چگونه پژاک با رمانتیزه کردن اسلحه، خشونت را به نسل جوان عرضه میکند؟

انجمن بی تاوان: بار دیگر رسانههای وابسته به گروه تروریستی پژاک با انتشار ویدئویی از دو زن مسلح در کوهستان و استفاده از ادبیاتی احساسی، تلاش کردهاند تصویری آرمانی از زندگی چریکی ارائه دهند؛ روایتی که در آن، اسلحه «نماد استواری»، زندگی در کوهستان «عاشقانه» و مبارزه مسلحانه «راه آزادی» معرفی میشود.
این شیوه تبلیغات، سالهاست که یکی از اصلیترین ابزارهای رسانهای گروههای مسلح برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، بهویژه جوانان، بوده است.
در متن منتشرشده، از واژههایی مانند «عاشقترین عاشقان»، «پاکترین عواطف»، «کردستان آزاد» و «خندههای پرغرور» استفاده شده تا زندگی در ساختار مسلحانه، نه بهعنوان یک مسیر پرهزینه و خشونتبار، بلکه بهعنوان انتخابی شاعرانه و افتخارآمیز به تصویر کشیده شود.
اما آنچه در این روایت دیده نمیشود، واقعیت زندگی اعضای این گروههاست.
واقعیتی که شامل سالها زندگی مخفی، دوری از خانواده، محرومیت از زندگی عادی، قرار گرفتن در معرض درگیریهای مسلحانه و از دست دادن فرصتهای طبیعی زندگی است؛ واقعیتی که بسیاری از خانوادههای کُرد طی دهههای گذشته با آن مواجه بودهاند.
پژاک در این متن، «سلاح» را نماد مقاومت معرفی میکند؛ در حالی که تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تداوم فعالیتهای مسلحانه، بیش از هر چیز امنیت و آرامش مناطق کردنشین و زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده است.
همچنین استفاده از چهرههای زن در چنین تولیداتی، بخشی از راهبرد تبلیغاتی شناختهشده این گروهها برای ایجاد جذابیت عاطفی و نمادسازی است؛ رویکردی که بارها از سوی پژوهشگران حوزه افراطگرایی و ارتباطات بهعنوان یکی از شیوههای جذب نیرو در گروههای مسلح مورد توجه قرار گرفته است.
آنچه در قاب دوربین دیده میشود، لبخند، آواز و طبیعت سرسبز است؛ اما آنچه خارج از قاب باقی میماند، سرنوشت بسیاری از جوانانی است که پس از ورود به چنین ساختارهایی، از خانواده، تحصیل، آینده شغلی و زندگی عادی فاصله گرفتهاند.
بیتردید، نقد این روایتها به معنای نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی یا فرهنگی مردم کُرد نیست؛ بلکه تأکیدی است بر این واقعیت که رمانتیزه کردن خشونت و تقدیس اسلحه، نه راهحل مشکلات، بلکه عاملی برای تداوم چرخهای از بحران و آسیبهای انسانی است.


