«پاکسازی خونین برای پنهان کردن فروپاشی»

انجمن بی تاوان: آنچه در هفتههای اخیر از درون گروهکهای مسلح و تجزیهطلب کردی به بیرون درز کرده، نه نشانهای از «مبارزه» است و نه «مقاومت»؛ بلکه تصویری عریان از یک ساختار فرسوده، بیپاسخگو و هراسزده است که برای بقا، به حذف درونی روی آورده است. افزایش چشمگیر تسویهحسابهای داخلی در فاصلهای کوتاه—آن هم با برچسبهای کلیشهای مانند «خیانت»، «نفوذ» یا «همکاری با دشمن»—بیش از هر چیز نشان میدهد که بحران، پیش از آنکه بیرونی باشد، در عمق خود این تشکیلات ریشه دوانده است.
ادعای «جنگ با ایران» و روایتسازی درباره «حملات پهپادی» به ابزاری بدل شده تا فضای امنیتیِ مصنوعی ایجاد شود؛ فضایی که در آن، هر صدای منتقدی بهسادگی خاموش گردد. وقتی سازوکارهای شفاف برای پاسخگویی وجود ندارد و تصمیمگیریها در حلقههای بسته و غیرپاسخگو انجام میشود، طبیعی است که حذف فیزیکی به سادهترین و سریعترین راه برای مدیریت اختلافات بدل شود. این نه نشانه قدرت، بلکه اعترافی تلخ به ناتوانی در تحمل نقد و اداره اختلاف است.
تجربه نشان داده هر جریانی که بهجای گفتوگو و اصلاح درونی، به سرکوب و حذف متوسل شود، دیر یا زود جایگاه متزلزل خود را حتی در میان اندک حامیانش از دست میدهد. خانوادهها و بدنه اجتماعیِ مرتبط با این گروهها، پرسشهای جدی دارند: چرا پاسخ روشن و مستندی به این «اتهامات» داده نمیشود؟ چرا روندهای قضایی یا حداقلی از شفافیت وجود ندارد؟ و چرا هر بار که اختلافی بروز میکند، نتیجهاش «ناپدید شدن» یا «مرگ مشکوک» افراد است؟
پوشاندن این واقعیتها با ادبیات احساسی و شعارهای بزرگ، مشکل را حل نمیکند. اگر ادعای «مبارزه برای مردم» صادقانه است، نخستین گام، پاسخگویی به خودِ همان مردم است: توقف فوری چرخه حذف، ایجاد سازوکارهای شفاف برای رسیدگی به اختلافات، و پذیرش حق نقد. در غیر این صورت، هر روز که میگذرد، فاصله میان ادعا و واقعیت بیشتر میشود—و این شکاف، دیر یا زود به فروپاشی درونی خواهد انجامید.



