات و پژاک بیش از آنکه نشانه بلوغ سیاسی باشد، تصویری از سردرگمی، ضعف و بحران هویت در میان این جریانهاست. گروههایی که سالها نهتنها نتوانستهاند به یک زبان مشترک برسند، بلکه در عمل یکدیگر را رقیب و حتی مانع تلقی کردهاند، امروز ناگهان زیر پرچم «همگرایی» جمع شدهاند—اما این همگرایی بیش از هر چیز، مصنوعی و بیریشه به نظر میرسد.
پژاک با ساختار بسته و ایدئولوژی خاص خود، عملاً هیچگاه حاضر به پذیرش شراکت واقعی نبوده و دیگران را در بهترین حالت، ابزار تاکتیکی دیده است. در مقابل، کومله و دموکرات که خود با بحران مشروعیت و ریزش پایگاه مواجهاند، به نظر میرسد بیش از آنکه شریک باشند، به دنبال بقا در سایه این ائتلافاند. این رابطه نه بر پایه اعتماد، بلکه بر اساس نیاز و اضطرار شکل گرفته است.
تناقض اصلی اما در جایی عیان میشود که هر یک از این گروهها هنوز خود را «محور» میدانند. ائتلافی که در آن همه مدعی رهبریاند، عملاً از درون تهی است. نه برنامه مشترک روشنی وجود دارد، نه چشمانداز قابل اتکایی. تنها چیزی که دیده میشود، بیانیهها و نمایشهای رسانهای است که بیشتر برای پوشاندن شکافهاست تا حل آنها.
واقعیت این است که این ائتلاف، نه محصول قدرت، بلکه نشانه ضعف است. وقتی یک جریان سیاسی بهتنهایی قادر به تأثیرگذاری نیست، به ائتلافهای شتابزده و ناپایدار پناه میبرد. اما تجربه نشان داده چنین اتحادهایی، بهجای ایجاد انسجام، خیلی زود به میدان رقابتهای درونی و فروپاشی تبدیل میشوند.
در نهایت، این پرسش پابرجاست: آیا این گروهها واقعاً به نقطهای از درک مشترک رسیدهاند، یا صرفاً در حال اجرای یک سناریوی کوتاهمدت برای بقا هستند؟ شواهد فعلی بیشتر گزینه دوم را تأیید میکند—ائتلافی که از همان ابتدا، نشانههای شکست را در خود دارد.



