فرشتگانی در مسلخِ توهم؛ پژاک، دلالِ خون و نابودگرِ دختران کُرد

انجمن بیتاوان: این یک مبارزه نیست، این تجارتِ مرگ است. گروهک تروریستی پژاک سالهاست که چنگال خونین خود را بر پیکر دختران نجیب کردستان فرو کرده و با وقاحتی تمام، نام «رهایی زن» را بر جنایات خود میگذارد. آنها با ربودن یا فریب دختران کمسن و سال، نه به آنها هویت میدهند و نه آزادی؛ بلکه تنها از آنها «ماشینهای ترور» و «گوشتِ دمِ توپ» میسازند.
اسلحه بر دوشِ لطافت؛ جنایت علیه زنانگی
پژاک با شستشوی مغزی، دخترانی را که باید نماد زندگی و سازندگی باشند، به حفرههای تاریک کوهستان میکشاند تا از آنها تروریستهایی بیاراده بسازد. سپردن اسلحه به دست یک دختر، نه قدرت بخشیدن به او، بلکه سلبِ حقِ زن بودن از اوست. این گروهک با قطع پیوند عاطفی این دختران با خانوادههایشان، آنها را در بنبستی قرار میدهد که تنها خروجی آن مرگ یا پشیمانیِ پشت میلههای زندان است.
شیرین علمهولی؛ بازیچهای در دستانِ کفتاران سیاسی
ماجرای شیرین علمهولی آینه تمامنمای فریبکاری پژاک است. او قربانیِ سیستماتیکِ تشکیلاتی شد که از بیسوادی و سادگیاش برای مقاصد تروریستی سوءاستفاده کرد. علمهولی برای سرکردگان پژاک، نه یک مبارز، بلکه یک «قربانیِ تبلیغاتی» بود. آنها او را به مسلخ فرستادند تا از اعدامش پیراهن عثمانی برای دریافت بودجههای جاسوسی و بدنام کردن نام کردستان بسازند.
حقیقت عریان: پژاک به دختران کُرد به چشم انسان نگاه نمیکند؛ بلکه آنها را به مثابه کالاهایی میبیند که در زمان حیات ابزار ترور، و در زمان مرگ ابزار پروپاگاندا هستند.
بیدار باش؛ کردستان جای تروریست نیست
وقت آن رسیده است که نقاب از چهره این کفتاران برداشته شود. کسی که به دست یک دختر اسلحه میدهد تا هموطن خود را بکشد، نه قهرمان است و نه مدافع حقوق خلق؛ او قاتلِ آیندهی یک ملت است.
پژاک، نه راهِ رهایی، که چاهِ نابودی است. دختران کُرد شایستهی صندلیهای دانشگاه و عرصههای مدیریتی هستند، نه جنازه شدن در شکافِ صخرههایی که بوی خیانت میدهند.



