۱۷ مرداد ۱۴۰۱
  • خانه
  • >
  • مصاحبه
  • >
  • گفت و گو با عضو سابق گروه تروریستی پژاک؛صفر جهانگیر

گفت و گو با عضو سابق گروه تروریستی پژاک؛صفر جهانگیر

  • ۶ اسفند ۱۴۰۰
  • ۹۶ بازدید
  • ۰

خودتان را معرفی کنید و در خصوص آشنایی و نحوه پیوستنتان به گروه توضیح دهید؟

نام من صفر جهانگیر اهل منطقه قطور خوی می باشم.خانواده ما مشغول دامپروری بود وضعیت زندگی نامناسبیداشتیم خانواده ما یک خانواده ۱۱نفری بود سال ۲۰۰۶میلادی در ۱۳ سالگی با سواد اول راهنمایی به گرو پژاک ملحق شدم یکی از علتهای پیوستنم به گروه این بود که پدرم زن دوم را اورد ودیگر مهر ومحبت در خونه ی ما رفت ومنهم مجبور ملحق شدم.
با اینکه روستای ما در نوار مرزی میباشد محل تردد گروه بود و عضوهای گروه به روستا تردد داشتند و همیشه از گروه حرف می زدند و هر دفعه که می امدند با موضوع جدید که برای ما غیر اشنا بود با ما حرف می زدند و همیشه سعی می کردن ما را نسبت به زندگی بدبین کنند و می گفتند اگر ملحق شوی زندگی شما تغییر خواهد کرد وازاد می شوید و ما هم که اشنایی خوبی از گروه نداشتیم و باور می کردیم ودر نهایت جذب شدیم.

قبل از جذب به گروه پژاک چه تبلیغات جذاب و اغواکنندهای نظر شما را جلب کرد که باعث شد به سمت این گروه متمایل شوید؟

همیشه سعی داشتند پژاک را بزرگ تلقی کنند و می گفتند که در پژاک مردان و زنان برابر هستند و در شمال عراق ما همه امکانات را داریم و به اروپا تردد داریم و ما بعضی ها را برای تدریس به اروپا می فرستیم و تمامی هزینه ها بر عهده پژاک است .که طبیعتا این حرفها برای ما خوشایند بود و همیشه احساسات ما را تحت تاثیر قرار می دانند و با مرور زمان نسبت به گذشته خود بدبین میشدم

روابط زنان و مردان در گروه به چه صورت است؟! آیا سوءاستفادههای اخلاقی در گروه مشاهده کردید؟

ما ابتدا که ملحق شدیم مستقیما ما را به قندیل فرستادند و بعد از سپهری کردن دوره اموزشی ما را تقسیم بندی کردند ومنرا به منطقه قالاتوکان در قندیل فرستادند وگروه ما حدودا چهل نفر بودیم که حدود ۲۰نفر را دختران و زنان تشکیل می دادند.روابط زنان و مردان فراتر از ان چیزی بود که ما می پنداشتیم بلکه روابط اجتماعی به حالت راکت و منجمد است زیرا چارچوب رفتارها از قبل توسط گروه مشخص شده است و روابط تنها در چارچوب معیارهای سازمانی بودند مثلا در گروه کسی حق ندارد از همدیگر راجع به زندگی گذشته سوالاتی بپرسند و یا اینکه اهل کجا و چه کاره بوده اید و سوالات تنها باید راجع به حزب باشد و اساسا برای روابط شخصی خط مشی از قبل ترسیم شده است و گفتگوهایی که سبب تحریک و یا اینکه مختص به دو جنس باشد ممنوع است و اگر زیاد پیش روی کنید با شک و با اتهامات جاسوس محاکمه می شوی.راجع به برابری مرد و زن در پژاک تنها برای شعار تبلیغاتی است بلکه هر چند که زنان سازمان جداگانه داشته باشند وباهم هستند در نهایت تصمیمات نهایی توسط مردان تایید می شوند تنها در شمال عراق گروه مستقل دارند اما در مناطق عملیاتی مانند ترکیه و سوریه و ایران زنان تحت فرماندهی مردان و شرایط اجتماعی و جغرافیایی و نظامی پژاک سبب شده است که مردان و زنان برابر نباشند زیرا زندگی واقعی در کوه وبا ذهنیت ملیتاریزم با معیارهای اجتماعی در تضاد است و شعار برابری مردان و زنان تنها بعد رسانه یی دارد و این تضاد اجتماعی سبب شده است که همیشه فراریها جفت باشند با فشار روانی در گروه بیشتر زنان به انتحار روی می اورند زیرا نمی توانند خود را از بحران اجتماعی نجات بدهند.مثلا پژاک زینب جلالیان و شیرین علم هولی را برای انجام عملیات به داخل شهرهای ایران فرستاد در واقع سو استفاده پژاک از این دو دختر کاملا مشخص است این دختران در ده های ماکو بدنیا امده اند وسواد انجنانی نداشتند وکاملا دهاتی بودند وبا فرهنگ شهر اشنایی نداشتند چیزی که برایم جای سوال است پژاک با چه تفکری این دو را برای عملیات به شهر تهران و کرمانشاه فرستاد حال اینکه هر دو هم زبان فارسی (پژاک خودش ادعا می کند که این دختران فارسی بلد نبودند )را بلد نبودند پس چرا به شهر فرستاده شدند ؟ خوب مشخص است فرهنگ شهر با روستا متفاوت است ورفتن یک نفر روستایی به شهر کاملا مشخص است برنامه ریزی پژاک برای این دو مانند یک تله بود مانند این است که این دو دختر را قربانی سیاستهای خودش کرد تا اینکه بتواند از انها بعنوان جنگ رسانه یی و آژیتاسیون وبرای بهره برداری و تحت تاثیر قرار دادن جنس مونث استفاده زیرا بهره برداری از جنس مونث برای تحت تاثیر قرار دادن اروپائیان بیشتر تاثیر دارد وحال اینکه این دو گویش زبان شان کرمانجی است و فارسی بلد نیستند وانها را به شهر فارسی زبان فرستادند برایم جای سوال است پژاک با چه رویکردی انها را با مهمات و بمب به اتش انداختفرمانده ایالت شاهو بنام کندال گلو اهل گور ترکیه زمانیکه زینب جلالیان وشیرین علم هولی را برای عملیات به شهر های تهران وکرمانشاه فرستاده بود انها را تهدید کرده بود اگر اعتراف کنند خانواده شان را خواهند کشت زیرا گروه به روستایشان تردد داشت وبه همین علت انها اعتراف نکردند
اگر زینب جلالیان درباره گروه حرف بزند خیلی چیزهای وسیاستهای کثیف پژاک برملا خواهد شد زیرا او خیلی چیزها را می داند ؟
در واقع سو استفاده از این دو دختر از طرف پژاک به این معنا است که چه ارزشی برای دختران کرد قائل هستند انها را به مردن هدایت می کنند و بعدا از انها سو استفاده تبلیغاتی می کنند
چیزی که جای سوال است اگر پ ک ک دختری را به شهر های ترکیه بفرستد ماهها به او اموزش ویژه می دهد تا اینکه لو نرود اما پژاک چرا با رویکرد سطحی به دختران ایرانی رفتار می کند جای سوال است.

مواردی را بفرمایید که گروه برای مردم عادی کُرد مزاحمت ایجاد میکرده و میکند؟
یکی از مزاحمتها این است معمولا گروه در اواخر بهار و تابستان در نوار مرزی دیده می شوند و بخصوص برای افرادی که در نوار مرزی هستند و هر سال با بهانه های گوناگون از مردم پول و احشام می گیرند بلکه مردم از ترس و از روی ناچاری می دهند زیرا واقعا من مدتی که در گروه بودم فهمیدم که کسی با انتخاب خود پول نمی دهد بلکه با فشار و ترس مجبور می شود مثلا به اتش کشیدن و تخریب وسایل و الات راه سازی و معادنها و مرغ داریها و پرورش ماهیها همگی با قدرت ترس و فشار بوده است مثلا در نوار مرزی خیلی از اهالی از ترس گروه مجبور به ترک روستای شان شده است و عده ای هم از ترس اینکه مبادا گروه فرزندانشان را با ترفند های گوناگون جذب کنند مجبور به ترکروستایشان می شوند در منطقه سلماس بیشتر روستاها خالی ونیمه خالی هستند.

در مورد دروغهایی که سران گروه از وضعیت جامعه و نیروهای نظامی ایران به اعضا میگویند مثالهایی را بفرمایید.

خوب مسلما گروه از جامعه و ایران به خوبی بحث نمی کند بلکه از روی ضعفها جامعه سیاست می کند همانند “از اب گل الود ماهی گرفتن است “مثلا می گویند خانواده مهد برده داری است و خانواده سیستمی است که توسط دولت طراحی شده است و سبب برده داری فرد می شود و جامعه را تحت هر شرایط رد می کند و فردی که اینجا مثلا فرش بافی و یا اینکه درس می خواند با یک ترفند تحت نام ازادی و رهایی جذب می کند اما همان فرد در پ ک ک وارد یک سیستم جدید می شود که تماما ایزوله و مجاب شده است و فرد بعد از مدتی درک می کند که واقعا زندگی برده داری اینجاست زیرا از هر لحاظ محدود می شود و ازادی هایش و احساساتش همگی محدود و محدودتر می شوند.

اگر واقعا پژاک یک محیط ازاد است چرا هر ساله صدها نفر از پژاک فرار می کنند؟
یکی از خصوصیات کلی گروهک ها این است که عضوها یک دشمن مجازی را در ذهن او ترسیم میکنند و همیشه سعی می کنند که نیروهای نظامی ایران را دشمن مردم تلقی کنند و بخصوص سپاه پاسداران را همیشه هدف قرار می دهند و بخصوص افراد کرد که در این سازمانها هستند را مورد هدف قرار می دهند اما تا جایی که من تحقیق کرده ام دریافته ام که در ایران بیشتر مردم کرد در سپاه استخدام هستند و در شهرهای نوار مرزی بیشتر فرماندهان هم کرد هستند خوب سوال اینجاست این همه افراد را زور و فشار استخدام نشده اند بلکه هر لحظه هم می توانند از سپاه استعفا بدهند.گروه همیشه از واقعیها و عملکرد سپاه در منطقه برای پیشرفت و بهبود وضع مردم نگران است زیرا زمانی که نفوذ سپاه بیشتر باشد و خدمات بیشتر شود عرصه سیاست برای گروه محدود تر می شود زیرا عملکرد سپاه و انجام خدمات اجتماعی برای مردم در نوار مرزی و راضی شدن مردم از سپاه و اعتماد مردم به سپاه سبب نگرانی گروهک ها می شود و به همین علت همیشه به سیاه نمایی ،سپاه روی می اورند.

نظر مردم نسبت به این گروهها چیست و چقدر به آنها اعماد دارند و چه میزان به آنها اهمیت میدهند؟

مردم با آگاهی هایی که دارند می دانند که گروهکها همیشه بدنبال منافع خود هستند و به گروهکها اعتماد ندارند با یک مثال واضح سوال روشنتر می شود مثلا به مناسبتهای انتخابات تمامی گروهکها بیانیه می دهند که مردم انتخابات را بایکوت کنند اما درصد مشارکت مردم کرد بخصوص در استان اذربایجان غربی و کردستان بیشتر از تهران و اصفهان است زیرا مردم می دانند که چکار کنند مثلا فردی که از گروه جدا می شود مردم می دانند که اگر گروه جایی خوب است چرا فلانی فرار کرد ؟ و به همین علت مردم نسبت به گروهکها بی اعتنا هستند و عملکرد انها را رصد می کنند.

حالا بعد از خروج از گروه چه میزان ذهنیت شما تغییر کرده و واقعیت این گروهها را چطور توضیح میدهید؟

بعد از جدا شدن از گروه و پا گذاشتن به زندگی واقعی روز به روز انسان طبق محیط اجتماعی اطراف تغییر می کند مهم این است که انسان واقع بین باشد و تفکرات مخرب و زندگی مجازی گروه را از ذهنش دور کند و بدنبال چیزهای واقع بین باشد و چیزهای جدید را در فکر خود جایگزین کند زیر انسان در می یابد که زندگی اش در گروه به تباهی رفته و مهمتر از همه این است که بعد از جدا شدن از گروه و با سیر زمان و با تلاش می تواند زندگی گذشته اش را ترمیم کند و لازم است که تلاش و واقعبینانه عمل کند و با دیدگاهی حقیقتگرا به مسائل نگاه کند و انجاست که می تواند واقعیت گروه را انالیز کرد زیرا سیستم گروه برای همیشه زندگی کردن ترسیم نشده است و زندگی در گروه دو راه بیش نیست یا کشته می شوی و یا اینکه باید فرار کنی
• چند مورد از تجربههای بدی که در دوران عضویت در گروه داشتید را بفرمایید.
• دقیقا سالگرد دستگیری اوجالان بود از همگی کادر ها درخواست شد که گزارش خود انتقادی را جع به خود بنویسند و روز ۱۵فوریه هم کسی حق نداشت غذا و اب بخورد زیرا به مناسبت دستگیری اوجالان از طرف گروه یک روز تا سه روز به اجبار روزه می گرفتند فضا در کمپ ها خیلی ساکت بود و هر کس مجبور بود گزارش خود انتقادی بنویسد
• از قضا از قرارگاه مرکزی بی سیم کردند که بیاید پاکتی راجع به کمپ شما هست که بیاید ببرید و من رفتم انچه که من در قرار گاه مرکزی دیدم شوکه شدم دیدم که اعضای شورای رهبری کودار وپژاک مانند سیامند معینی وفوادبریتان ومظلومهفت نین …دارند می خندند و چای میل می کنند و اصلا احساس نمی کنند که اوجالان دستگیر شده از انجا تضاد در فکرم شروع شد به خود گفتم از یک طرف فضا را در کمپ به حالت عزاداری تبدیل کرده اند و از یک طرف هم خودشان کیف می کنند.

چگونه و چه زمانی تصمیم به جدایی گرفتید و این کار را از چه طریقی انجام دادید؟

در واقع چیزی که ذهن منرا درگیر کرده بود ما قبل از ملقشدن یک تصویر خاصی از گروه در ذهن داشتم اما بعد از ملحق شدن دیگر من شاهد واقعیتها شدیم و تضاد در گفتار و کردار گرو روز به روز برای من نمایان می شد ؟دیگر احساس کردم که محیطی که من دنبال ان بودم اینجا نیست ؟ بلکه اینجا یک باتلاق است وباید تصمیم بگیرم وخوم را نجات بدهم روز به روز شکاف ها بیشتر می شد و سر انجام تصمیم گرفتم که از گروه فرار کنم وبه از منطقه پنجوین فرار کردمو به نیروهای پیشمرگ تسلیم شدم واز انجا بهد از یکماه مارا تحویل ایران دادند.

چه توصیه ای داری برای جوانانی که فکر می کنید ممکن است تحت تأثیر این تبلیغات به سمت این گروهها متمایل شوند؟

توصیه من این است هرگز راهی را که راجع به ان اطلاعات درست ندارند انتخاب نکنید ابتدا باید انرا تحقیق کنند و تحقیق باید از چند جنبه گوناگون باشد اگر تنها متکی به منابع گروه اکتفا کنید بدانید که راهی اشتباهی را پیش گرفتی و باید تحقیق از جنبه دشمن گروه نیز انجام شود زیرا گروه همیشه تناقص های خود را سرپوش نگه می دارد حتی امار کشته شد گانش را نیز پنهان نگه می دارد و امار فراریها را اعلام نمیکند و امار افرادی که انتحار می کنند را اشکار نمی کند صدها خانواده را می شناسم که بدنبال فرزانشان است تا جایی که من می دانم از طرف گروه کشته شده اند اما اعلام نمی کند و خانواده ها چندین سال است بدنیال فرزندانشان است وبرای شناخت واقعی گروه باید بیشتر تحقیق کرد با جستجو در اینترنت راجع به پژاک و کودار مطالب زیادی است و بخصوص اعتراف عضوهای گروه بیانگر حقیقت گروه هستند زیرا این راه شروع دارد اما پایان ندارد زیرا پژاک از عضوهای ایرانی سو استفاده می کند و انها را به دور ترین و دشوار ترین مناطق ناشناخته و سخت می فرستند مثلا کار یک ایرانی در منطقه دریا ی سیاه نزدیک شهر ترابزون ترکیه و در شهر دیاربکر چیست ؟ یا اینکه در عفرین و حلب سوریه ؟ یا اینکه کار یک ایرانی در استان تونجلی و ماردین چیست ؟ و مشخص می شود که گروه از عضوهای ایرانی برای اهداف و منافع حزبی خود استفاده می کند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.