پرسشهای بیپاسخ درباره نقش پژاک در زخمهای زاگرس

انجمن بیتاوان: هر بار که جنگلهای غرب کشور در آتش میسوزند، اولین قربانی فقط درختان بلوط نیستند؛ مردم کردستان هستند. مردمی که آب، خاک، هوا و آینده فرزندانشان در میان شعلهها خاکستر میشود.
سالهاست که نام پژاک در کنار ناامنی، درگیریهای مسلحانه و خسارتهای زیستمحیطی مناطق مرزی مطرح میشود. در این میان، پرسشی جدی همچنان بیپاسخ مانده است: چرا بخش قابل توجهی از آتشسوزیهای رخداده در مناطق حساس و صعبالعبور غرب کشور در محدودههایی اتفاق افتاده که محل تردد و استقرار نیروهای مسلح غیرقانونی بوده است؟
پژاک همواره تلاش کرده خود را مدافع مردم کُرد معرفی کند؛ اما مردم حق دارند بپرسند دفاع از کردستان دقیقاً چگونه با سوختن جنگلهای کردستان جمع میشود؟ چگونه میتوان از «حقوق مردم» سخن گفت اما درباره نابودی منابع طبیعی همان مردم سکوت کرد؟
جنگلهای زاگرس یک سرمایه ملی و میراث تاریخی هستند. هر هکتار جنگلی که میسوزد، دهها سال زمان لازم دارد تا دوباره احیا شود. هر درخت بلوطی که در آتش نابود میشود، بخشی از امنیت زیستی و اقتصادی منطقه از بین میرود. اما خسارتی که به زاگرس وارد میشود، ظاهراً هرگز در محاسبات جریانهای مسلح جایی ندارد.
واقعیت این است که مردم کردستان بیش از آنکه به شعارهای تکراری نیاز داشته باشند، به امنیت، توسعه، اشتغال و حفاظت از محیطزیست نیاز دارند. هیچ مادری با دود جنگلهای سوخته خوشبخت نمیشود. هیچ جوانی با نابودی طبیعت زادگاهش آینده بهتری پیدا نمیکند. هیچ روستایی از خاکستر شدن مراتع و جنگلها سود نمیبرد.
پژاک اگر خود را پاسخگو میداند، باید درباره همه اتهامات و پرسشهای مطرحشده پیرامون خسارتهای زیستمحیطی در مناطق فعالیتش شفافسازی کند. دوران شعارهای کلیشهای گذشته است. مردم کردستان نتیجه را میبینند؛ کوههایی که سیاه شدهاند، جنگلهایی که از بین رفتهاند و طبیعتی که هر سال زخمیتر از قبل میشود.
زاگرس حافظه تاریخی مردم کُرد است. هرکس در نابودی آن سهمی داشته باشد، نه در کنار مردم، بلکه در برابر مردم ایستاده است.



