گزارشگر

فاصله معنادار جامعه کردهای ایران با جریان‌های تجزیه‌طلب؛ تحلیلی مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی

انجمن بی‌تاوان: در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های تجزیه‌طلب کردی در خارج از مرزهای ایران تلاش کرده‌اند خود را به‌عنوان «نماینده سیاسی کردهای ایران» معرفی کنند. با این حال، شواهد میدانی، داده‌های اجتماعی و رفتار سیاسی مردم مناطق کردنشین نشان می‌دهد که میان این جریان‌ها و بدنه واقعی جامعه کرد ایران، فاصله‌ای جدی و ساختاری وجود دارد.

نخست آن‌که مشارکت گسترده شهروندان کرد در سازوکارهای رسمی کشور، از جمله فرآیندهای انتخاباتی، فعالیت‌های اقتصادی، آموزشی و اداری، بیانگر نوعی پیوند نهادی و اجتماعی با ساختارهای موجود است. این سطح از مشارکت، با ادعاهای مبتنی بر گسست کامل سیاسی یا جدایی‌طلبی، همخوانی ندارد و نشان می‌دهد مطالبات غالب، در چارچوب اصلاح، بهبود و توسعه تعریف می‌شود نه تجزیه.

از منظر تاریخی نیز، جریان‌های مسلح و تجزیه‌طلب کردی در ایران نتوانسته‌اند پایگاه اجتماعی پایدار و گسترده‌ای در میان جامعه هدف ایجاد کنند. در مقاطع مختلف، این گروه‌ها عمدتاً در حاشیه اجتماعی باقی مانده و در بسیاری از موارد با عدم همراهی یا فاصله‌گیری بخش قابل توجهی از مردم مناطق کردنشین مواجه بوده‌اند. این واقعیت، نشان‌دهنده محدودیت جدی در ظرفیت بسیج اجتماعی این جریان‌هاست.

در بعد جامعه‌شناختی، تحولات نسل جدید در مناطق کردنشین نیز قابل توجه است. اولویت‌های نسل جوان، بیش از آن‌که معطوف به پروژه‌های هویتی یا ایدئولوژیک جدایی‌طلبانه باشد، بر محور توسعه اقتصادی، اشتغال، آموزش و ارتباطات گسترده‌تر با جهان متمرکز است. این تغییر اولویت‌ها، عملاً زمینه اجتماعی پذیرش گفتمان‌های افراطی و تجزیه‌طلبانه را کاهش داده است.

همچنین باید به این نکته اساسی توجه داشت که بخش قابل توجهی از کردهای ایران، هویت خود را در قالب یک هویت چندلایه تعریف می‌کنند؛ هویتی که هم‌زمان شامل تعلق قومی و تعلق ملی است. این هم‌زیستی هویتی، با روایت‌های تقلیل‌گرایانه‌ای که توسط برخی جریان‌های سیاسی خارج‌نشین ارائه می‌شود، تفاوت بنیادین دارد.

در نهایت، تفکیک میان «مطالبه‌گری مدنی و حقوقی» با «رویکردهای تجزیه‌طلبانه» ضرورتی تحلیلی و سیاسی است. بسیاری از مطالبات مطرح‌شده در مناطق کردنشین، در چارچوب حقوق شهروندی و توسعه متوازن قابل بررسی و پیگیری است و نباید با پروژه‌های سیاسی افراطی هم‌ارز تلقی شود.

بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که فاصله میان جامعه کردهای ایران و جریان‌های تجزیه‌طلب، نه صرفاً یک اختلاف تاکتیکی، بلکه ناشی از تفاوت‌های عمیق در مبانی اجتماعی، هویتی و راهبردی است؛ تفاوتی که در عمل، مانع از تبدیل این جریان‌ها به نماینده واقعی این جامعه شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا