سبک زندگی

خاطره ای از روزهای سیاه جنگ

✍️بروسکه

فیلم های روزهای جنگ در مجازی گمان میکنم برای همه یادآور تلخ ترین روزها باشد. نود میلیون ایرانی هر کدام به نوعی درگیر تبعات این جنگ شدند.

اوایل جنگ بود و ما به روستا رفته بودیم و در شهر تردد نمیکردیم. در آن روز باران بشدت میبارید. یک کانال تلگرامی محلی نوشته بود در هوای بارانی جنگنده ها قادر به پرواز نیستند. ما هم مثل خیلی های دیگر خواستیم از فرصت استفاده کنیم و برای خرید مایحتاج روزانه به شهر رفتیم. متاسفانه خبر درست نبود و در مسیری که میرفتیم یک کلانتری مورد حمله قرار گرفت. راه پس نداشتیم و باید جلو میرفتیم. گرد وغبار همه جا را گرفته بود. تکه های بتن و سنگ های بزرگ وسط جاده افتاده بود. برخی ماشین ها آسیب دیده و متوقف شده بودند. زنان جیغ میکشیدند و کودکان گریه میکردند. جاده اسفالت شبیه خاکی شده بود و گل و لای همه جا را گرفته بود. فرمان را محکم چسبیده بودم و سعی داشتم از وسط ویرانی ها رد شوم. نیم تنه یک نفر وسط جاده افتاده بود. یک زن را کنار خیابان دراز کش کرده بودند.
سرش شکافته بود و غرق خون بود. کمتر ماشینی سالم مانده بود. خیلی اتفاقی جان سالم به در بردیم. وقتی از معرکه دور شدیم از یک نیروی هلال احمر پرسیدیم چه کاری از دستمان ساخته است؟ گفت که سریع تر مسیر را خلوت کنید آمبولانس ها بتوانند تردد کنند.
چه روزها و شب های هولناکی بود. ما مردم ایران هزینه گزافی پرداختیم تا آینده بشریت سرشار از روزهای روشن باشد. آمریکا صد سال است کشورها را بمباران میکند. ما ترمز این هیولای آدمخوار را کشیدیم. ازین پس اگر بخواهند به مردمانی دیگر حمله کنند باید ده بار سبک و سنگین کنند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا