مصاحبه

سرابِ قندیل؛ ناگفته‌های تکان‌دهنده «سرور. م» از روزهای وحشت در پناهگاه‌های پژاک

انجمن بی‌تاوان: پژاک سال‌هاست که با شعارهای فریبنده و رنگین، جوانان ساده‌دل و پرانرژی کردستان را نشانه گرفته است. اما پشت این ویترینِ به ظاهر مدافع حقوق خلق، تاریکی مطلقی حاکم است که تنها کسانی آن را لمس کرده‌اند که پایشان به کوهستان قندیل رسیده است.
«سرور. م»، یکی از اعضای نجات‌یافته‌ای است که پس از سه سال اسارت ذهنی و فیزیکی در مقر مخوف این گروهک، توانست از چنگال آن‌ها فرار کند و به آغوش خانواده‌اش در ایران بازگردد. او در گفتگو با کارشناسان انجمن بی‌تاوان، پرده از جنایاتی برمی‌دارد که پژاک همواره سعی در پنهان کردن آن‌ها دارد.
۱. فریب در لباس همدلی؛ صید جوانان در فضای مجازی
سرور می‌گوید همه‌چیز از یک بحران روحی و خانوادگی شروع شد. او که در سن ۱۹ سالگی با کوهی از مشکلات شخصی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، در فضای مجازی با اکانت‌هایی مواجه شد که خود را منجی و سنگ صبور جوانان کرد معرفی می‌کردند:
> «آن‌ها به من نگفتند بیا اسلحه دست بگیر و آدم بکش! گفتند ما جایی را داریم که در آن خبری از تبعیض، ظلم و غصه‌های تو نیست. جامعه‌ای آرمانی که در آن به آرامش می‌رسی. وقتی به خودم آمدم، دیدم از مرز رد شده‌ام و در نقطه‌ای بی‌بازگشت در میان صخره‌ها هستم.»
>
۲. سیستم شستشوی مغزی؛ بریدن از ریشه و خانواده
اولین شوک به محض ورود به مقر پژاک وارد می‌شود. سرور از روزهای نخست آموزش‌های تشکیلاتی می‌گوید:
حذف هویت شخصی: نام واقعی‌ام را گرفتند و یک نام سازمانی روی من گذاشتند. گفتند گذشته تو مرده است.
ممنوعیت ارتباط با خانواده: تماس با پدر و مادر، بزرگ‌ترین گناه کبیره در تشکیلات بود. به ما می‌گفتند خانواده مظهر وابستگی و عقب‌ماندگی است و شما تنها باید به “آپو” و آرمان‌های فرقه فکر کنید. اگر کسی ابراز دلتنگی می‌کرد، در نشست‌های “انتقاد و از خود‌گذشتگی” بایکوت و تحقیر می‌شد.
۳. واقعیت زندگی در کوهستان: گرسنگی، بیماری و مرگ‌های مشکوک
تصویری که رسانه‌های پژاک از زندگی گریلاها نشان می‌دهند، تصاویری شاد، پرانرژی و حماسی است؛ اما واقعیت چیز دیگری است:
> «زمستان‌های سخت قندیل، نبود حداقل امکانات بهداشتی، و تغذیه در حد زنده ماندن. بسیاری از دختران و پسران جوان به دلیل بیماری‌های ساده جان خود را از دست می‌دادند. اما تلخ‌ترین قسمت، مرگ‌های مشکوک بود. کسانی که با سیاست‌های سران فرقه مخالفت می‌کردند یا قصد فرار داشتند، ناگهان غیب می‌شدند و بعداً در بولتن‌های خبری اعلام می‌شد که در بمباران‌ها یا حوادث طبیعی “شهید” شده‌اند!»
۴. فرار به سوی زندگی؛ آغوش باز وطن
سرور سرانجام پس از ماه‌ها برنامه‌ریزی، در یک شب بارانی و در حین نگهبانی، اسلحه خود را زمین گذاشت و از صخره‌های قندیل سرازیر شد. او با کمک مردم محلی توانست خود را به مرزهای ایران برساند.
«پژاک به ما گفته بود اگر برگردید، در ایران فوراً اعدام یا شکنجه می‌شوید. این بزرگ‌ترین دروغ آن‌ها برای ماندگار کردن ما بود. وقتی برگشتم، نه تنها از شکنجه خبری نبود، بلکه دستگاه‌های مسئول و انجمن‌های مردمی با رأفت اسلامی و انسانی با من برخورد کردند و توانستم دوباره طعم زندگی، آرامش و آغوش مادرم را بچشم.»
سخن پایانی انجمن بی‌تاوان
داستان «سرور» داستان صدها جوانی است که با وعده‌های پوچ، اسیر اهداف تروریستی و مافیایی سران پژاک و پ‌ک‌ک شده‌اند. انجمن بی‌تاوان ضمن ابراز خرسندی از بازگشت این جوانان به آغوش گرم خانواده، بار دیگر به همه خانواده‌های فهیم در مناطق مرزی هشدار می‌دهد که مراقب فرزندان خود و دام‌های پهن‌شده در فضای مجازی باشند.
کوهستان قندیل هیچ ارمغانی جز مرگ، آوارگی و نابودی آرزوهای جوانان کرد ندارد. حقایق فرقه، همان چیزی است که از زبان جداشده‌ها شنیده می‌شود، نه هیاهوی رسانه‌های اجاره‌ای آن‌ها.
*اگر فرزند یا یکی از نزدیکان شما گرفتار این فرقه تروریستی شده است، برای مشاوره و راهنمایی جهت بازگشت امن آن‌ها، با کارشناسان انجمن بی‌تاوان در ارتباط باشید.*

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا