فرهنگستان

اعدام در سایه شعار؛ وقتی «آزادی» به گلوله ختم می‌شود

انجمن بی‌تاوان: اگر قرار باشد از «عدالت» و «آزادی» حرف بزنیم، اول باید به آینه نگاه کرد. واقعیت تلخ این است که گروه‌هایی مثل پ.ک.ک و پژاک سال‌هاست در حالی شعار دموکراسی و حقوق بشر سر می‌دهند که در درون خود، ابتدایی‌ترین اصول انسانی را هم زیر پا می‌گذارند.

اعدام‌های بدون محاکمه، حذف فیزیکی نیروهای ناراضی، و برخوردهای خشن با جوانانی که فقط جرأت پرسیدن یا انتقاد داشته‌اند، لکه‌ای سیاه بر کارنامه این گروه‌هاست. این‌ها نه «اشتباهات موردی»، بلکه بخشی از یک الگوی رفتاری است؛ الگویی که در آن، وفاداری کورکورانه جایگزین عقل و آزادی شده است.

چطور می‌توان از «آزادی ملت» سخن گفت، اما صدای جوان کرد را در درون تشکیلات خفه کرد؟ چگونه می‌توان ادعای «عدالت» داشت، اما حکم مرگ را بدون دادگاه، بدون حق دفاع، و در سکوت صادر کرد؟ این تناقض، فقط یک ضعف نیست؛ یک فروپاشی اخلاقی کامل است.

واقعیت این است که بزرگ‌ترین قربانی این رویکرد، خود مردم کرد هستند. جوانانی که می‌توانستند آینده‌ساز باشند، تبدیل به ابزار و سپس قربانی می‌شوند. وقتی یک جریان، جان نیروهای خودش را این‌چنین بی‌ارزش می‌داند، ادعای دفاع از یک ملت بیشتر شبیه یک شعار توخالی است تا یک آرمان واقعی.

این مسیر، نه به آزادی ختم می‌شود و نه به کرامت انسانی؛ فقط چرخه‌ای از خشونت، سرکوب و بی‌اعتمادی را بازتولید می‌کند. هر جریان سیاسی که پاسخگوی اعمال خود نباشد و به جای شفافیت، حذف را انتخاب کند، دیر یا زود مشروعیتش را از دست خواهد داد—حتی اگر بلندترین شعارها را فریاد بزند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا