از شعار «مدیریت دموکراتیک» تا واقعیت تشکیلاتی پژاک؛ مردم کجای تصمیمگیریاند؟
پژاک از سازماندهی جامعه و خودمدیریتی سخن میگوید؛ اما پرسش اساسی این است که در الگوی پیشنهادی این گروهک، مردم واقعاً تصمیمگیرند یا صرفاً مخاطبان و مجریان یک برنامه تشکیلاتی هستند؟
انجمن بیتاوان | واژههایی مانند دموکراسی، مشارکت مردمی و خودمدیریتی، در ظاهر بر نقش جامعه در تعیین سرنوشت خود تأکید دارند. اما ارزش واقعی این مفاهیم نه با تکرار آنها در نشریات و بیانیههای سیاسی، بلکه با سازوکارهای عملی تصمیمگیری، حق مخالفت و میزان پاسخگویی صاحبان قدرت مشخص میشود.
شماره هفدهم نشریه «آلترناتیو»، ارگان رسمی پژاک، به موضوعاتی همچون سازماندهی اجتماعی، وضعیت اقتصادی و هویتی زاگرس و الگوی خودمدیریتی میپردازد. این مطالب فرصتی برای طرح پرسشی بنیادی فراهم میکنند: در الگوی سیاسی مورد نظر پژاک، مردم تا چه اندازه اختیار واقعی دارند و چه تضمینی وجود دارد که تصمیمگیری در انحصار تشکیلات باقی نماند؟
دموکراسی با شعار محقق نمیشود
از نگاه انجمن بیتاوان، پژاک را نباید صرفاً با عنوان یک حزب سیاسی عادی معرفی کرد؛ این انجمن آن را گروهکی تروریستی میداند و معتقد است ادعاهای سیاسی آن باید با توجه به ماهیت تشکیلاتی، رویکرد مسلحانه و پیامدهای فعالیتهایش مورد بررسی انتقادی قرار گیرد.
در چنین ارزیابیای، استفاده از اصطلاح «مدیریت دموکراتیک» بهتنهایی برای اثبات مردمی بودن یک الگو کافی نیست. پرسشهای تعیینکننده عبارتاند از: چه کسانی تصمیمهای اصلی را اتخاذ میکنند؟ آیا مردم در انتخاب تصمیمگیران نقش مستقیم دارند؟ آیا امکان نقد و مخالفت آزادانه وجود دارد؟ و اگر جامعه با سیاستهای تشکیلات موافق نباشد، چه راهی برای تغییر تصمیمها در اختیار دارد؟
این پرسشها نه حاشیهایاند و نه صرفاً نظری؛ پاسخ به آنها مشخص میکند که مشارکت اجتماعی تا چه اندازه واقعی و مؤثر است.
سازماندهی جامعه؛ مشارکت آزادانه یا گسترش نفوذ تشکیلاتی؟
در مطالب بررسیشده، سازماندهی جامعه بهعنوان یکی از محورهای مهم مطرح شده است. اصل همکاری اجتماعی و مشارکت داوطلبانه مردم، بهخودیخود موضوعی منفی نیست. مسئله زمانی پدید میآید که یک جریان سیاسی بخواهد سازماندهی اجتماعی را در چارچوب برنامه و اهداف تشکیلاتی خود تعریف کند، بیآنکه حدود اختیارات، شیوه پاسخگویی و حق استقلال افراد بهروشنی مشخص باشد.
در این زمینه باید پرسید: آیا افراد میتوانند بدون وابستگی به پژاک در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کنند؟ آیا تشکلهای مستقل و دیدگاههای متفاوت به رسمیت شناخته میشوند؟ آیا مردم میتوانند با اهداف و سیاستهای این گروهک مخالفت کنند، بیآنکه از مشارکت اجتماعی یا حقوق خود محروم شوند؟
صرف تأکید بر ضرورت سازماندهی، پاسخ این پرسشها نیست. آنچه اهمیت دارد، تضمین استقلال جامعه از هرگونه انحصار سیاسی و تشکیلاتی است.
مردم زاگرس؛ صاحبان حق انتخاب، نه ابزار پروژههای سیاسی
فقر، بیکاری، مهاجرت و دغدغههای هویتی، از موضوعاتی هستند که در مطالب نشریه پژاک درباره زاگرس مطرح شدهاند. این مشکلات باید با برنامههای عملی، منابع روشن و پاسخگویی نهادهای مسئول پیگیری شوند؛ نه آنکه صرفاً به ابزاری برای تقویت یک روایت سیاسی تبدیل شوند.
همچنین، هویت یارسانی و کُردی و تنوع اجتماعی منطقه نباید در انحصار یک جریان سیاسی قرار گیرد. مردم حق دارند درباره آینده خود دیدگاههای متفاوتی داشته باشند و مسیرهای سیاسی و اجتماعی گوناگونی را انتخاب کنند. هیچ گروهی صرفاً با ادعای نمایندگی یک جامعه، حق سخن گفتن به جای تمام اعضای آن را به دست نمیآورد.
از این منظر، مقابله با تروریسم و تجزیهطلبی به معنای نادیده گرفتن مشکلات مردم نیست؛ بلکه به معنای دفاع از امنیت، حق انتخاب و امکان مشارکت مستقل آنان، بدون تحمیل خشونت یا انحصار تشکیلاتی است.
پرسشهایی که پژاک باید به آنها پاسخ دهد
برای سنجش ادعای «مدیریت دموکراتیک»، چند معیار روشن وجود دارد:
حق انتخاب: مردم چگونه در انتخاب تصمیمگیران و تعیین سیاستها نقش دارند؟ حق مخالفت: آیا مخالفت با برنامههای تشکیلات، بدون فشار و محدودیت امکانپذیر است؟ پاسخگویی: چه سازوکاری برای بررسی و اصلاح تصمیمهای نادرست وجود دارد؟ استقلال اجتماعی: آیا مردم میتوانند بیرون از ساختار پژاک و بدون وابستگی سیاسی، تشکلهای مستقل خود را ایجاد کنند؟ نتیجه عملی: این الگو چه دستاورد قابل سنجشی برای کاهش فقر، بیکاری و مهاجرت ارائه کرده است؟
این معیارها امکان میدهند ادعاهای سیاسی با شواهد و عملکرد واقعی سنجیده شوند، نه صرفاً با عنوانها و شعارها.
جمعبندی؛ مدیریت جامعه با ادعای نمایندگی آن تفاوت دارد
شماره هفدهم نشریه پژاک، سازماندهی اجتماعی و خودمدیریتی را در کنار مسائل هویتی و اقتصادی زاگرس مطرح میکند؛ اما برای ارزیابی دموکراتیک بودن این الگو، باید شواهد روشنتری درباره سازوکار تصمیمگیری، حق مخالفت، استقلال مردم و پاسخگویی تشکیلات در دست باشد.
موضع انجمن بیتاوان روشن است: امنیت و آینده مردم نباید قربانی فعالیتهای مسلحانه، تجزیهطلبی یا انحصار سیاسی شود. اگر یک جریان مدعی دفاع از مردم است، باید حق آنان برای نقد، مخالفت، انتخاب آزادانه و تعیین مستقل مسیر زندگیشان را در عمل تضمین کند.
پرسش نهایی همچنان پابرجاست: وقتی پژاک از «مدیریت دموکراتیک» سخن میگوید، مردم دقیقاً کجا تصمیم میگیرند، چه کسی پاسخگوست و چه تضمینی وجود دارد که اختیار جامعه در اختیار تشکیلات قرار نگیرد؟


