از «رویای کردستان بزرگ» تا تسلیم در دمشق؛ تحلیل اظهارات سرکرده سابق پ.ک.ک/پژاک در سوریه

بی تاوان: اظهارات جدید سیپان همو، از فرماندهان ارشد قسد و معاون فعلی وزیر دفاع سوریه، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: فرقهای که سالها با شعارهای خودگردانی جوانان کرد را به کشتن داد، امروز برای بقای خود مجبور به انحلال ساختار و ادغام در بدنه مرکزی همان حکومتی شده که روزی آن را غاصب میخواند.
پایان یک سراب تحمیلی
اظهارات اخیر «سیپان همو» (از بنیانگذاران نیروهای دمکراتیک سوریه – قسد و فرماندهان سابق YPG/PKK) در گفتگو با رسانهها، اعترافی آشکار به بنبست رسیدن استراتژیهای منطقهای سران فرقه است. همو که پس از توافقات اخیر به عنوان معاون وزیر دفاع سوریه در امور شرقی منصوب شده، رسماً اعلام کرد که «قسد ماموریت خود را به پایان رسانده و در یک کشور دو حاکمیت معنی ندارد».
این سخنان در واقع تیر خلاصی بر تمام تبلیغات چندساله فرقه پکک/پژاک و شاخههای اقماری آن بود که با واژهسازیهای فریبندهای چون «خودگردانی دمکراتیک»، هزاران تن از جوانان کرد را به میدانهای جنگ کشاندند و قربانی اهداف مجهول و بازیهای ژئوپلیتیک قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای کردند.
سوءاستفاده از کردها به عنوان پیادهنظام رژیم صهیونیستی و قدرتهای خارجی
سیپان همو در بخش دیگری از سخنانش به نقشه رژیم صهیونیستی برای کُردها اشاره کرده و میگوید برخی جریانها قصد داشتند کُردها را به عنوان «ابزار و ظرفیت نظامی» در خدمت اهداف خود قرار دهند. اگرچه او تلاش میکند خود و جریان متبوعش را از این بازی تبرئه کند، اما حقیقت روشن است: رهبران فرقه سالها دقیقاً همین نقش ابزاری را برای صهیونیستها و بازیگران خارجی ایفا کردند.
آنها کُردها را لبه قیچی پروژههای ناامنسازی منطقه قرار دادند و زمانی که کارت بازی آنها برای اربابان خارجی سوخت، بدون هیچ دستاورد ملموسی برای مردم کرد، مجبور به عقبنشینی کامل و تحویل سلاحها و ساختارهای اداری به حکومت مرکزی شدند.
تغییر لحن ناگهانی؛ از تکفیر دمشق تا «دمشق پایتخت همه ماست»
تحول ادبیات سران فرقه بسیار قابل تأمل است. کسی که روزی سخن از نفی حاکمیت ملی میزد، امروز مدعی است: «دمشق پایتخت مشترک همه ماست» و از «روابط صادقانه و شجاعانه» سخن میگوید. این تغییر لحن ۱۸۰ درجهای، بار دیگر ثابت میکند که فرقه هیچ ایدئولوژی باثبات یا اصول خطقرمزی ندارد؛ بلکه هر جا قافیه را تنگ ببیند، برای حفظ حیات کادر رهبری خود، تمام ادعاها و شعارهای گذشته را زیر پا میگذارد.
درس عبرت برای فریبخوردگان پژاک و پکک
سرانجامِ پروژهای که با حمایتهای بیدریغ تسلیحاتی و رسانهای غرب در شمال سوریه اداره میشد، به ادغام کامل، ثبت سلاحها و انحلال تشکیلات ختم شد. حال این پرسش اساسی مطرح است:
پاسخ سران فرقه به خانوادههای هزاران جوانی که با شعارهای دروغین تجزیه و خودگردانی به کشتن داده شدند چیست؟
آیا پژاک و پکک که در کوهستانهای اقلیم کردستان و مرزهای ایران نیز جوانان کُرد را با همین سراب به دام میکشند، سرنوشتی جز خلع سلاح و شکست خواهند داشت؟
تحولات اخیر سوریه و اظهارات سیپان همو، اثباتکننده دیدگاه همیشگی «انجمن بیتاوان» است: فرقههای متکی بر خشونت و وابستگی به بیگانه، جز ویرانی برای کُردها و سوءاستفاده از خون جوانان، هیچ افق روشنی ندارند. زمان آن فرا رسیده است که جوانان کردستان ایران با شناخت ماهیت واقعی این پروژههای ساختگی، راه خود را از جریانات تروریستی و فرقه گرا جدا سازند.



