وابستگی، اختلاف و انزوا: سه ضلع بحران مشروعیت پژاک
پژاک چرا مشروعیت سیاسی ندارد؟ در این تحلیل به بررسی وابستگی ساختاری، اختلاف با سایر گروهها و نبود پایگاه مردمی پژاک پرداختهایم.

انجمن بیتاوان: گروه موسوم به پژاک از زمان شکلگیری خود همواره با چالش جدی در کسب مشروعیت سیاسی مواجه بوده است. بررسی ریشههای تأسیس این گروه نشان میدهد که پژاک نه بهعنوان یک جریان مستقل و بومی، بلکه بهعنوان شاخهای منشعب از پکک در سال ۲۰۰۴ میلادی پدید آمد؛ مقطعی که پکک با فشارهای گسترده سیاسی و دیپلماتیک، بهویژه قرار گرفتن در فهرست سازمانهای تروریستی، روبهرو بود.
در چنین شرایطی، ایجاد پژاک را میتوان تلاشی برای بازتعریف نقش و حضور این جریان در عرصههای منطقهای و بینالمللی دانست؛ اقدامی که با هدف دور زدن محدودیتها و کسب امتیازات جدید، بهویژه در فضای اروپا و آمریکا، دنبال شد. با این حال، همین وابستگی ساختاری از همان ابتدا سایهای سنگین بر مشروعیت سیاسی پژاک انداخت و مانع از پذیرش آن بهعنوان یک بازیگر مستقل شد.
از سوی دیگر، شکلگیری پژاک بر پایه ایدئولوژی عبدالله اوجالان و با حمایت مستقیم پکک، موجب شد این گروه نتواند جایگاهی قابلقبول در میان سایر جریانهای سیاسی فعال در این حوزه به دست آورد. بسیاری از گروهها نهتنها تمایلی به تعامل با پژاک ندارند، بلکه نسبت به نقش و عملکرد آن انتقادات جدی مطرح میکنند؛ مسئلهای که به افزایش شکافها و بیاعتمادیها دامن زده است.
تحولات میدانی نیز بر این وضعیت بیتأثیر نبوده است. تغییرات ناگهانی در کنترل برخی مناطق مرزی میان ایران و عراق و واگذاری آنها به پژاک، موجب بروز تنش میان گروههای مختلف شد و بر حساسیتهای موجود افزود. این روند، بیش از پیش جایگاه این گروه را در میان دیگر بازیگران تضعیف کرد.
در سطح اجتماعی، پژاک نتوانسته است پایگاه مردمی قابلتوجهی کسب کند. منتقدان بر این باورند که این گروه با الگوبرداری از روشهای پکک، تلاش کرده است از طریق فشار، ایجاد رعب و بهرهگیری از رویکردهای خشونتآمیز، نفوذ خود را گسترش دهد. با این حال، شواهد نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از جامعه محلی این رویکردها را نپذیرفته و از همراهی با آن خودداری کردهاند. بیتوجهی عمومی به فراخوانها و بیانیههای این گروه را میتوان نشانهای از این عدم همراهی دانست.
در مجموع، ترکیبی از وابستگی ساختاری، اختلاف با سایر جریانها و ناتوانی در جلب حمایت اجتماعی، از جمله عواملی هستند که موجب شدهاند پژاک همچنان با بحران مشروعیت سیاسی مواجه باشد و نتواند جایگاهی مؤثر در معادلات سیاسی منطقه به دست آورد.



