۱۶ مرداد ۱۴۰۱
  • خانه
  • >
  • گزارشگر
  • >
  • اگر «پ.ک.ک» «مبارزه‌ی مسلحانه» را رها می‌کرد چه می‌شد؟

اگر «پ.ک.ک» «مبارزه‌ی مسلحانه» را رها می‌کرد چه می‌شد؟

  • ۱۵ فروردین ۱۴۰۱
  • ۲۲۴ بازدید
  • ۰

انجمن بی تاوان : مشخص است که پ‌ک‌ک در پایان سال ۱۹۷۸ به عنوان یک سازمان مارکسیستی تندرو که در سمت چپ نیروهای چپ موجود در آن زمان (با نمایندگی حزب کمونیست شوروی و وابستگان آن از سیستم احزاب کمونیست بین‌المللی بود) تأسیس شد. (کمینترون)، شبیه به ظهور جنبش‌های چپ افراطی مشابه در چندین کشور خاورمیانه، از جمله ترکیه (راه چپ)، سوریه (لیگ اقدام کمونیست) و لبنان (حزب اقدام کمونیست)، که همگی متکی به مارکسیست‌های تندرو بودند. ایدئولوژی استالینیستی نسبت به غرب (امپریالیستی) و از اتحاد جماهیر شوروی و احزاب کمونیست آن انتقاد کرد و آنها را به سستی و همگامی با غرب سرمایه داری متهم کرد.

برخی از آنها نیز با بهره گیری از فضای جنگ سرد بین شرق سوسیالیستی و غرب سرمایه داری،مبارزه مسلحانه را علیه رژیم های موجود اتخاذ کرده اند. چهار بخش آن و اینکه برای دستیابی به این مهم راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد، در مورد اینکه میدان عملیات نظامی کردستان ترکیه است، بیشترین مساحت و پرجمعیت ترین و ناهموارترین منطقه جغرافیایی مناسب برای جنگ های چریکی است. علاوه بر اینکه کشوری وابسته به نظام امپریالیستی (ناتو) است و می‌توان از نظام کشورهای سوسیالیستی (پیمان ورشو) و متحدان آن، مانند بسیاری از جنبش‌های آزادی‌بخش جهان، حمایت لازم را دریافت کرد. یک سال پس از تأسیس، رهبر گروه، عبدالله اوجالان، به سوریه رفت و در آنجا با حکومت سوریه هماهنگ شد تا به او کمک کند تا عوامل احیای مسلحانه را آماده کند. جبهه مردمی آزادی فلسطین (فرماندهی کل)، احمد جبرئیل این وظیفه را انجام داد و تمامی امکانات لازم را در اختیار وی قرار داد و بدین ترتیب اردوگاه آموزشی در بقاع لبنان افتتاح شد.

پنج سال پس از خروج وی از ترکیه، مبارزه مسلحانه علیه ترکیه در اوت ۱۹۸۴ رسما اعلام شد. سه عامل اصلی گروه را در فعالیت نظامی و سیاسی خود یاری کرد:

اول: کودتای نظامی که در سال ۱۹۸۰ در ترکیه به رهبری ژنرال کنان اورن روی داد که سرکوب برهنه ای را علیه تمام نیروهای سیاسی دموکراتیک در ترکیه انجام داد و آنها را زندانی کرد. خیابان ها که اوضاع را به فرار هزاران سیاسی سوق داد. فعالان و جوانان خارج از کشور، خاطرات دردناکی از آنچه که در معرض آنها قرار گرفته اند و سرکوب و آزاری که بقیه مورد آنها قرار گرفته اند را با خود حمل می کنند.

و عامل دوم: شعار مطرح شده توسط گروه که احساسات و رویاهای نسل جدید جوانان در آزادی و استقلال را غلغلک می داد. حکومت سوریه همچنین آزادی حرکت زیادی را در داخل جامعه کرد سوریه به گروه داد. بازگشت به فشار بیشتر بر جنبش کردهای سوریه و سوق دادن آن به سمت مقابله با پ.ک.ک یا پیوستن به آن، با تمرین گفتمان صریح مبنی بر اینکه مسئله کردی در سوریه وجود ندارد و ما با قدرت تمام از حقوق کردها در ترکیه و عراق حمایت می کنیم. و مقر احزاب آنها در سوریه باز است و استقبال می کنند.

به این ترتیب پ ک ک به اعماق جامعه کرد سوریه به ویژه در میان دانشجویان دانشگاه و طبقات فقیر نفوذ کرد و در نتیجه گروه هزاران جوان کرد سوری را به خود جذب کرد و هزاران نفر از آنها جان خود را در جبهه های جنگ در ترکیه از دست دادند.

عامل سوم: آنچه انتظار می رفت اتفاق افتاد که همه کشورهایی که با ترکیه مشکل سیاسی، مرزی یا ایدئولوژیک دارند، شروع به حمایت از پ.ک.ک از هر یک از زوایای آن کردند و بدین ترتیب دایره فعالیت عمومی آنها به ویژه در یونان، ارمنستان و نیز گسترش یافت. کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و تماس با جوامع کردی در آن و در اروپا نیز برقرار شد و به این ترتیب طی چند سال پ.ک.ک، در شوروی گسترش زیادی پیدا کرد. اروپا و نبردهای شدیدی با ارتش ترکیه در گرفت و منطقه آن به تمام مناطق کردنشین گسترش یافت و در نتیجه بیش از ۴۰۰۰ روستا ویران شد و بیش از هشت میلیون نفر از ساکنان کرد آن برای فرار به داخل کشور ترکیه رفتند. این نبردها، علاوه بر تلفات بیش از ۵۰ هزار نفر از دو طرف در نتیجه نبردهای شدید آن زمان کشته شدند.

اما سه عامل اصلی دیگر وارد صحنه سیاسی منطقه‌ای، بین‌المللی و داخلی شد و بر حرکت گروه تأثیر منفی گذاشت و فعالیت‌های نظامی آن را در ترکیه محدود کرد تا اینکه امروز تمام فعالیت‌های نظامی آن در ترکیه از بین رفته است.

عامل اول: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو در آغاز دهه نود که با آن دوران جنگ سرد به پایان رسید و تمام نیروهای وابسته به نظام سوسیالیستی کمر خود را از دست دادند و جهان توسط یک قطب اداره شد. (آمریکا و ناتو)، و بدین ترتیب ترکیه به عنوان یکی از اعضای اصلی ناتو به قوی ترین در جهان تبدیل شد و از حمایت نظامی لازم برای مقابله با پ.ک.ک برخوردار شد.

عامل دوم: طبقه بندی اتحادیه اروپا و آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستی در نتیجه اعمال خشونت آمیز در اروپا توسط حامیان آن و در نتیجه بسیاری از تحرکات و حمایت های مورد نیاز خود را در عرصه اروپا از دست داد.

عامل سوم: و مهمترین عامل زمانی که ترکیه حکومت سوریه را برای اخراج اوجالان از سوریه تحت فشار قرار داد وگرنه مداخله نظامی می کرد، بر این اساس، رژیم به شرایط ترکیه تن داد و از سوریه اخراج شد و سپس در فوریه ۱۹۹۹ در نایروبی دستگیر شد. و اعلامیه همراه اوجالان مبنی بر انصراف صریح از ادعای دولت کردی یا جدایی و جایگزینی آن با یک نظریه فلسفی جدید که هیچ کاربردی در میدان ندارد، که فراخوانی برای جامعه ای زیست محیطی، ملتی دموکراتیک، برادری مردمان است. کنفدراسیون خلق های خاورمیانه و غیره و رد ایده دولت-ملت.

بیشتر این مطالبات در بطن منافع فعالیت های فکری و جامعه مدنی قرار دارد و برای دستیابی به آن نیازی به مبارزه مسلحانه نیست، بنابراین به نفع مردم کرد در ترکیه است که دست از سلاح بردارید و از نیروهای دموکراتیک حمایت کنند. در آن، و کنار گذاشتن تسلیحات پ.ک.ک مشکلات جاری با اقلیم کردستان عراق و دستیابی به توسعه و ثبات در آن را فراهم می کند و به حزب اتحاد دموکراتیک در سوریه اجازه می دهد تا آزادانه و راحت معامله کند. با نیروهای سیاسی عرب و کرد برای دستیابی به اجماع لازم در سوریه به دور از هژمونی pkk و همین امر در مورد وضعیت کردها در ایران نیز صدق خواهد کرد.

سوال این است که آیا پ‌ک‌ک اراده و شهامت لازم برای دستیابی به این هدف را به نفع مردم منطقه به طور کلی و مردم کرد به طور خاص دارد؟

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.