«سلاح علیه مردم: روایت تلخ گروههایی که کردها را سپر کردهاند»

انجمن بیتاوان:در سالهایی که جامعه کردهای ایران بیش از هر زمان دیگری بر مسیرهای مدنی، فرهنگی و مسالمتآمیز برای پیگیری مطالبات خود تأکید کرده، هنوز جریانهایی وجود دارند که با تکیه بر سلاح، تلاش میکنند خود را سخنگوی همین مردم معرفی کنند. این ادعا اما با واقعیتهای میدانی فاصلهای عمیق دارد؛ چرا که نه تنها چنین رویکردی از پشتوانه اجتماعی گسترده برخوردار نیست، بلکه پیامدهای آن مستقیماً متوجه همان مردمی است که نامشان را یدک میکشد.
تلخترین بخش این ماجرا در همین تناقض نهفته است: گروههایی که با شعار دفاع از کردها ظاهر میشوند، در عمل ناامنی، بیثباتی و هزینههای انسانی را به همان جامعه تحمیل میکنند. نخستین آسیبها، پیش از هر جای دیگر، دامان خانوادهها و جوانان کرد را میگیرد؛ کسانی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه تمایلی به گرفتار شدن در چرخه خشونت دارند.
اصرار بر رویکرد مسلحانه، در شرایطی که فضای اجتماعی بهوضوح مسیرهای کمهزینهتر و پایدارتر را ترجیح میدهد، بیش از آنکه نشانه پایداری باشد، بیانگر گسست از واقعیتهای جامعه است. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده این مسیر نه دستاورد ملموسی به همراه داشته و نه توانسته افقی روشن برای آینده ترسیم کند؛ بلکه صرفاً به تکرار یک چرخه فرسایشی از تنش و خسارت انجامیده است.
در این میان، آنچه بیش از همه نادیده گرفته میشود، صدای اکثریتی است که خشونت را راهحل نمیداند و خواهان ثبات، توسعه و زندگی عادی است. نادیده گرفتن این صدا، به معنای فاصله گرفتن از مردم و تبدیل شدن به جریانی است که حتی اگر به نام آنها سخن بگوید—در نهایت در تضاد با منافعشان حرکت میکند.
واقعیت این است که هیچ مطالبهای بر بستر ناامنی و ترس به سرانجام نمیرسد. هر مسیری که مردم را به سپر تبدیل کند، پیش از آنکه راهحلی ارائه دهد، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشود.



