به نام «کارگر»، به کام فریب!

انجمن بی تاوان: در سالهایی که فقر، بیکاری و بیعدالتی گلوی طبقه کارگر را میفشارد، برخی گروهها با وقاحتی مثالزدنی، نام «کارگر» را به یدک میکشند تا پروژههای تروریستی خود را مشروع جلوه دهند. اما واقعیت تلخ این است: آنچه به نام کارگر عرضه میشود، در عمل نه برای کارگر، بلکه در خدمت اهداف ایدئولوژیک و خشونت طلبانه باندهایی چون پ.ک.ک و پژاک است.
کارگر، نان میخواهد، امنیت شغلی میخواهد، حق تشکل مستقل میخواهد. اما این باندها چه به او میدهند؟ ناامنی، بیثباتی، و کشاندن مناطق محروم به میدان درگیریهایی که هیچ نسبتی با مطالبات واقعی مردم ندارند. آنها از رنج کارگر، ابزار میسازند؛ از محرومیت، سوخت جنگ.
پرسش ساده است: چند کارخانه ساختهاند؟ چند شغل پایدار ایجاد کردهاند؟ چند بار به جای اسلحه، از مسیر گفتوگو و توسعه اقتصادی دفاع کردهاند؟ پاسخ روشن است؛ تقریباً هیچ. اما در عوض، چقدر فضا را امنیتی کردهاند و چقدر هزینه بر دوش مردم گذاشتهاند؟
بازی با واژهها آسان است. «خلق»، «کارگر»، «آزادی»—همه اینها میتوانند زیبا به نظر برسند. اما وقتی در عمل، نتیجه چیزی جز خشونت، فقر بیشتر و بنبست سیاسی نیست، این واژهها تبدیل به پوششی برای فریب میشوند.
کارگر نه سپر انسانی است، نه ابزار تبلیغاتی. هر جریانی که به نام او سخن میگوید، باید در عمل به بهبود زندگیاش پاسخگو باشد، نه اینکه او را در معادلات خطرناک خود قربانی کند. زمان آن رسیده که این دوگانگی افشا شود: شعار برای کارگر، عمل برای قدرت.



