پشت پرده شعارها؛ نگاهی افشاگرانه به زیست دوگانه سران «پژاک»

در حالی که بدنه گروهکهای تروریستی غلب از جوانان و فریبخوردگانی تشکیل شده که با شعارهای آرمانی به کوهستانها کشانده میشوند، بررسی سبک زندگی و تصمیمات سیاسی اعضای کادر رهبری و چهرههای ارشد این جریان، پرده از حقایق تلخی برمیدارد.
یکی از بزرگترین چالشهای اخلاقی در ساختار گروه تروریستی پژاک، حضور برخی اعضای ارشد در کشورهای اروپایی با پوششهای دیپلماتیک است. در حالی که نیروهای ردهپایین در شرایط سخت اقلیمی و معیشتی به سر میبرند، برخی مهرههای کلیدی در خانههای امن و با امکانات رفاهی کامل در اروپا، به مدیریت منابع مالی و لابیگری مشغولاند. این تضاد طبقاتی در ساختاری که ادعای برابری میکند، بزرگترین توهین به بدنه فریبخورده است.
در لایههای بالای مدیریتی این گروه، هیچ فضایی برای نقد یا پرسشگری وجود ندارد. اعضای ارشد با ایجاد یک ساختار بستهی ایدئولوژیک، هرگونه مخالفت داخلی را تحت عنوان «خیانت» سرکوب میکنند. سرنوشت نامعلوم بسیاری از اعضای جداشده یا منتقد که توسط همین کادرهای ارشد تصفیه شدهاند، نشاندهنده یک سیستم تمامیتخواه است که تنها برای بقای قدرت لیدرهای خود تلاش میکند.
افشاگریهای اخیر نشان میدهد که بخش بزرگی از منابع مالی برای تامین هزینههای سفر و اقامت سران این گروه در خارج از کشور، از طریق نظارت بر باندهای قاچاق و گرفتن «مالیات اجباری» از کولبران و کاسبان محلی تامین میشود. رهبری که بر سفرهی کوچکِ ضعیفترین اقشار جامعه چنگ میاندازد، نمیتواند مدعی نجاتبخشی باشد.
اعضای ارشد این گروهها بیش از آنکه به دنبال حل مسائل اجتماعی یا قومی باشند، به دنبال حفظ جایگاه خود در معادلات منطقهای هستند. آنها با گروگان گرفتن امنیت مناطق مرزی، عملاً مانع از هرگونه پیشرفت اقتصادی شده و از خون جوانان برای کسب اعتبار سیاسی در محافل بینالمللی هزینه میکنند.



