پشت پرده انفجار انبار تسلیحات در سلیمانیه؛ ردپای اختلافات داخلی گروهکهای تجزیهطلب

انجمن بیتاوان: انفجار مشکوک یک انبار تسلیحات در اطراف سلیمانیه، بار دیگر فضای امنیتی شکننده اقلیم کردستان عراق و رقابت پنهان میان گروهکها و جریانهای مسلح فعال در این منطقه را در کانون توجه قرار داده است.
اگرچه هنوز گزارش رسمی و شفافی درباره عامل، محل دقیق شلیک و انگیزه این حادثه منتشر نشده، بررسی ویدئوی مربوط به انفجار و تطبیق آن با جغرافیای منطقه، فرضیه وقوع یک عملیات حسابشده از داخل محدوده تحت کنترل اقلیم را تقویت کرده است.
بر اساس تحلیلهای منتشرشده، موشک احتمالاً از محور غربی سلیمانیه و محدوده بازیان، تکیه یا ارتفاعات بردهقەرەمان شلیک شده و پس از حرکت بهسمت سلیمانیه، بقایای موتور یا بخش پیشران آن در نزدیکی تاسلوجه سقوط کرده است.
موقعیت جغرافیایی بازیان و رشتهکوههای اطراف آن نیز با این مسیر احتمالی همخوانی دارد. فاصله حدود ۱۵ تا ۲۵ کیلومتری این منطقه تا محل حادثه و قرار گرفتن آن در امتداد مسیر تاسلوجه، احتمال شلیک از این محور را به یکی از جدیترین سناریوهای مطرحشده تبدیل کرده است.
دو مظنون در جغرافیای ناامن سلیمانیه
در محدوده مورد بحث، دستکم دو مجموعه مسلح از توانایی و امکان اجرای چنین عملیاتی برخوردارند؛ نخست، نیروها و نهادهای امنیتی وابسته به جریانهای حاکم بر سلیمانیه و دوم، عناصر گروهک تروریستی پ.ک.ک که سالهاست از مناطق کوهستانی اقلیم کردستان بهعنوان پناهگاه، محل استقرار و پایگاه عملیاتی استفاده میکنند.
پ.ک.ک در مناطق مختلف کوهستانی اطراف سلیمانیه و گرمیان حضور دارد و سابقه استفاده از راکتهای کاتیوشا و گراد در درگیریهای مسلحانه را نیز در کارنامه خود ثبت کرده است. بخشی از این تجهیزات از بازار سیاه، انبارهای بهجامانده از جنگهای گذشته یا شبکههای قاچاق تسلیحات در اقلیم تأمین میشود.
با این حال، نزدیکی محل احتمالی شلیک به مناطق تحت کنترل نهادهای امنیتی سلیمانیه، پرسشهای مهمی را مطرح میکند؛ آیا یک گروه مسلح بدون اطلاع ساختارهای امنیتی اقلیم قادر بوده چنین عملیاتی را اجرا کند؟ یا آنکه انفجار اخیر بخشی از یک تسویهحساب پنهان میان گروهکها، احزاب و نیروهای مسلح رقیب بوده است؟
انبار تسلیحات؛ قربانی یک تسویهحساب داخلی؟
برخی روایتها حاکی از آن است که محل انفجار، انبار سلاح و مهمات نیروهای موسوم به «یگان ۷۰» وزارت پیشمرگه بوده است؛ مجموعهای که در ساختار نظامی اقلیم، تحت نفوذ جریانهای سیاسی مستقر در سلیمانیه قرار دارد.
هدف قرار گرفتن چنین انباری، آن هم از مسیری که احتمالاً در عمق جغرافیای تحت کنترل اقلیم قرار دارد، نمیتواند صرفاً یک حادثه اتفاقی تلقی شود. این موضوع احتمال وجود اختلافات درونی، رقابت بر سر انبارهای تسلیحاتی و تلاش برای حذف یا تضعیف بخشی از نیروهای رقیب را افزایش میدهد.
ساختار نظامی اقلیم کردستان سالهاست بهجای برخورداری از فرماندهی یکپارچه، میان احزاب، خاندانهای سیاسی و مراکز قدرت تقسیم شده است. هر جریان، نیروهای مسلح، دستگاه اطلاعاتی، زندانها و انبارهای تسلیحاتی خاص خود را در اختیار دارد؛ وضعیتی که زمینه درگیری، عملیات پنهانی و تسویهحسابهای امنیتی را فراهم کرده است.
در چنین ساختاری، انبارهای سلاح نه دارایی عمومی مردم اقلیم، بلکه بخشی از قدرت و نفوذ احزاب محسوب میشوند. از همین رو، تخریب یک انبار میتواند ابزاری برای کاهش توان نظامی رقیب، پاکسازی اسناد یا حتی پنهانکردن روند انتقال غیرقانونی تجهیزات باشد.
پ.ک.ک؛ بازیگری که از آشفتگی اقلیم تغذیه میکند
در کنار رقابت احزاب اقلیم، نباید نقش پ.ک.ک و شاخههای وابسته به آن را نادیده گرفت. این گروهک طی سالهای گذشته از شکافهای سیاسی، ضعف حاکمیت مرکزی و نبود کنترل یکپارچه امنیتی در اقلیم کردستان بیشترین بهره را برده است.
حضور آزادانه عناصر پ.ک.ک در مناطق کوهستانی، دسترسی آنان به سلاحهای نیمهسنگین و ایجاد شبکههای تدارکاتی، نتیجه مستقیم همین آشفتگی ساختاری است. گروهکهای تجزیهطلب در چنین فضایی میتوانند ضمن جابهجایی نیرو و تجهیزات، رقابتهای داخلی اقلیم را به فرصتی برای توسعه نفوذ خود تبدیل کنند.
اگر فرضیه نقش پ.ک.ک در این حادثه درست باشد، انفجار اخیر نشان میدهد که این گروهک نهتنها به یک تهدید فرامرزی، بلکه به عاملی برای بیثباتی در داخل اقلیم کردستان تبدیل شده است. اگر هم عامل حادثه بخشی از ساختارهای سیاسی و امنیتی سلیمانیه باشد، باز هم نتیجه تفاوت چندانی ندارد؛ زیرا در هر دو حالت، مردم منطقه قربانی رقابت گروههای مسلحی شدهاند که منافع تشکیلاتی خود را بر امنیت عمومی ترجیح میدهند.
سکوتی که بر ابهامات میافزاید
سکوت نهادهای رسمی اقلیم کردستان درباره جزئیات حادثه، تنها بر ابهامات افزوده است. مشخص نیست موشک دقیقاً از کدام نقطه شلیک شده، چه نوع مهماتی در انبار نگهداری میشده و چرا نهادهای امنیتی نتوانستهاند از وقوع چنین حادثهای جلوگیری کنند.
شفافنشدن این پرسشها، زمینه را برای تقویت فرضیه تسویهحساب داخلی میان گروهکها و ساختارهای مسلح فراهم میکند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که بسیاری از حوادث امنیتی در اقلیم، پس از مدتی با سکوت، انکار یا انتشار روایتهای متناقض از دستور کار رسانهها خارج میشوند.
انفجار انبار تسلیحات سلیمانیه را باید نشانه دیگری از بحران عمیق امنیتی در اقلیم کردستان عراق دانست؛ بحرانی که ریشه آن در تعدد مراکز قدرت، فعالیت آزادانه گروهکهای تجزیهطلب، انباشت سلاح خارج از نظارت عمومی و رقابت جریانهایی قرار دارد که اقلیم را به مجموعهای از قلمروهای حزبی و نظامی تبدیل کردهاند.
تا زمانی که گروهکهای مسلح و احزاب حاکم، سلاح را ابزار حفظ قدرت و حذف رقیب بدانند، حوادثی از این دست ادامه خواهد داشت و هزینه آن را نه سرکردگان گروهکها، بلکه مردم عادی اقلیم کردستان پرداخت خواهند کرد.


