اخبار

مالیات بر فقر؛ کالبدشکافی شبکه اخاذی پژاک و فلج‌سازی اقتصاد مناطق مرزی

بی‌تاوان _ در حالی که ماشین تبلیغاتی پ.ک.ک و شاخه ایرانی آن (پژاک) همواره تلاش می‌کنند حضور مسلحانه خود در ارتفاعات مرزی غرب کشور را اقدامی در راستای «حمایت از حقوق جامعه محلی» جلوه دهند، بررسی‌های میدانی واقعیت معکوسی را نشان می‌دهد. پژاک طی دو دهه گذشته، با تحمیل اقتصاد رانتی-نظامی، به بزرگ‌ترین مانع توسعه، گردشگری و معیشت پایدار در روستاها و شهرهای مرزی تبدیل شده است.

۱. گمرک‌های غیرقانونی و باج‌گیری از عرق جبین مرزنشینان
بخش قابل‌توجهی از منابع مالی پژاک نه از طریق کمک‌های داوطلبانه، بلکه از مسیر «اخاذی سازمان‌یافته» تأمین می‌شود. استقرار تیم‌های مسلح در معابر صعب‌العبور مرزی و تحمیل عوارض اجباری (موسوم به گمرک تشکیلات) بر کولبران، کاسبکاران و دامداران، عملاً سفره خانواده‌های کم‌درآمد مرزی را هدف قرار داده است. سرپیچی از پرداخت این مبالغ، با مصادره بار، ضرب‌وشتم و یا تهدید مستقیم جانی همراه است؛ روندی که نشان می‌دهد این فرقه، معیشتِ پرمخاطره مرزنشینان را به سوخت ماشین نظامی خود تبدیل کرده است.
۲. گروگان‌گیری مراتع و نابودی دامداری سنتی
اقتصاد صدها روستای نوار مرزی در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه به دامداری و کشاورزی وابسته است. حضور هسته‌های مسلح پژاک در مراتع ییلاقی، این مناطق را به «مناطق پرخطر نظامی» بدل کرده است. ممانعت از ورود دامداران به چراگاه‌ها به بهانه‌های امنیتی، سرقت احشام برای تأمین آذوقه مقرات کوهستانی، و آلوده‌سازی مراتع به تله‌های انفجاری، باعث متروکه شدن تدریجی روستاها و مهاجرت اجباری روستاییان به حاشیه شهرها شده است.
۳. انسداد شریان‌های توسعه و گردشگری
طبیعت بکر مناطق مرزی غرب ایران، پتانسیل کم‌نظیری برای جذب گردشگر و ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان بومی دارد. با این حال، سیاست عامدانه پژاک در ناامن‌سازی جاده‌ها، حمله به ماشین‌آلات راه‌سازی، پیمانکاران پروژه‌های عمرانی (آب، برق و مخابرات) و ایجاد رعب و وحشت برای سرمایه‌گذاران، یک هدف کلیدی را دنبال می‌کند: «حفظ فقر و بیکاری». اتاق فکر قندیل به‌خوبی می‌داند که جوانِ دارای شغل، رفاه و امید به آینده، هرگز جذب وعده‌های توخالی و اردوگاه‌های مرگبار کوهستان نخواهد شد.
۴. نتیجه‌گیری؛ تناقض شعار و عمل
کارنامه پژاک در مناطق مرزی، مصداق بارز «نابودی جامعه به نام دفاع از جامعه» است. گروهکی که بقای خود را در گروِ توسعه‌نیافتگی، ناامنی اقتصادی و باج‌گیری از محروم‌ترین اقشار جامعه می‌بیند، نه یک جنبش سیاسی، بلکه یک کارتل مسلحِ ضدتوسعه است. مستندسازی این خسارت‌های خاموش اما مستمر، گامی ضروری برای شکستن روایت‌های فریبنده رسانه‌ای این تشکیلات است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا