فروپاشی اسطوره پوشالی قندیل؛ بازخوانی تسلیم و اعترافات عبدالله اوجالان در دادگاه ۱۹۹۹

انجمن بیتاوان: سوابق تاریخی و تحولات ساختاری فرقههای تروریستی نشان میدهد که مهمترین ابزار این جریانات برای بقا، «مقدسسازی از رهبران» و ایجاد یک هاله کاذب از مغلوبناپذیری پیرامون سرکردگان است. گروهک تروریستی پ.ک.ک و شاخه اقماری آن پژاک نیز سالها با اتکا به همین رویکرد فرقه شناختی، از «عبدالله اوجالان» (معروف به آپو) یک بت فکری و نظامی برای اعضای فریبخورده خود ساختند؛ اسطورهای که طبق ادعای رسانههای فرقه، هرگز تسلیم نمیشد و تا آخرین قطره خون میجنگید.
اما تقویم تاریخ، یک نقطه عطف رسواکننده را برای این فرقه به ثبت رساند؛ فوریه ۱۹۹۹ (بهمن ۱۳۷۷)، روزی که نقاب از چهره این کیش شخصیت برافتاد و رهبر ادعایی قندیل، در فضاحتی آشکار دستگیر و به خاک ترکیه منتقل شد.
تسلیم در امرالی؛ وقتی بت فرقه به التماس افتاد
بررسی مستندات، فیلمهای ضبطشده و صورتجلسات رسمی دادگاه جزیره «امرالی» نشان میدهد که عبدالله اوجالان پس از دستگیری، کمترین مقاومت حقوقی، سیاسی یا آرمانی از خود نشان نداد. سرکردهای که هزاران نوجوان و جوان کُرد را با احکام سازمانیِ خشن مجبور به خودکشی، عملیات انتحاری و ماندن در شرایط طاقتفرسای کوهستان کرده بود، برای نجات جان خود در برابر قضات دادگاه به التماس افتاد.
او در جملاتی که برای همیشه به عنوان لکه ننگ بر پیشانی پ.ک.ک باقی ماند، رسماً اعلام کرد:
«مادر من هم یک زن ترک بود… من آمادهام به دولت ترکیه خدمت کنم. اگر به من فرصت داده شود، پ.ک.ک را به ابزاری برای خدمت به منافع و صلح مد نظر شما تبدیل خواهم کرد.»
اوجالان در این دادگاه برای گریز از طناب دار، تمام تاریخچه مبارزاتیِ ادعایی خود را نادیده گرفت، کشتهشدگان این جریان تروریستی را قربانیان اشتباهات نامید و عملاً پ.ک.ک را به عنوان یک مهره بازیچه به حراج گذاشت.
نتیجهگیری و راهبرد روشنگری
واقعه سال ۱۹۹۹ و چرخش ۱۸۰ درجهای عبدالله اوجالان، مانیفست واقعی فرقههای تروریستی را آشکار میکند: در ساختار قندیل، جان، جوانی و آینده اعضای بدنه (به ویژه جوانان بومی منطقه) ارزانترین کالا برای قربانی شدن است، اما امنیت و بقای سرکردگان، مرز سرخی است که برای حفظ آن میتوان روی خون هزاران نفر پا گذاشت. بازخوانی پرونده امرالی، خط بطلانی است بر تمام افسانهسراییهای رسانهای این فرقه و هشداری است به خانوادهها و جوانان تا اسیر ویترینهای دروغین این جریانهای رو به زوال نشوند.

