۳ مهر ۱۴۰۰

کُردهای ترکیه و ایده‌ی خودگردانی/ طاها آک یول

  • ۱۹ اسفند ۱۳۹۲
  • ۷۲ بازدید
  • ۰

آن چه که پ.ک.ک از آن به عنوان خودگردانی دموکراتیک نام می برد و می خواهد یک الگو و ساختار سیاسی براساس چنین اندیشه ای تاسیس کند، هیچ شباهت و ارتباطی با موضوع ساختارهای خودگردان در الگوی اروپایی ندارد و نشانه ای از آداب دموکراسی کلاسیک در طرح موردنظر پ.ک.ک وجود ندارد.

انجمن بی تاوان آذربایجان غربی به نقل از حریت : در شرایطی که فقط سه هفته به برگزاری انتخابات شهرداری های ترکیه، زمان باقی مانده است، مباحث سیاسی فراوانی در رسانه های این کشور مطرح شده که یکی از مهم ترین این مباحث، مساله ی رویکرد سیاستمداران نزدیک به پ.ک.ک به موضوع انتخابات پیش رو است. حزب صلح و دموکراسی (BDP) و حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) که هر دو از نهادهای اقماری پ.ک.ک به شمار می آیند، اعلام کرده اند که انتخابات شهرداری ها را مقدمه ای برای مساله ی خودگردانی و ارتقای اختیارات نهادهای محلی در مناطق کُردنشین می دانند. آنان در انتخابات سال ۲۰۰۹ اداره ی ۹۷ شهرداری کوچک و بزرگ را در دست گرفتند و حالا به دنبال آن هستند تا ۱۵۰ شهرداری را از آن خود کنند. طاها آک یول تحلیل گر مشهور حریت و CNNturk در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته است.

طاها آک یول/ درگیری و تنش سیاسی در آستانه ی برگزاری انتخابات در ترکیه، تا حدی طبیعی و عادی است اما آیا این بار هم می توان امیدوار بود که درگیری ها و تنش های موجود، پس از انتخابات پایان یابد؟ من شخصاً در این مورد نگرانی هایی دارم و بر این باورم که مشکلات و اختلافات، پیچیده تر می شوند.
از من می پرسید نگرانی من از بابت کدام انتخابات است؟ در پاسخ به شما می گویم ما از هم اکنون تا سال ۲۰۱۵ سه انتخابات مهم و حساس را در پیش رو داریم. انتخابات شهرداری ها در مارس ۲۰۱۴، انتخابات ریاست جمهوری در آگوست ۲۰۱۴ و انتخابات سراسری نیز در سال ۲۰۱۵ برگزار می شوند. این سه انتخابات، فشار خون احزاب و گروه ها را بالا می برند و فضا به سمت و سویی می رود که هر روز با درگیری ها و تنش های جدید روبرو شویم و شواهد نشان می دهد که نشانه و علامتی برای پایین آوردن فشار خون و هیجانات موجود وجود ندارد. این روزها اتفاقاتی روی می دهد که نشانگر احتمال افزایش تنش ها و پیچیده تر شدن فضای موجود است. مثلاً سخنان نخست وزیر اردوغان و اعلام این که احتمالاً فیسبوک و یوتیوب را در ترکیه مسدود کند، فضا را پیچیده تر و تنش ها را بیشتر نمی کند؟
براساس آن چه که در رسانه ها و محافل سیاسی ترکیه مطرح می شوند، بعد از انتخابات شهرداری ها در سی ام مارس سال ۲۰۱۴ ما در آنکارا با دو رویداد مهم مواجه می شویم: نخست، تلاش برای اعلام خودگردانی کُردی توسط حزب صلح و دموکراسی براساس اندیشه های سران پ.ک.ک. دوم، ظهور راهپیمایی ها و تظاهرات گسترده شبیه به آنچه که در گزی پارک استانبول روی داد. من از شما می پرسم: چنین ترکیه ای را چگونه می توان اداره کرد؟ آیا کسی هست که بتواند به چنین سوالی جواب دهد؟

خودگردانی دموکراتیک
در شرایط کنونی، بیشتر از هر دوره ی دیگری اندیشه ی ملی گرایی قومی در جنبش های حزبی و اجتماعی ظهور پیدا کرده است. به عنوان مثال آن چه که پ.ک.ک از آن به عنوان خودگردانی دموکراتیک نام می برد و می خواهد یک الگو و ساختار سیاسی براساس چنین اندیشه ای تاسیس کند، هیچ شباهت و ارتباطی با موضوع ساختارهای خودگردان در الگوی اروپایی ندارد و نشانه ای از آداب دموکراسی کلاسیک در طرح موردنظر پ.ک.ک وجود ندارد.
یکی از اجزای خودگردانی موردنظر پ.ک.ک ایجاد گروه های مسلح، تحت عنوان «یگان های دفاع از خود» است که پیش از هر چیز نشانه ای برای ترویج تمامیت خواهی و حرکت به سوی یک الگوی توتالیتری است نه دموکراتیک. جناب نخست وزیر اردوغان در سال ۲۰۱۱ و در یکی از سخنرانی های خود اعلام کرد: «جمهوری ترکیه اجازه نمی دهد که ساختارهای موازی نظیر برنامه های موردنظر پ.ک.ک و شاخه های شهری آن (KCK) در این کشور شکل بگیرد».
پ.ک.ک که قرار بود طی مذاکرات صلح، سلاح ها را بر زمین بگذارد، حملات تروریستی خود را متوقف کرده است اما سلاح ها را بر زمین نگذاشته و به دنبال آن است که ساختار خودگردان موردنظر خود را در سایه ی سلاح و قدرت نظامی به وجود بیاورد.
اگر نگاهی به تجارب جهانی و شرایط بین المللی بیاندازیم، متوجه می شویم که معمولاً گروه های مسلحی که به طور غیرقانونی در حال فعالیت بوده و براساس اندیشه های قوم گرایی و ملی گرایی به حیات خود ادامه می دهند، در چهارچوب مذاکره با حکومت مرکزی، سلاح ها را در قبال آن بر زمین می گذارند که پس از دوران فعالیت مسلحانه، صاحب برخی اختیارات محلی وسیع شوند اما در ترکیه شرایط دیگری حاکم شده و ما شاهد آن هستیم که پ.ک.ک نه تنها خیال بر زمین گذاشتن سلاح های خود را ندارد، بلکه به دنبال آن است که به زور سلاح، اختیارات محلی به دست بیاورد و برخی از افراد مسلح و جوانان هوادار خود را در قالب گروه های انتظامی آسایش محلی سازماندهی نموده است.
شنیده ها و اخبار محلی حاکی از این است که بسیاری از عشایری که در صف حامیان دولت ترکیه هستند از این موضوع نگران شده و حاضرند با پ.ک.ک رویارویی کنند.

کشوری که امید می دهد
هیچ کسی نمی تواند چنین بیاندیشد که معضل کُردهای ترکیه با استفاده از قدرت نظامی قابل حل است. اتفاقاً تجارب و تحلیل دهه های اخیر نشان می دهد که مقابله ی نظامی نتیجه ی عکس به وجود آورده و خشم و خصومت به درجه ای می رسد که همه چیز در فضایی از بن بست و نومیدی قرار می گیرد.
به خاطر بیاوریم که در دهه ی ۱۹۹۰ میلادی در ترکیه نسبت به دوران کنونی از قدرت نظامی بسیار بالایی برای سرکوب پ.ک.ک استفاده شد و با این وجود چنین چیزی فقط منجر به بزرگ تر شدن پ.ک.ک و بالا رفتن شمار هواداران این حزب شد.

دو رویکرد مهم در خصوص حل معضلات ترکیه:
– نخست می توان چنین اندیشید که ترکیه باید کشوری باشد که هر کدام از شهروندان این کشور با هر شناسنامه و هویتی، دارای امید به فرداهای دور باشند و ترکیه برای همه جذاب باشد. اما در شرایط کنونی چنین نیست و عبدالله گل، رییس جمهور کشور در این خصوص حرف هایی زد که واقعیت را بیان می کند. گل اعلام کرد: «ترکیه فروغ و روشنایی گذشته ی خود را تا حدودی از دست داد». این حرف صحیح است. در این کشور چند نفر باقی مانده اند که هر صبح چشمان خود را با شوق و امید باز کنند؟ آیا اعتبار ما در حوزه ی سیاست خارجی و منطقه ای، توام با روشنایی و امید است؟
– دوم این که در حل معضل دشوار و پیچیده ای همچون قومیت گرایی و ملیت گرایی نمی توان فقط به قدرت حاکمانی اکتفا کرد که تنها کار آنها تدوین قانون و تکیه بر شمار نفرات باشد. بلکه این حاکمان باید در عین حال دارای قدرتی باشند که تغییر و تحولات سیاسی و قوانین جدید و فضای نوین فکری و سیاسی کشور را نزد آحاد جامعه، خواستنی، معتبر و قابل قبول جلوه دهند. کافی است برای درک این موضوع نگاهی به کتاب تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلیس بیاندازیم. بلر در خصوص شیوه ی حل معضلات مربوط به ایرلند شمالی کتابی به نام «یک حرکت» نوشته است. آن قدر در مقالات و نوشته های قبلی ام به نکاتی از این کتاب مفید اشاره کرده ام که لازم نمی دانم باز هم نمونه ای از آن را در این نوشتار ذکر کنم.

میادین سخنرانی
ارتباط و اعتماد بین تصمیم گیرندگان کشور و طبقات جامعه، اهمیتی حیاتی دارد. لازم است آنان که جنبش های متکی بر ملی گرایی و قوم گرایی را به حرکت درمی آورند، هم به فکر راهکارهای صلح جویانه باشند و هم این که در برنامه های خود به مسائلی همچون راهکارهای توسعه ی اقتصادی و رفاهی نیز توجه کنند.
من علاقه ای به سخنرانی ها و میتینگ های حزبی ندارم و همیشه این موضوع را در آستانه ی انتخابات به خودم یادآوری کرده ام. اما امسال روی همه ی سخنرانی ها و میتینگ های میدانی زوم کرده ام و مدام نگران این هستم که چرا در این محافل، جامعه ی ترکیه دوقطبی شده، همه علیه هم حرف می زنند و نشانی از سازش، تفاهم و توافق وجود ندارد؟ در شرایطی که فشار خون و هیجان همه ی گروه های سیاسی ترکیه بالا رفته و این موضوع کیمیای وجود همه ی سران و فعالان سیاسی ما را تغییر داده و در آستانه ی مشکلات اقتصادی هستیم، دغدغه ای به نام احتمال فائق نیامدن بر مشکلات موجود، برای من به یک دغدغه ی مهم تبدیل می شود. خدا کند این دغدغه های من، توهمی بیش نباشد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *