یادداشت روز

واکاوی تلاش پژاک برای اثرگذاری بر اپوزیسیون ایران؛ وقتی یک گروهک مسلح برای دیگران نسخه می‌پیچد

انجمن بی‌تاوان: در حالی که کارنامه گروهک تروریستی پژاک مملو از خشونت، عملیات مسلحانه، جذب نیرو، قربانی کردن جوانان و وابستگی تشکیلاتی به پ.ک.ک است، امروز یکی از اعضای ارشد این گروهک تلاش می‌کند برای آینده سیاسی ایران و حتی جریان‌های اپوزیسیون نسخه‌نویسی کند؛ تلاشی که بیش از هر چیز، نشانه بحران مشروعیت و انزوای سیاسی این گروه است.

«ریوار آبدانان» در یادداشت اخیر خود، ضمن تحلیل تحولات منطقه، به‌صراحت اپوزیسیون ایران را خطاب قرار داده و برای آن راهبرد تعیین می‌کند. او از ضرورت سازماندهی، ایجاد شبکه‌های مقاومت، دفاع از گروه‌های مسلح و اتخاذ راهبردهای خاص سخن می‌گوید؛ گویی گروهی که خود سال‌ها با اسلحه و خشونت شناخته شده، اکنون در جایگاه نظریه‌پرداز آینده ایران قرار گرفته است.

اما پرسش اساسی اینجاست؛ پژاک با چه پشتوانه‌ای برای مردم ایران و جریان‌های سیاسی کشور تعیین تکلیف می‌کند؟

واقعیت این است که پژاک نه در میان مردم ایران پایگاه اجتماعی دارد، نه در میان اکثریت جامعه کردستان از مقبولیت برخوردار است و نه حتی توانسته از سایه سنگین پ.ک.ک خارج شود. این گروهک سال‌هاست تصمیمات راهبردی خود را در چارچوب سیاست‌های پ.ک.ک تنظیم می‌کند و اکنون می‌کوشد با انتشار یادداشت‌های سیاسی، خود را به‌عنوان یکی از بازیگران اثرگذار در آینده ایران معرفی کند.

آنچه در این میان بیش از همه جلب توجه می‌کند، تلاش آشکار برای جهت‌دهی به اپوزیسیون ایران است. ریوار آبدانان در بخش‌هایی از یادداشت خود، جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی را به اتخاذ راهبردهایی فرا می‌خواند که در نهایت، جایگاه و بقای گروه‌های مسلحی مانند پژاک را نیز تضمین می‌کند. این در حالی است که تجربه سال‌های گذشته نشان داده هرگاه فضای سیاسی به سمت گفت‌وگو و راهکارهای مدنی حرکت کرده، گروه‌های مسلح بیش از همه احساس خطر کرده‌اند؛ زیرا پایان بحران، به معنای پایان توجیه حضور سلاح است.

پژاک در این یادداشت تلاش می‌کند «دفاع مشروع» را به‌عنوان مبنایی برای حفظ ساختارهای مسلح خود مطرح کند؛ اما این ادعا با کارنامه عملی این گروه همخوانی ندارد. گروهکی که سال‌ها نامش با خشونت، ناامنی، مین‌گذاری، درگیری‌های مرزی و به‌کارگیری سلاح گره خورده، نمی‌تواند همزمان مدعی دفاع از دموکراسی و آزادی باشد. دموکراسی از صندوق رأی و مشارکت سیاسی آغاز می‌شود، نه از اردوگاه‌های نظامی و فرماندهی تشکیلات مسلح.

نکته قابل تأمل دیگر، سکوت این یادداشت درباره مسئولیت خود پژاک در تشدید ناامنی‌ها و آسیب‌هایی است که فعالیت گروه‌های مسلح به مردم مناطق مرزی وارد کرده‌اند. در عوض، نویسنده می‌کوشد خود را در قامت تحلیلگر آینده ایران معرفی کند؛ روایتی که بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی باشد، تلاشی برای بازاریابی سیاسی یک گروهک مسلح است.

امروز دیگر برای افکار عمومی روشن است که پروژه اصلی پژاک، صرفاً مخالفت با جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه تلاش برای حفظ جایگاه تشکیلاتی خود در هر معادله سیاسی آینده است. به همین دلیل، هر جا سخن از تغییرات سیاسی، جنگ یا تحولات منطقه‌ای به میان می‌آید، سران این گروهک می‌کوشند خود را به‌عنوان یکی از بازیگران ضروری این معادله معرفی کنند.

اما واقعیت میدانی چیز دیگری است؛ گروهی که مشروعیت خود را از لوله تفنگ جست‌وجو می‌کند، هرگز نمی‌تواند نماینده مطالبات مردم یا تعیین‌کننده مسیر آینده ایران باشد. پژاک، به جای پاسخگویی درباره کارنامه خشونت‌بار خود، امروز در پی آن است که برای دیگران نسخه سیاسی بنویسد؛ نسخه‌ای که بیش از آنکه منافع مردم ایران را تأمین کند، در خدمت بقای یک تشکیلات مسلح و شکست‌خورده قرار دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا