فرهنگستان

زن آزاد یا سرباز ایدئولوژی؟؛ پشت پرده شعارهای زن‌گرایانه پژاک

بی‌تاوان: شعارهای پرزرق‌وبرق درباره آزادی زنان، زمانی ارزش واقعی دارند که زن در عمل نیز صاحب حق انتخاب، استقلال و امکان تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود باشد؛ در غیر این صورت، «آزادی زن» می‌تواند صرفاً به یک ابزار تبلیغاتی برای مشروعیت‌بخشی به یک ساختار ایدئولوژیک تبدیل شود.

تصویری که از سوی رسانه‌ای با عنوان «مرکز رسانه‌ای پژاک» منتشر شده، نمونه‌ای روشن از همین الگوی تبلیغاتی است. در این پوستر، «مردسالاری» به‌عنوان یک نظام سلطه‌گر معرفی شده و از مفاهیمی همچون آزادی، برابری و رهایی زنان سخن گفته می‌شود؛ ادبیاتی که در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم تبلیغات جریان‌های نزدیک به PKK و پژاک تبدیل شده است.

اما پشت این ادبیات، یک پرسش اساسی وجود دارد:

زن در این گفتمان واقعاً «آزاد» است یا قرار است به سربازی برای تحقق اهداف یک ایدئولوژی تبدیل شود؟

آزادی زن؛ از حق انتخاب تا اطاعت تشکیلاتی

آزادی زنان را نمی‌توان تنها با شعار تعریف کرد. زن آزاد، پیش از هر چیز انسانی است که حق دارد درباره زندگی، آینده، خانواده، تحصیل، شغل و مسیر سیاسی خود تصمیم بگیرد؛ حتی اگر تصمیم او برخلاف خواست یک جریان سیاسی یا ایدئولوژیک باشد.

بنابراین، وقتی یک تشکیلات سیاسی ـ نظامی از «رهایی زن» سخن می‌گوید، معیار قضاوت نباید صرفاً متن بیانیه‌ها و پوسترهای آن باشد. پرسش مهم‌تر این است که در ساختار واقعی آن تشکیلات، میزان اختیار فردی اعضا تا چه اندازه است؟

این همان نقطه‌ای است که تبلیغات ایدئولوژیک با واقعیت اجتماعی برخورد می‌کند.

پژاک در این تصویر تلاش می‌کند مبارزه با مردسالاری را در امتداد پروژه سیاسی خود قرار دهد. اما نقد مردسالاری، به خودی خود، نه مجوز فعالیت مسلحانه است و نه دلیلی برای پذیرفتن یک ایدئولوژی خاص.

مبارزه با تبعیض علیه زنان یک مسئله انسانی است؛ اما تبدیل زن به ابزار پیشبرد یک پروژه سیاسی، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

زن؛ سوژه آزادی یا ابزار تبلیغات؟

یکی از ویژگی‌های مهم تبلیغات سیاسی، استفاده از مفاهیم عمومی و جذابی است که کمتر کسی با اصل آنها مخالفت می‌کند: آزادی، برابری، عدالت و حقوق زنان.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که این مفاهیم از یک مطالبه انسانی به ابزار مشروعیت‌سازی برای یک تشکیلات تبدیل شوند.

در چنین شرایطی، تصویر «زن مبارز» می‌تواند جای «زن صاحب انتخاب» را بگیرد؛ یعنی ارزش زن نه بر اساس استقلال فردی او، بلکه بر اساس میزان همراهی‌اش با آرمان و اهداف تشکیلات تعریف شود.

این تفاوت بسیار مهم است.

زنی که حق انتخاب دارد، باید بتواند نه بگوید؛ بتواند از یک جریان سیاسی فاصله بگیرد؛ بتواند مسیر زندگی خود را انتخاب کند و حتی اگر زمانی عضو یک تشکیلات بوده، امکان بازگشت به زندگی مستقل را داشته باشد.

پس سؤال اصلی این نیست که پژاک چند بار از «آزادی زن» سخن گفته است؛ سؤال این است که این آزادی در میدان عمل چه معنایی پیدا می‌کند؟

از مبارزه با مردسالاری تا ساختن «زن ایدئولوژیک»

پوستر مورد بحث، تصویری آرمانی از جامعه ارائه می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن ظاهراً رهایی زن در مرکز تحول اجتماعی قرار دارد. اما این روایت، یک حلقه مهم را نادیده می‌گیرد: قدرت و ساختار تشکیلاتی.

هر ایدئولوژی می‌تواند از انسان تصویری مطلوب برای خود بسازد. در یک ساختار مسلحانه نیز ممکن است «زن مبارز» به یک الگوی ایدئولوژیک تبدیل شود؛ الگویی که از او انتظار می‌رود نه فقط با تبعیض، بلکه با تمام چارچوب‌های تعریف‌شده از سوی تشکیلات همراه باشد.

در این حالت، پرسش «آیا زن آزاد است؟» باید با پرسش دقیق‌تری تکمیل شود:

آیا زن حق دارد مستقل از ایدئولوژی تصمیم بگیرد؟

اگر پاسخ این پرسش مبهم باشد، شعار «آزادی زن» نیز نیازمند بررسی و نقد جدی است.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که شعار جای پاسخگویی را بگیرد

دفاع از حقوق زنان موضوعی جدی‌تر از آن است که به ابزار جنگ تبلیغاتی گروه‌های سیاسی تبدیل شود.

زنان در جوامع مختلف با تبعیض‌ها و محدودیت‌های واقعی مواجه‌اند و مبارزه با این مشکلات نیازمند راهکارهای اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و مدنی است. اما استفاده از این مطالبات برای تطهیر یا مشروعیت‌بخشی به یک جریان مسلحانه، نه‌تنها پاسخگوی مسئله زنان نیست، بلکه می‌تواند خودِ مفهوم آزادی را نیز به یک شعار ایدئولوژیک تقلیل دهد.

از همین رو، تصویر منتشرشده از سوی رسانه منتسب به پژاک را باید فراتر از چند جمله درباره «مردسالاری» و «آزادی» خواند.

پشت این واژه‌ها، مسئله قدرت قرار دارد؛ پشت مسئله قدرت نیز سرنوشت انسان‌هایی قرار دارد که قرار است این ایدئولوژی را در عمل دنبال کنند.

زن آزاد کسی نیست که صرفاً در پوسترهای یک جریان سیاسی «آزاد» معرفی شود؛ زن آزاد کسی است که اختیار انتخاب مسیر زندگی خود را داشته باشد.

و درست از همین‌جا پرسش اصلی بی‌تاوان شکل می‌گیرد:

اگر زن برای «رهایی» مجبور باشد ابتدا در چارچوب یک ایدئولوژی تعریف‌شده قرار بگیرد، این رهایی تا چه اندازه واقعاً آزادی است؟

بی‌تاوان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا