سرنوشت اردوگاهها و پایگاههای نظامی پ.ک.ک در اقلیم کردستان عراق

بیتاوان: با ورود روند انحلال و خلع سلاح پ.ک.ک به مرحله اجرایی، اقلیم کردستان عراق به یکی از مهمترین کانونهای این روند تبدیل شده است؛ روندی که سرنوشت اردوگاههای قندیل، انبارهای تسلیحاتی، شبکه تونلها و نیروهای مستقر در پایگاههای این گروه را در هالهای از ابهام قرار داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، پارلمان ترکیه در اوایل اوت ۲۰۲۶ قانونی تحت عنوان «تقویت همبستگی ملی و ادغام اجتماعی» تصویب کرده است که چارچوب بازگشت و ادغام اعضای پ.ک.ک در جامعه ترکیه را مشخص میکند. با این حال، اجرای این سازوکار منوط به تأیید شورای امنیت ملی ترکیه درباره انحلال پ.ک.ک و ساختار سازمانی ک.ج.ک و پایان فعالیت مسلحانه آنهاست.
گزارشهای نزدیک به روند مذاکرات حاکی از آن است که بررسی روند خلع سلاح و انحلال پ.ک.ک وارد مرحله پیشرفتهای شده و سازمان اطلاعات ملی ترکیه و نیروهای مسلح این کشور قرار است طی ماههای اوت و سپتامبر وضعیت اردوگاهها، تخلیه مواضع و روند تحویل سلاح را ارزیابی کنند. نتایج این ارزیابیها به رجب طیب اردوغان ارائه خواهد شد و سپس در شورای امنیت ملی مورد بررسی قرار میگیرد.
بر همین اساس، احتمال اعلام رسمی انحلال پ.ک.ک در ماه اکتبر مطرح شده است؛ اقدامی که در صورت تحقق، میتواند سازوکار ششماهه بازگشت و تعیین وضعیت حقوقی اعضای واجد شرایط این گروه را فعال کند.
قندیل؛ محور اصلی خلع سلاح پ.ک.ک
برآوردهای موجود از حضور حدود ۳۸۰۰ نیروی مسلح پ.ک.ک در ۱۸ اردوگاه در شمال اقلیم کردستان حکایت دارد. علاوه بر این، حدود ۲۵۰۰ نفر که ارتباط خود را با پ.ک.ک قطع کردهاند و حدود ۱۵۰۰ فرد غیرمسلح نزدیک به این جریان نیز در منطقه حضور دارند.
با این حال، تمامی این افراد الزاماً مشمول سازوکار بازگشت به ترکیه نخواهند شد. برآوردها نشان میدهد نزدیک به ۹۰۰ نیروی مسلح، از جمله حدود ۲۳۰ چهره ارشد، ممکن است خارج از چارچوب بازگشت قرار گیرند.
در زمینه تحویل سلاح نیز پنج نقطه اصلی شامل بنارس قندیل، کورتک، زرگله، لاوشه و بوله بهعنوان مراکز جمعآوری سلاح مطرح شدهاند. چهار مورد از این نقاط در بخش غربی قندیل قرار دارند؛ موضوعی که نشان میدهد روند تحویل سلاح عمدتاً در همان جغرافیای سنتی استقرار نیروهای پ.ک.ک دنبال میشود.
گزارشهای امنیتی ترکیه همچنین از وجود انبارهای زیرزمینی متعدد و حجم قابل توجهی از سلاحهای ضدزره، خمپارهانداز، تیربار، موشکهای ضدتانک و تجهیزات پدافندی در این مناطق خبر میدهند.
تخلیه مواضع در شمال اقلیم
همزمان با روند تحویل سلاح، گزارشهایی درباره تخلیه دهها موضع پ.ک.ک در مناطق گارا، متینا، زاپ، آواشین و حفتانین و دیگر مناطق نزدیک به مرز ترکیه منتشر شده است.
برخی از این تخلیهها بر اساس اطلاعات میدانی، تصاویر ماهوارهای و دادههای موقعیتی مورد تأیید قرار گرفتهاند. در مواردی نیز پس از تخلیه و پاکسازی مواضع، نیروهای ترکیه در آنها مستقر شدهاند.
از این منظر، تحولات شمال اقلیم را نمیتوان صرفاً به معنای ایجاد منطقهای عاری از حضور پ.ک.ک دانست؛ بلکه روند خروج نیروهای این گروه همزمان با افزایش کنترل و استقرار نیروهای ترکیه در برخی مناطق مرزی ادامه دارد.
انتقال فعالیتها به شرق اقلیم
در مقابل، تحولات شرق اقلیم کردستان تصویر متفاوتی ارائه میدهد. گزارشهای میدانی از آن حکایت دارند که بخشی از شبکهها و ساختارهای وابسته به پ.ک.ک به جای خروج کامل از منطقه، در حال انتقال و تثبیت موقعیت خود در محورهای شرقی اقلیم هستند.
تعداد این ساختارها بین یک تا سه هزار نفر برآورد شده است، هرچند تفکیک دقیق آنها از بدنه اصلی پ.ک.ک در قندیل آسان نیست و میان این شبکهها از نظر جغرافیایی، سازمانی و سابقه تشکیلاتی همپوشانی وجود دارد.
در مناطق اطراف بویین در نزدیکی حلبچه، گزارشهایی درباره ایجاد پایگاههای جدید، حفر تونل، حفر چاه و استفاده از ماشینآلات سنگین منتشر شده است. همچنین از احداث سنگر، توسعه مسیرها و جابهجایی تجهیزات سنگین در محورهای منتهی از قندیل به مناطق آسوس، برادوست، چومان و سیدکان و همچنین مسیرهای جنوبی به سمت پنجوین، حلبچه و هورامان خبر داده شده است.
مجموع این تحولات میتواند بیانگر تغییر تدریجی مرکز ثقل جغرافیایی بخشی از ساختار مسلح وابسته به پ.ک.ک از نوار شمالی اقلیم به سمت مناطق شرقی باشد.
آیا انحلال پ.ک.ک به معنای پایان همه ساختارهای آن است؟
مهمترین پرسش در این مرحله، تعریف «انحلال کامل» پ.ک.ک است.
چارچوب حقوقی مورد نظر ترکیه ظاهراً پ.ک.ک، ک.ج.ک و ساختارهای وابسته به آنها را دربرمیگیرد، اما معیارهای عملی برای پایان فعالیت تمامی این ساختارها با یک درجه از شفافیت تعریف نشده است. همین مسئله میتواند زمینه را برای برخورد متفاوت با هسته اصلی پ.ک.ک و برخی شبکهها و ساختارهای وابسته به آن فراهم کند.
از این منظر، انتقال بخشی از نیروها و شبکههای وابسته به پ.ک.ک به مناطق شرقی اقلیم را میتوان بخشی از یک دوره گذار دانست؛ دورهای که در آن ساختار اصلی پ.ک.ک در ترکیه و شمال اقلیم در حال خلع سلاح و انحلال است، اما بخشی از ظرفیتهای انسانی، لجستیکی و نظامی مرتبط با این جریان ممکن است در جغرافیایی دیگر بازآرایی شود.
این وضعیت لزوماً به معنای وجود توافق رسمی میان احزاب و طرفهای اقلیم نیست، بلکه بیش از هر چیز میتواند نشاندهنده همگرایی منافع و شکلگیری نوعی تقسیم جغرافیایی نقشها باشد.
نقش اتحادیه میهنی کردستان
در این میان، نقش اتحادیه میهنی کردستان نیز از اهمیت جغرافیایی برخوردار است. بخش قابل توجهی از محورهای شرقی اقلیم تحت نفوذ این حزب قرار دارد و در صورت انتقال بخشی از نیروها یا چهرههای ارشد پ.ک.ک به مناطق نزدیک سلیمانیه، پنجوین، حلبچه و مرزهای شرقی، این مناطق میتوانند به یکی از مهمترین کانونهای مرحله پس از انحلال پ.ک.ک تبدیل شوند.
با این حال، شواهد موجود را نمیتوان بهعنوان نشانهای قطعی از توافق رسمی میان طرفهای اقلیم تلقی کرد. آنچه بیش از هر چیز مشاهده میشود، همپوشانی منافع و تحولات میدانی در جغرافیایی است که بازیگران مختلف در آن حضور و نفوذ دارند.
تصمیم شورای امنیت ملی ترکیه؛ نقطه عطف مرحله بعد
مهمترین آزمون این روند، تصمیم شورای امنیت ملی ترکیه در ماه اکتبر خواهد بود.
اگر این شورا انحلال و خلع سلاح پ.ک.ک و ک.ج.ک را تأیید کند و در عین حال، بخشی از ساختارهای وابسته و شبکههای نزدیک به پ.ک.ک همچنان در شرق اقلیم کردستان دارای نیروی مسلح، پایگاه، تونل و زیرساخت نظامی باشند، مسئله اصلی وارد مرحله تازهای خواهد شد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نخواهد بود که «آیا پ.ک.ک منحل شده است؟» بلکه پرسش اساسیتر این است که **کدام بخش از ساختار پ.ک.ک منحل شده و چه بخشهایی در قالب شبکهها، گروههای وابسته و ساختارهای اقماری همچنان در شرق اقلیم کردستان به فعالیت خود ادامه میدهند؟**
بنابراین، انحلال رسمی پ.ک.ک الزاماً به معنای پایان فوری تمامی زیرساختهای نظامی و تشکیلاتی مرتبط با این گروه در جغرافیای اقلیم کردستان نخواهد بود. آینده اردوگاههای قندیل و دیگر پایگاههای این گروه، نحوه تعیین تکلیف نیروهای مسلح و سرنوشت شبکههای وابسته، از مهمترین موضوعاتی خواهد بود که مرحله پس از انحلال پ.ک.ک را شکل خواهد داد.

