«برای دیکتاتورها، جانِ خودشان از هر چیزی مهمتر است!»؛ روایت مستند از التماسها و چرخش ۱۸۰ درجهای اوجالان پس از دستگیری

بی تاوان – برای بیش از دو دهه، عبدالله اوجالان هر عضو پکک را که در زندانهای ترکیه زیر شکنجه لب به اعتراف میگشود یا خواستار کنار گذاشتن سلاح میشد، «خائنِ پستفطرت» مینامید و حکم اعدامش را صادر میکرد. او هزاران جوان کرد را با شعار «استقلال یا مرگ» به کام مرگ فرستاد و حتی پس از دستگیریاش، برخی از هوادارانش به دستور تشکیلات، خود را به آتش کشیدند و سوزاندند. اما هنگامی که خودِ اوجالان در فوریه ۱۹۹۹ در نایروبی (کنیا) دستگیر شد، بدون اینکه حتی یک سیلی بخورد، چه رفتاری از خود نشان داد؟ فصل چهاردهم و پانزدهم کتاب «خون و عقیده» این سقوط اخلاقی را به تصویر میکشد.
فرار به مسکو و اروپا به جای رفتن به کوهستان نزد نیروها!
هنگامی که در پاییز ۱۹۹۸ سوریه تحت فشار ترکیه اوجالان را اخراج کرد، او میتوانست مانند سایر رهبران کرد به پایگاههای پکک در کوهستانهای شمال عراق (نزد هزاران جنگجویش) برود. اما همانطور که آلیزا مارکوس مینویسد: «رفتن به کوهستان به این معنا بود که پکک از جانِ شخصِ اوجالان مهمتر است!» بنابراین او ترجیح داد با هواپیما میان مسکو، رم، آتن و کنیا سرگردان شود تا اینکه در کنار نیروهایی باشد که به دستور او در کوهستان میجنگیدند!
از ستایش آتاتورک تا عذرخواهی یکطرفه و فراموش کردن مادران داغدار کرد!
در ۱۵ فوریه ۱۹۹۹، به محض اینکه اوجالان در هواپیمای ترکیه دستبند زده شد، چرخشی ۱۸۰ درجهای و باورنکردنی آغاز گشت. در دادگاه جزیره ایمرالی، مردی که ۲۰ سال شعار نابودی دولت ترکیه را میداد، از درون محفظه شیشهای ضدگلوله، دفاعیات خود را با عذرخواهی از خانوادههای سربازان ترک آغاز کرد؛ اما حتی یک کلمه از هزاران خانواده و مادر داغدار کرد که فرزندانشان به دستور او کشته شده یا روستاهایشان سوخته بود، یاد نکرد!
او در دادگاه به ستایش از «آتاتورک» پرداخت، نگرانیهای مربوط به نقض حقوق بشر در ترکیه را بیاهمیت خواند و در جملهای بهتآور به دادگاه گفت:
«در دهه ۱۹۹۰ در ترکیه پیشرفتهای مثبتی در زمینه حقوق بشر رخ داده بود؛ پس از آن، ادامه دادن شورش مسلحانه ما کاملاً اشتباه بود!»
او حتی به کردها گفت که دولت ترکیه تمام حقوق لازم را به آنها داده است و فقط «جهل و ترسِ خودِ کردها» مانع استفاده از این حقوق شده است!
استعفای رئیس تیم وکلای اوجالان در اعتراض به بزدلی او!
رفتار ذلیلانه اوجالان در دادگاه به قدری تکاندهنده بود که «احمد زکی اوکچواوغلو» (Ahmet Zeki Okçuoğlu)، وکیل سرشناس کرد که ریاست تیم دفاع از اوجالان را بر عهده گرفته بود تا در دادگاه از حقوق مردم کرد دفاع کند، در اعتراض به تسلیمطلبی اوجالان از وکالت او استعفا داد و جملهای تاریخی گفت:
«برای دیکتاتورها، جانِ خودشان از هر چیز دیگری در دنیا مهمتر است!»
فروپاشی روحی یاران قدیمی: «حتی نمیتوانستم خودم را قانع کنم!»
«حسین توپگیدر»، که از سال ۱۹۷۸ (جلسه تأسیس پکک) بیش از ۲۰ سال از عمر خود را در زندان و کوهستان به پای اوجالان ریخته بود، وقتی در مسکو سخنان اوجالان در دادگاه را شنید، دچار فروپاشی روحی شد. «جمیل باییک» تلاش میکرد به او بقبولاند که تسلیم شدن اوجالان یک «تاکتیک هوشمندانه» است! اما توپگیدر در حالی که سیگارش را روشن میکرد، با تلخی و انزجار گفت:
«سعی میکردم در جلسات به مردم بگویم اوجالان کار درستی کرده است؛ اما چه کسی را میتوانستم قانع کنم؟ من حتی نمیتوانستم خودم را قانع کنم!» و پس از بیش از ۲۰ سال، برای همیشه پکک را رها کرد.
آغاز دوباره جنگ در سال ۲۰۰۴ از ترس فراموش شدن!
تراژدی زمانی کامل شد که اوجالان، پس از آنکه جان خود را از حکم اعدام نجات داد، در ژوئن ۲۰۰۴ — صرفاً از ترس اینکه پکک و شخص خودش در معادلات جدید منطقه به فراموشی سپرده شوند — از داخل زندان دستور پایان آتشبس و شروع دوباره جنگ را صادر کرد! همزمان، شاخه شهری وابسته به پکک با نام «بازهای آزادی کردستان» (TAK) با دستورالعملهای جدید، موجی از بمبگذاریهای مستقیم علیه شهروندان غیرنظامی و مناطق توریستی را آغاز نمود تا چرخه خون و مرگ، بار دیگر قربانی بگیرد.



