تناقض آشکار در ادبیات پ.ک.ک؛ ژست دموکراسیخواهی «بسی هوزات» در سایه استبداد درونی قندیل

بی تاوان: رسانههای وابسته به پ.ک.ک اخیراً اظهاراتی از «بسی هوزات»، سرکرده مشترک شورای اجرایی ک.ج.ک منتشر کردهاند که در آن مدعی شده است: «زمان آن فرا رسیده است که به مرحلهای سیاسی که در آن قدرت در اقلیم کردستان در انحصار یک حزب یا خاندانی خاص قرار گرفته، پایان داده شود.»
طرح این ادعا از سوی رهبران پ.ک.ک بیش از آنکه یک نقد ساختاری معتبر باشد، مصداق بارز فرار به جلو و تناقض رفتاری عمیق در این ساختار مسلحی است. سران قندیل در حالی احزاب سنتی اقلیم کردستان را به انحصارطلبی متهم میکنند که خود دهههاست تاریکترین شکل تمرکز قدرت و تمامیتخواهی را بر اعضای خود و مناطق تحت نفوذشان تحمیل کردهاند.
تناقضات بنیادین ادعای هوزات:
۱. استبداد تشکیلاتی و حذف فیزیکی منتقدان:
سازمانی از «انحصار قدرت» انتقاد میکند که در طول بیش از چهار دهه گذشته، کوچکترین صدای مخالفت یا نگاه متفاوتی را در درون کادرهای خود با ترور، تصفیههای خونین و برچسب «خیانت» پاسخ داده است. ساختاری که تصمیمگیری در آن دهههاست در انحصار یک حلقه بسته چندنفره نظامی در کوهستان قندیل باقی مانده، چگونه مدعی ضرورت تکثرگرایی سیاسی میشود؟
۲. رویکرد خصمانه علیه ثبات مناطق کردنشین:
پ.ک.ک در حالی از ساختار قدرت در اقلیم کردستان انتقاد میکند که حضور نظامی نامشروع این گروه در شنگال، مخمور و مناطق روستایی شمال عراق، عملاً این مناطق را به میدان جنگ دائمی، ویرانی صدها روستا و آوارگی هزاران خانواده کرد تبدیل کرده است.
۳. سوءاستفاده ابزاری از شعار دموکراسی:
تجربه نشان داده است که واژههایی مانند «دموکراسی»، «رفع انحصار» و «حقوق زنان» در دستگاه تبلیغاتی پ.ک.ک صرفاً ابزارهایی تاکتیکی برای فضاسازی رسانهای و توجیه دخالتهای شبهنظامی هستند، در حالی که در عمل، رفتارهای فرقه-گونه، سربازگیری اجباری از کودکان و نوجوانان و محرومسازی اعضا از اولیهترین حقوق فردی، واقعیت جاری در اردوگاههای این گروه است.
اظهارات اخیر نشان میدهد که سران ک.ج.ک به جای پاسخگویی درباره سرنوشت صدها جوان فریبخورده و ویرانیهای حاصل از رفتارهای میلیتاریستی خود، ترجیح میدهند با هدف قرار دادن بحرانهای موجود در اقلیم کردستان، بر بحرانهای عمیق مشروعیت و ساختار بسته خود سرپوش بگذارند.



