یادداشت یک عضو سابق پ.ک.ک در خصوص ۱۵ آگوست

هر ساله با فرار رسیدن پانزده آگوست  پ ک ک این روز را روز رهایی و آزادی تلقی کرده و به مناسبت آن جشنهایی پر پا می کند که گویا در سال ۱۹۸۴م روزی است که اولین حمله نظامی را در برابر دولت ترکیه در سه بخش شروع کردند ودو بخش آن بی نتیجه و شکست خوردند و تنها در یک بخش با فرماندهی کد عگید (معصوم کورکماز )نتیجه گرفت و پ ک ک تنها به خاطر این پیروزی این روز را روز ارتش نامگذاری کرده است  و اگر پ ک ک این روز را مهم قلمداد می کند بعلت این است که تنها عگید در این روز پیروزی را بدست آورده بود .

و بعدها قهرمان این عملیات در سال ۱۹۸۶توسط خود گروهک از پای در می اید و زمانی که عگید در کوههای گابار کشته می شود منطقه فاقد نیروهای دولتی بوده و از طرف خود عناصر گروهک از پشت به او شلیک می شود و تا به امروز هم فاعل این این جنایت در پ ک ک سر پوشیده نگاه داشته می شود .

اگر روز پانزده اگوست در دیدگاه پ ک ک روز پیروزی و یا روز ارتش است تنها عگید بود که در این این حمله نتیجه گرفته بود و سوالی که مطرح می شود این است که چگونه شخصی در گروهک پیروزی هایی را بدست می اورد و بعدا بدست خود گروه کشته می شود و بعدا او را قهرمان می نامند ؟

برای اینکه این موضوعها بهتر روشن شود به گفته اوجالان در کتاب “دفاع از یک خلق ” نگاه کنیم واوجالان چنین می گوید :

“به منظور ایضاح چنیناوضاع دشواری،موقعیت کلی رهبری به تدریج مطرح تر و مسئولیتهای ان سنگین تر میشد و مساعدت لازم به منظور ارتقائ شرف انقلابی اکثریت قاطع کاندیداهای کادر با قاطعیت و موفقیت تمام دریغ نمی گردید . به جای اینکه زحمات احترام قائل شده و خود انها نیز در این راستا سهیم شوند در افتادن انها به جنگ اقتدار داخلی کلیه فعالیتها و اقدامات را مسموم میکردند . باند چهار گانه شاهین بالیچ،شمدین ساکک،جمال کورو هوگر رسما شروع به قتل عام کادرها نمودند هنوز هم امار و شمار رفقا و کادرهای ارزشمندی که تحت عنوان “در درگیری کشته شد”سر به نیست شدند ،معلوم نیست .هنوز هم مرگ بعضی از رفقای ارزشمند در هاله ای از ابهام مرموز مانده است . شمار زیادی از کودکان،زنان و انسانهای بیگناه وعادی که لازم بودهدف قرارنگیرند کشته شدند .رفیق دوران کودکی ام حسن بیندال رادر سال ۱۹۹۰م در جلوی چشمان من تحت عنوان:در مانور تیر خورد”اورا از میان برداشتند  با اینکه دارای عقیده استوار سوسیالیستی بودم اما جنایتهای پست فطرتانه و غیر قابل تصور که در درون جنبش صورت می گرفت به تدریج موجب کم توجهی من شده بود در این میان احتمال زیاد انسانهای بیگناه زیادی تحت عنوان شکار ،جاسوس به قتل رسیده است .با توجه به اینکه در کنار من چنین جنایت هایی انجام می دادند احتمالا در درون میهن (عرصه پراکتیک)جنایتهای به مراتب وحشتناکتر از این انجام داده باشند.”

 

پ ک ک به مناسبت این روز هر ساله وعده های که به کادرها می دهد این است که گویا این سال سال فینال و پیروزی است و هر سال این شعاری که هیچ پایانی ندارد تکرار می شود ودر نتیجه این شعار تنها هر سال هزاران کادر از پ ک ک کشته می شود و هزاران مردم بیگناه یا کشته ویا از خانه هایشان اواره می شوند

حال اینکه روز پانزده اگوست روزی است که پ ک ک دست به کشتن مردم کرد را در ترکیه اغاز کرد و اهداف این حملات ابتدا رئس عشیرها و مختارهایی بودند که تنها از روستایشان حمایت ونگهداری می کردند و این حملات را با بهانه تفکرات منفی سوسیالیزم را اغاز کردن که گویا تفکرات سوسیالیزم مخالف فرم عشیرها و اغاها و مختارها است واین سیاست غلط پ ک ک جان هزارا ن خانواده کرد را گرفت .کادری بنام “زروان”که اهل شرناغ بود و یک پایش در اثر مین را از دست داده بود ودر سال ۲۰۰۵م از گروه جدا شد و به شهر زاخو رفت چنین می گفت :به مناسبت روز پانزده اگوست به ما دستور می دادند که گویا فلان مختار با دولت همکاری می کند و باید کل خانواده اش ازبین برود .و می گفت “ماهم اطاعت می کردیم . زمانی را برای حمله طرح ریزی می کردیم که کل اعضای خانواده باهم باشند و معمولا هنگام خوردن شام که تمامی اعضای خانواده مختار بر روی سفره می نشستند ما بایک گروه هشت نفری وارد اتاق می شدیم و تمامی اعضای خانواده را از کودک ،پیر،زن ،مختار را به گلوله می بستیم و اتاق پر از خون می شد،و پس از سالها پشیمانی در سال ۲۰۰۵م درقندیل با خودش می گفت هنوز هم صدای ان بچه های که کشتیم در گوشم هست.

زیرا پ ک ک می گوید که با جنگ شروع کردیم و باید با جنگ هم به پایان برسانیم و احتمالا این پایان پ ک ک باشد .

 

 

|
به اشتراک بگذارید