۱۶ تیر ۱۴۰۱

مظلوم هفتن؛ماساژور جمیل بایک

  • ۶ اسفند ۱۴۰۰
  • ۱۲۴ بازدید
  • ۰

انجمن بی تاوان آذربایجان غربی : او ظاهرا مرموز ترین شخص در پژاک است که به پسر خوانده جمیل باییک مشهور شده است. او تلاش می کند این راز آلود بودن خود را بیشتر به رخ بکشد نظیر کسانی که از نارسیسیسم افراطی رنج می برند.
در روانپزشکی نیز نارسیسیسم افراطی، براساس خصیصه‌های روانی و شخصیتی در عشق بیش از اندازه به خود و خودشیفتگی بی‌حد و حصر شناسایی می‌شود و آن را نوعی اختلال روانی می‌دانند
با نگاهی به تاریخچه زندگی او میفهمیم که شخصیتی متزلزل و چند رو دارد.
او اهل کرمانشاه میباشد و ادعای این را دارد که دانشگاه تحصیل می کرده و پزشکی میخوانده ولی او تجربه عجیبی در مواد مخدر دارد .
درون سازمان پ.ک.ک هر کسی به میزان قدرت شامورطی بازی اش حرکت میکند یک چوپان مانند مظلوم خود را پزشک‌ معرفی میکند. او در روستای هفتن چوپانی میکرده و در کوهستان آموزش آمپول زدن را یاد گرفت و مدرک دکتری خود را از قندیل و جمیل باییک گرفته است. از طبابت او همین بس که برای درمان دندانهای گریلاهای پژاک ادرار گوسفند را داخل سرنگ می کرد و بر روی دندان آن بخت برگشته ها می ریخت که مثلا عصب کشی کند!!
در سالهایی که مسول آموزش ابتدایی در قندیل وخاکورک بوداگر روزی کارنامه این سالها را باز شود می بینید که چه تعداد کودک ربوده شد و توسط او متهم به جاسوسی شدند و شکنجه شدند وآنهایی که مورد تعرض جنسی از سوی این بیمار روان پریش قرار گرفتند و خبری از سرنوشت آنها نیست و آیا اینان که تبلیغات چی های پ.ک.ک و پژاک شده اند و برایشان آگهی تبلیغاتی پخش میکنند و در جاهای مختلف هم هستند واقعا میتوانند خود را ببخشند که چند جوان بواسطه مزخرفات آنها فریب این گروه جنایتکار را خوردند. خاکورک قتلگاه کشته شده ها در زمان اوست کودکانی که از روی ترس و ناچاری برای فرار و رسیدن به خانه اعتراف میکردند جاسوس هستند آن کودک اهل وان اردال که چهارده سال داشت او میترسید بی قرار بود هر کاری میکرد تا او را به خانه بفرستند اما مظلوم او را در زیر شکنجه کشت و او را جاسوس اعلام کرد و عجیب تر او مدال افتخارهایش را از بابا جمیل می گرفت .
در این سالهای اخیر که اختلافات در داخل پژاک بیشتر و بیشتر شده است و حس گروه و جناح در میان کادرهای پژاک، افرادی مانند علی نوروزی ( ریبوار آبدانان) و مظلوم هفت تن خود را بالا کشیدند و بقیه را له کردند؛ همانند ، برادر فرزاد کمانگر، شیرزاد با کد کلهر ، زیلان روژ، پژار آبدانان و همین اواخر دخترک بیچاره زیلان تانیا و … اما مظلوم به مانند علی نوروزی حتی یک بار جنگ را ندیده ولی پشت خون دیگران فرمانده شده است او در این سالهای اخیر نیز همیشه به عنوان محافظ جمیل باییک جای داشته و جمیل هم او را مانند خودش تربیت کرده و از این رو جمیل به او باور دارد .
شخصیتهای افرادی مثل مظلوم را در پ.ک.‌ک و پژاک به راحتی میتوان تشخیص داد، دورویی و خود را بالاتر نشان دادن مخصوصا جلوی جمیل و دیگران.
خود را عاقل ودیگران را بی عقل خود را بابا نصیر ودیگران را احمق خود را روشنفکر وشاعر و دیگران را بی اراده و بیکفایت و خود را فیلسوف و دیگران را نادان فرض کردن.
او‌ چنان خود را نشان میدهد که گویی او فرشته است و معصوم، او می گوید که طرفدار آیین یارسان است اما من دوستان یارسان بسیاری دارم آنها روی یک رنگی و پرهیز از دو رویی بسیار جدی هستند چیزی که در مظلوم‌ برعکس است .
او حتی به رفقای خود در طول این سالها رحم نکرد همه را پیش جمیل که همه کاره پ.ک.ک و پژاک است نابود کرد، در اصل همه او را مانند جاسوس جمیل یا پسر او میشناسند .او در هنگام کشته شدن ریبوار قلیزاده کشته نشد چرا که ریبوار را طعمه کرد و خود را پنهان و ریبوار مانند طعمه ای قربانی مظلوم شد ودستور مظلوم این بود او میدانست که ریبوار کشته میشود به همین خاطر او را برای خرید به سوپر مارکت فرستاد وخود را پنهان کرد که ریبوار کشته شد و قربانی هزار رنگی مظلوم .رفاقت و دوستی و داستان سرایی و فلسفه بافی مظلوم را همگی خوب شناختند چون همه فهمیدند ولی ریبوار تازه وارد و بی تجربه وساده چیزی از این حیله های مظلوم نمیدانست و بعد مظلوم چنان وانمود کرد که گویا ریبوار رفیق بیست ساله او بوده و در مرکز پژاک با او بوده در حالیکه او راننده بود و تازه وارد.آنها با این سخنان خواستند خانواده او را فریب دهند و کسی سوال نکند چرا فقط او کشته شد .
خلاصه داستان سرایی و قهرمان سازی مظلوم و اریو را دیدیم .خطرنک ترین حیوان درنده ای که در این دنیا وجود دارد به همنوع خود رحم می کند اما مظلوم رحم مروت ندارد. تمامی عناصر قدیمی را برای رشد خودش حذف کرد. با شگرد نفاق و هزار رویی جلوی جمیل و دیگران تملق و چاپلوسی می کند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.