گزارشگر

از قندیل تا جبهه ایران؛ بازی خطرناک پ.ک.ک برای بازتعریف میدان در خاورمیانه انحلال روی کاغذ، جابه‌جایی میدان در عمل؛ پ.ک.ک از ترکیه و سوریه به سمت ایران می‌رود؟

انجمن بی‌تاوان: تحولات ماه‌های اخیر در منطقه نشان می‌دهد که پرونده پ.ک.ک دیگر صرفاً یک موضوع امنیتی میان ترکیه و این گروه نیست؛ بلکه به بخشی از یک معادله پیچیده و چندلایه در خاورمیانه تبدیل شده است. روند موسوم به «خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک» در ترکیه، تحولات ساختاری در سوریه و فعال‌تر شدن گروه‌های مسلح کردی در ارتباط با ایران، سه ضلع معادله‌ای هستند که می‌تواند آینده امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

بر اساس گزارشی که به بررسی ابعاد کردی مناقشه ایران پرداخته، همزمان با اعلام رسمی پایان مبارزه مسلحانه پ.ک.ک، بخشی از ظرفیت تشکیلاتی و نظامی جریان‌های وابسته یا همسو با این گروه در حال تغییر میدان فعالیت است؛ تغییری که در صورت تحقق، می‌تواند به جای پایان بحران، صرفاً جغرافیای بحران را تغییر دهد.

به بیان روشن‌تر؛ اگر سلاح از یک جبهه جمع شود اما ساختار مسلحانه در جبهه‌ای دیگر بازتولید شود، نمی‌توان از پایان تهدید سخن گفت.

انحلال پ.ک.ک؛ پایان یک تشکیلات یا آغاز یک بازآرایی؟

در فوریه ۲۰۲۵، عبدالله اوجالان پایان مبارزه مسلحانه را اعلام کرد و در ماه مه همان سال، شورای رهبری پ.ک.ک رأی به انحلال این سازمان داد.

از ژوئیه ۲۰۲۵ نیز برخی اقدامات نمادین در زمینه تحویل سلاح انجام شد؛ اما گزارش مورد بررسی تأکید می‌کند که روند خلع سلاح همچنان با ابهامات جدی روبه‌رو است و بخش‌هایی از نیروهای عملیاتی در وضعیت بلاتکلیف قرار دارند.

مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست.

انحلال یک گروه مسلح زمانی معنا دارد که شبکه نظامی، فرماندهی، مالی و لجستیکی آن نیز واقعاً برچیده شود.

اگر نیروها صرفاً از یک جغرافیا خارج شوند و در قالب ساختارهای دیگری به فعالیت ادامه دهند، آنچه رخ داده «خلع سلاح» نیست؛ بلکه تغییر آرایش یک شبکه مسلحانه است.

سوریه؛ عقب‌نشینی تاکتیکی یا پایان پروژه یگان‌های وابسته به پ.ک.ک؟

پس از تحولات سیاسی سوریه و تغییر موازنه قدرت در دمشق، نیروهای دموکراتیک سوریه نیز تحت فشار قرار گرفتند تا ساختار نظامی خود را در ارتش سوریه ادغام کنند.

این روند در ظاهر می‌تواند ضربه‌ای جدی به ساختار مستقل یگان‌های مدافع خلق باشد؛ چراکه یکی از مهم‌ترین خواسته‌های ترکیه، پایان ساختارهای نظامی مستقل وابسته به پ.ک.ک در شمال سوریه بوده است.

با این حال، مسئله اصلی صرفاً ادغام اسمی نیروها نیست.

آنچه اهمیت دارد، پایان زنجیره فرماندهی مستقل، خروج عناصر غیرسوری وابسته به پ.ک.ک و قطع ارتباط تشکیلاتی میان ساختارهای سوری و قندیل است.

در غیر این صورت، تغییر نام و یونیفرم نمی‌تواند ماهیت یک شبکه نظامی را تغییر دهد.

جبهه ایران؛ مقصد تازه نیروهای مسلح کردی؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، به تغییر تمرکز بخشی از جریان‌های کردی مسلح به سمت ایران مربوط است.

ائتلافی متشکل از حزب دموکرات کردستان ایران، پاک و پژاک، در چارچوب تلاش برای ایجاد هماهنگی سیاسی و نظامی بیشتر در ارتباط با مسئله کردهای ایران مطرح شده است.

در این میان، پژاک به‌دلیل پیوندهای تشکیلاتی و ایدئولوژیک خود با پ.ک.ک، از نگاه آنکارا جایگاه ویژه‌ای دارد.

گزارش مورد بررسی مدعی است که با تشدید بحران ایران، ظرفیت‌های نظامی این جریان‌ها می‌تواند وارد مرحله فعال‌تری شود؛ موضوعی که اگر تحقق پیدا کند، پیامدهای آن محدود به مرزهای ایران نخواهد بود.

قندیل، سوریه، عراق، ترکیه و ایران دیگر پرونده‌های جدا از هم نیستند؛ بلکه در بسیاری از تحلیل‌های امنیتی، حلقه‌های یک زنجیره واحد محسوب می‌شوند.

رؤیای «کریدور کردی» و کابوس امنیتی منطقه

فعال شدن یک جبهه مسلحانه جدید در غرب ایران، از نگاه ترکیه صرفاً یک بحران داخلی ایران محسوب نمی‌شود.

آنکارا سال‌هاست پژاک را امتداد ساختاری پ.ک.ک می‌داند و نسبت به ایجاد یک پایگاه جغرافیایی جدید برای این جریان در داخل ایران هشدار می‌دهد.

نگرانی ترکیه روشن است:

اگر یک ساختار مسلح وابسته به پ.ک.ک بتواند در شرق کردستان جای پای سرزمینی ایجاد کند، احتمال دارد این ظرفیت در آینده به اهرمی برای تأثیرگذاری بر مناطق کردنشین ترکیه نیز تبدیل شود.

به همین دلیل، تغییر میدان از شمال عراق و سوریه به ایران می‌تواند برای آنکارا یک تحول راهبردی باشد؛ نه یک جابه‌جایی ساده در نقشه عملیات.

اربیل در میان دو آتش

اقلیم کردستان عراق نیز در این معادله با وضعیت دشواری روبه‌روست.

از یک سو، حضور نیروهای پ.ک.ک و ساختارهای وابسته به آن در مناطق کوهستانی شمال عراق، سال‌هاست روابط اربیل با آنکارا و بغداد را تحت تأثیر قرار داده است.

از سوی دیگر، هرگونه استفاده از خاک اقلیم برای انتقال نیرو، تجهیزات یا ایجاد مسیرهای لجستیکی در ارتباط با تحولات ایران، می‌تواند اقلیم را مستقیماً وارد یک رویارویی خطرناک کند.

در چنین شرایطی، اربیل باید میان فشارهای ترکیه، ملاحظات امنیتی ایران، روابط خود با آمریکا و واقعیت حضور پ.ک.ک در مناطق تحت نفوذش تعادل برقرار کند.

بهای اشتباه در چنین معادله‌ای می‌تواند بسیار سنگین باشد؛ به‌ویژه برای زیرساخت‌های انرژی و اقتصادی اقلیم.

آمریکا و اسرائیل؛ متغیرهایی که معادله را پیچیده‌تر می‌کنند

گزارش مورد بررسی همچنین از نقش‌آفرینی و حمایت غیرمستقیم آمریکا و اسرائیل در فشار بر ساختارهای نظامی جمهوری اسلامی سخن می‌گوید.

این بخش از گزارش را باید در چارچوب ارزیابی‌های تحلیلی آن بررسی کرد؛ با این حال، اصل موضوع نشان می‌دهد که پرونده گروه‌های کردی مسلح دیگر نمی‌تواند جدا از رقابت‌های گسترده‌تر منطقه‌ای مورد بررسی قرار گیرد.

هرگاه یک گروه مسلح محلی در دل یک رقابت ژئوپلیتیک بزرگ‌تر قرار گیرد، خطر اصلی این است که اهداف و منافع آن گروه با پروژه بازیگران خارجی گره بخورد.

در چنین وضعیتی، جامعه محلی ممکن است هزینه یک بازی بسیار بزرگ‌تر از توان و اختیار خود را پرداخت کند.

صلحی که فقط روی کاغذ باشد، صلح نیست

یکی از ضعف‌های اصلی روند جاری، وابستگی شدید آن به توافقات و تعاملات میان رهبران سیاسی است.

اگر روند خلع سلاح و پایان فعالیت مسلحانه پ.ک.ک قرار است پایدار باشد، باید از مرحله توافقات پشت درهای بسته عبور کرده و به یک چارچوب حقوقی، شفاف و قابل راستی‌آزمایی تبدیل شود.

در غیر این صورت، هر بحران منطقه‌ای می‌تواند روند موجود را دوباره به نقطه صفر بازگرداند.

تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که وقتی سلاح، ساختار تشکیلاتی و ایدئولوژی مسلحانه همچنان باقی باشد، تغییر عنوان سیاسی به‌تنهایی قادر به پایان دادن به بحران نیست.

جمع‌بندی؛ پ.ک.ک اگر میدان را عوض کند، بحران تمام نشده است

آنچه امروز در خاورمیانه در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه یک پایان قطعی برای پرونده پ.ک.ک باشد، می‌تواند مرحله‌ای حساس از بازآرایی این شبکه تلقی شود.

از قندیل تا سوریه و از عراق تا ایران، هرگونه انتقال نیرو، تجربه، شبکه لجستیکی و ساختار فرماندهی می‌تواند پیامدهای فرامرزی داشته باشد.

بنابراین، معیار واقعی برای سنجش «انحلال پ.ک.ک» نه بیانیه‌ها و نه مراسم نمادین تحویل سلاح، بلکه برچیده شدن واقعی ساختار نظامی، پایان فرماندهی مسلحانه، قطع شبکه‌های مالی و لجستیکی و جلوگیری از بازتولید همان تشکیلات با نامی دیگر است.

در غیر این صورت، ممکن است شاهد پایان پ.ک.ک در یک جبهه و تولد بحران جدید در جبهه‌ای دیگر باشیم.

بحران زمانی پایان می‌یابد که سلاح واقعاً کنار گذاشته شود؛ نه زمانی که فقط پرچم و عنوان عوض شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا