شعار «آزادی» در مسلخ دیکتاتوری قندیل/ نگاهی به پرونده تسویهحسابهای خونین و خفقان درونگروهی در پ.ک.ک و پژاک

بیتاوان: گروهک تروریستی پ.ک.ک و شاخه ایرانی آن پژاک، سالهاست با ادعاهای دروغینی نظیر «دموکراسی» و «حقوق بشر» سعی در فریب افکار عمومی دارند. اما حقیقت پشت پردهی اردوگاههای قندیل، ساختاری کاملاً فرقهای، توتالیتر و مبتنی بر حذف فیزیکی هرگونه صدای مخالف است. بررسی تاریخچه چند دهه گذشته این جریان نشان میدهد کادرهایی که از ایدئولوژی اجباری گروه دست میکشند یا نقد ساختاری مطرح میکنند، بلافاصله با برچسبهایی چون «خائن» و «جاش» مواجه شده و در نهایت حذف میشوند.
سیاست ترور برای ساختن خفقان
دست سران قندیل به خون دهها تن از اعضا و فرماندهان جداشدهی خودشان آغشته است. پرونده ترور «فیصل تورناجی» (کانی ایلماز) که پس از انشعاب از پ.ک.ک و تأسیس حزب PWD در سلیمانیه با بمبگذاری در خودرویش به قتل رسید، نمونهای آشکار از این خشونت افسارگسیخته است. ترور «کمال سور» (کمال شاهین)، «سبحان روژهلات» و «صبری توری» نیز تنها بخش کوچکی از کارنامه سیاه تسویهحسابهای درونگروهی این جریان محسوب میشود.
زندگی در هراس؛ سرنوشت جداشدگان
حتی فرماندهان ارشدی که توانستهاند از اسارت ذهنی و فیزیکی گروه بگریزند، هیچگاه از تهدید تیمهای ترور در امان نبوده اند. افرادی نظیر «بریار گابار» و دهها عضو جداشده دیگر، سالهاست در اقلیم کردستان عراق در مخفیگاهها و تحت نظارتهای شدید امنیتی زندگی میکنند؛ زیرا میدانند سران سرکوبگر پژاک و پ.ک.ک هیچگاه حق حیات را برای منتقدان خود به رسمیت نمیشناسند.
جنگ قدرت در شورای رهبری
شدتگرفتن اختلافات حاد میان جناحهای قدرت در قندیل (نظیر اختلافات جناح مراد کارایلان و جمیل بائیک) و ماجرای خروج و فرار «ریزان جاوید» و دستگیری تیمهای تروری که برای حذف او مامور شده بودند، بار دیگر ثابت کرد که تناقضات درونی این گروهک به اوج رسیده است. جریانی که توان تحمل اعضا و سران ارشد خود را ندارد و پاسخ هرگونه اختلاف نظر را با گلوله و بمب میدهد، هرگز نمیتواند مدعی آزادی و امنیت برای مردم باشد.
انجمن «بی تاوان» بهعنوان صدای قربانیان ترور و آگاهساز جوانان، همواره ابعاد پنهان و جنایات درونگروهی این فرقههای تروریستی را افشا کرده و بر حقیقت سرکوبگری و خشونت ساختاری آنها تأکید میورزد.


