پرونده ویژه | پشت پرده حذفهای درونسازمانی پ.ک.ک (قسمت اول) چگونه ماشین تصفیه داخلی پ.ک.ک شکل گرفت؟

انجمن بیتاوان: در نگاه نخست، بسیاری پ.ک.ک را صرفاً یک سازمان مسلح میشناسند که دههها درگیر نبرد با دولت ترکیه بوده است. اما بررسی آثار پژوهشی، خاطرات اعضای جداشده و گزارشهای تاریخی نشان میدهد که یکی از کمتر شناختهشدهترین ابعاد این سازمان، برخورد خشونتآمیز با اعضای خود و حذف مخالفان داخلی بوده است.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند پ.ک.ک از همان سالهای نخست فعالیت، علاوه بر مبارزه مسلحانه، سازوکاری برای کنترل کامل اعضا ایجاد کرد؛ سازوکاری که در آن، انتقاد از رهبری یا حتی طرح پرسش درباره تصمیمهای تشکیلاتی میتوانست به اتهام «خیانت» یا «همکاری با دشمن» منجر شود.
تثبیت قدرت عبدالله اوجالان
بر اساس کتاب Blood and Belief نوشته آلیزا مارکوس، عبدالله اوجالان از اواخر دهه ۱۹۷۰ بهتدریج ساختاری ایجاد کرد که در آن همه تصمیمهای مهم به شخص او وابسته بود. مارکوس که برای نگارش کتاب خود با اعضای سابق، نزدیکان و پژوهشگران گفتوگو کرده است، توضیح میدهد که اوجالان برای جلوگیری از شکلگیری هرگونه رقیب در درون سازمان، به مرور حلقه منتقدان را کنار زد و اقتدار شخصی خود را گسترش داد.
در این روایتها، اعضایی که درباره شیوه مدیریت، عملیات یا مسائل تشکیلاتی انتقاد میکردند، اغلب با اتهامهایی مانند «خیانت»، «نفوذی بودن» یا «جاسوسی» مواجه میشدند. همین اتهامها در مواردی به بازداشت، بازجویی یا مجازاتهای شدید درونسازمانی انجامید.
کنگره سوم؛ نقطه عطف تصفیهها
بسیاری از منابع، کنگره سوم پ.ک.ک در سال ۱۹۸۶ را نقطه عطفی در تشدید برخوردهای داخلی میدانند. در این دوره، رهبری سازمان اعلام کرد که برای حفظ انسجام تشکیلات باید با «عناصر منحرف» برخورد شود.
به روایت شماری از اعضای سابق که در منابع پژوهشی نقل شدهاند، پس از این کنگره موجی از محاکمههای داخلی آغاز شد. این محاکمهها برخلاف دادگاههای رسمی، در چارچوب تشکیلات انجام میشد و اعضای متهم فرصت چندانی برای دفاع مستقل نداشتند. اتهامهایی مانند تلاش برای فرار، مخالفت با دستورات، ایجاد انشعاب یا همکاری با سرویسهای اطلاعاتی، از جمله دلایل مطرحشده در این دادگاهها بود.
اعدام اعضای سازمان؛ روایتی که بارها تکرار شده است
یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات در تاریخ پ.ک.ک، گزارشهای مربوط به اعدام اعضای خود سازمان است. منابع مختلف، از جمله آثار پژوهشی و روایتهای اعضای جداشده، از اعدام تعدادی از نیروهای پ.ک.ک در دهه ۱۹۸۰ سخن گفتهاند. در برخی از این منابع ادعا شده که تنها در سال ۱۹۸۶ بیش از ۶۰ عضو به دستور ساختار رهبری اعدام شدند. هرچند درباره جزئیات همه این پروندهها اتفاق نظر وجود ندارد، اصل وقوع تصفیههای داخلی در آثار چند پژوهشگر و شهادت اعضای سابق بازتاب یافته است.
چرا جداشدگان سکوت را شکستند؟
از دهه ۱۹۹۰ به بعد، تعدادی از فرماندهان و اعضای باسابقه پ.ک.ک از این سازمان جدا شدند. برخی از آنان در قالب کتاب، مصاحبه یا شهادتهای رسمی، تجربه خود از فضای داخلی سازمان را منتشر کردند. این روایتها، اگرچه دیدگاه افرادی است که از سازمان جدا شدهاند و باید با نگاه انتقادی بررسی شوند، در کنار پژوهشهای دانشگاهی به یکی از مهمترین منابع شناخت سازوکار داخلی پ.ک.ک تبدیل شدهاند.
نامهایی مانند شمدین ساکیک، حسین ییلدیریم و عبدالقادر آیگان در میان شناختهشدهترین جداشدگان دیده میشود؛ افرادی که هر یک روایتهایی از بازداشت، بازجویی، مجازات و حذف مخالفان داخلی ارائه کردهاند.
آغاز یک پرونده
آنچه تاکنون مرور شد، تنها تصویری کلی از ساختار حذفهای درونسازمانی پ.ک.ک است. در قسمتهای بعدی این پرونده، هر یک از مهمترین پروندههای تاریخی بهصورت مستقل بررسی خواهد شد؛ از ماجرای چتین گونگور و قتل او در سوئد گرفته تا شهادت فرماندهان سابق، دادگاههای داخلی، ترور جداشدگان در اروپا و اختلافات عمیقی که به گفته بسیاری از پژوهشگران، بخشی از تاریخ این سازمان را شکل داده است.

