اخبار

«یا با ما می‌آیی، یا کشته می‌شوی!»؛ ناگفته های قانون سربازگیری اجباری و آدم‌ربایی در پ‌ک‌ک

بی‌تاوان _ یکی از بزرگ‌ترین افسانه‌های تبلیغاتی فرقه‌های مسلح این است که تمامی نیروهای آن‌ها با اراده آزاد و عشق به ایدئولوژی گروهک به کوهستان‌ها رفته‌اند. اما شهادت فرماندهان ارشد جداشده از پ‌ک‌ک در کتاب «خون و عقیده»، واقعیت تلخ دیگری را فاش می‌کند: تصویب قانون «خدمت وظیفه اجباری» در کنگره سوم پ‌ک‌ک (اکتبر ۱۹۸۶) به دستور مستقیم عبدالله اوجالان؛ قانونی که به موجب آن، جوانان کرد شبانه از خانه‌هایشان ربوده می‌شدند.

ربودن جوانان و حتی زنان متأهل از روستاها!
پس از کنگره سوم در سال ۱۹۸۶، پ‌ک‌ک تصمیم گرفت برای افزایش تعداد نیروهای خود و تحمیل اقتدارش بر منطقه، جوانان کرد را به زور به کوهستان ببرد. واحدهای مسلح شبانه به روستاها می‌ریختند و گاه ده‌ها نوجوان و جوان را یک‌جا می‌ربودند. کار به جایی رسید که پسران جوان روستاها شب‌ها برای فرار از ربوده شدن توسط پ‌ک‌ک، در مخفیگاه‌ها پنهان می‌شدند.

«حسین توپگیدر»، از اعضای اولیه و فرماندهان سابق پ‌ک‌ک، خاطره تلخ و عجیبی از این دوران نقل می‌کند:
«یک روز با دوربین دوچشمی نگاه می‌کردم و دیدم گروه بزرگی به سمت ما می‌آیند؛ زنانی با لباس‌های رنگارنگ روستایی. پرسیدم این‌ها چه کسانی هستند؟ گفتند واحد جدید دکتر کندال است! یک گروه چریکی به روستایی رفته و گروهی از زنان جوان را به زور با خود آورده بودند، در حالی که همه آن‌ها زنان متأهل بودند و حاضر نشدند لباس‌هایشان را عوض کنند یا سلاح دست بگیرند!»
سرنوشت شوم ربوده‌شدگان: مرگ در صورت فرار!
«ساری باران»، از فرماندهان نظامی وقت پ‌ک‌ک در منطقه حکاری و چوکورجا، صراحتاً به فاجعه‌بار بودن این سیاست اعتراف می‌کند:
«کسانی که در کنگره این تصمیم را گرفتند واقعیت جنگ را نمی‌شناختند. من می‌دانستم قانون سربازگیری اجباری مردم را علیه ما می‌شوراند. شما می‌رفتید جوانان مردم را به زور می‌بردید، روستا واکنش نشان می‌داد، بعد آن جوانانی که به زور آورده بودید فرار می‌کردند، و سپس شما مجبور بودید آن‌ها را (به جرم فرار و خیانت) بکشید!»
همچنین «صلاح‌الدین چلیک»، دیگر فرمانده سابق پ‌ک‌ک تأکید می‌کند که این آدم‌ربایی‌ها نتیجه معکوس داد؛ چرا که بسیاری از روستاییانِ بی‌پناه، صرفاً برای دریافت سلاح جهت محافظت از فرزندانشان در برابر آدم‌ربایی‌های پ‌ک‌ک، ناچار شدند به سیستم نگهبانان دولتی بپیوندند و در نتیجه، چرخه‌ای بی‌پایان از برادرکشی شکل گرفت.
نتیجه‌گیری:
چه بسیار نوجوانان و جوانان بی‌تاوانی که نه سودای جنگ داشتند و نه علاقه‌ای به ایدئولوژی استالینیستی پ‌ک‌ک؛ اما شبانه از آغوش خانواده‌هایشان ربوده شدند. اگر در کوهستان می‌ماندند در درگیری‌ها کشته می‌شدند، و اگر تلاش می‌کردند به خانه بازگردند، توسط جوخه‌های اعدام خودِ پ‌ک‌ک به گلوله بسته می‌شدند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا