انتقال تجربه جنگ سوریه به زاگرس؛ مربیان پکک در حال آموزش نیروهای پژاک هستند؟
انجمن بیتاوان: گزارشهای منتشرشده از تحرکات تازه شبکه پکک در مناطق کوهستانی زاگرس حکایت دارد؛ گزارشهایی که بر اساس آنها، شماری از نیروهای SDF، یگانهای مدافع خلق موسوم به YPG و اعضای پکک که در سالهای گذشته در سوریه از آموزش و پشتیبانی نظامی ایالات متحده برخوردار شدهاند، اکنون در حال انتقال تجربیات نظامی خود به نیروهای پژاک و شاخه مسلح آن، YRK، هستند.
در صورت تأیید این اطلاعات، آنچه در زاگرس جریان دارد صرفاً برگزاری چند دوره آموزشی محدود نیست؛ بلکه میتواند بخشی از برنامهای سازمانیافته برای انتقال تجربه جنگ سوریه به مناطق مرزی ایران، بازسازی توان عملیاتی پژاک و آمادهسازی نیروهای این گروهک برای مأموریتهای جدید باشد.
از سوریه تا زاگرس؛ یک شبکه با نامهای متفاوت
SDF در جریان نبرد با داعش به شریک زمینی اصلی ائتلاف به رهبری آمریکا در شمال و شرق سوریه تبدیل شد و نیروهای آن از آموزش، تجهیزات و پشتیبانی نظامی برخوردار شدند. در ساختار SDF، یگانهای YPG یکی از مهمترین و مسلطترین اجزای نظامی به شمار میآیند. مقامهای آمریکایی نیز در گذشته اذعان کردهاند که SDF از دل YPG شکل گرفته و YPG از نظر ساختاری و ایدئولوژیک با جریان پکک پیوند دارد؛ هرچند واشنگتن همچنان میان همکاری خود با SDF و تروریستی شناختن پکک تمایز رسمی قائل میشود.
پژاک نیز یک تشکیلات جدا و مستقل از پکک نیست. این گروه در چارچوب شبکه موسوم به KCK فعالیت میکند و YRK بازوی مسلح آن به شمار میرود. اشتراک در فرماندهی، ایدئولوژی، اردوگاههای آموزشی و جابهجایی نیروها نشان میدهد که نامهای متفاوت، بیش از آنکه بیانگر سازمانهای مستقل باشند، پوششی برای فعالیت شاخههای منطقهای یک ساختار واحد هستند.
به بیان روشنتر، نیرویی که امروز با عنوان YPG در سوریه آموزش میبیند، ممکن است فردا با نام پژاک یا YRK در جغرافیای دیگری به کار گرفته شود. تغییر نام و نشان، ماهیت شبکه را تغییر نمیدهد.
آمریکا چه چیزی را آموزش داد و چه کسی از آن استفاده میکند؟
حمایت آمریکا از SDF با عنوان مبارزه با داعش صورت گرفت، اما مسئله اصلی این است که مهارتهای نظامی پس از پایان یک عملیات مشخص از بین نمیروند. آموزش کار با تجهیزات، طراحی عملیات زمینی، شناسایی، کمین، ارتباطات، جنگ شهری، سازماندهی یگانهای کوچک و بهرهگیری از پهپادها، قابلیتهایی هستند که میتوانند در جبههای دیگر و علیه هدفی دیگر به کار گرفته شوند.
اکنون گزارش انتقال نیروهای باتجربه از سوریه به مناطق استقرار پکک و پژاک، این پرسش جدی را ایجاد کرده است که آیا آموزشهای ارائهشده با هدف مقابله با داعش، در حال تبدیل شدن به سرمایه عملیاتی شاخههای منطقهای پکک است؟
واشنگتن نمیتواند برای همیشه پشت تفکیکهای اسمی پنهان شود. هنگامی که اعضا، فرماندهان، آموزهها و تجربیات میدانی میان شاخههای مختلف یک شبکه جابهجا میشوند، ادعای استقلال کامل این تشکیلات از یکدیگر، بیش از پیش رنگ میبازد.
زاگرس؛ مرحله تازه بازسازی پژاک
پژاک طی سالهای اخیر تلاش کرده است با انتشار بیانیههای سیاسی، جذب نیرو، فعالیت تبلیغاتی و نزدیک شدن به برخی جریانهای اپوزیسیون، خود را بهعنوان یک بازیگر مستقل ایرانی معرفی کند. با این حال، وابستگی تشکیلاتی و ایدئولوژیک آن به پکک همچنان یکی از واقعیتهای انکارناپذیر ساختار این گروه است.
اعزام یا حضور احتمالی مربیان آموزشدیده در سوریه میتواند با چند هدف دنبال شود: افزایش توان رزمی نیروهای تازهجذبشده، انتقال تجربه استفاده از تجهیزات جدید، بازسازی یگانهای عملیاتی YRK و آمادهسازی هستههای کوچک برای نفوذ، خرابکاری یا ایجاد درگیری در مناطق مرزی.
این تحرکات همچنین میتواند نشانهای از تلاش پکک برای حفظ نیروها و ظرفیتهای نظامی خود پس از تحولات سوریه باشد. شبکهای که در یک جغرافیا تحت فشار قرار میگیرد، ممکن است نیروها و تواناییهای خود را به شاخههای دیگر منتقل کند تا با نام و پوششی تازه به فعالیت ادامه دهد.
پروژهای که هزینه آن را مردم کُرد میپردازند
پکک و شاخههای آن همواره فعالیت مسلحانه خود را با شعار دفاع از مردم کُرد توجیه کردهاند، اما پیامد عملی این سیاست چیزی جز ناامنی، کشته شدن جوانان، تخلیه روستاهای مرزی و گرفتار شدن خانوادهها در چرخه خشونت نبوده است.
انتقال تجربه جنگ سوریه به زاگرس نه خدمتی به مردم کُرد است و نه تلاشی برای تحقق حقوق آنان. این اقدام، در صورت اثبات، به معنای کشاندن آتش یک جنگ ویرانگر دیگر به مناطقی است که مردم آن بیش از هر چیز به امنیت، اشتغال و توسعه نیاز دارند.
جوانی که امروز با وعدههای سیاسی به اردوگاههای پژاک کشانده میشود، فردا ممکن است به نیروی مصرفی طرحهایی تبدیل شود که فرماندهان آن کیلومترها دورتر دربارهاش تصمیم گرفتهاند.
مسئولیت حامیان خارجی قابل انکار نیست
کشورهایی که نیروهای مسلح غیردولتی را آموزش میدهند، نمیتوانند مسئولیت خود را تنها به دوره و محل آموزش محدود کنند. هنگامی که احتمال انتقال مهارتها، تجهیزات یا نیروهای آموزشدیده به شاخههای وابسته وجود دارد، حامیان خارجی باید پاسخ دهند چه سازوکاری برای جلوگیری از این انتقال در نظر گرفتهاند.
آیا آمریکا تضمین کرده است که نیروهای آموزشدیده SDF و YPG پس از خروج از سوریه در اختیار پکک، پژاک یا دیگر شاخههای این شبکه قرار نگیرند؟ آیا بر سرنوشت تجهیزات و آموزشهای ارائهشده نظارتی وجود دارد؟ و اگر این تواناییها در زاگرس و علیه امنیت ایران به کار گرفته شوند، واشنگتن مسئولیت پیامدهای آن را خواهد پذیرفت؟
سخن پایانی
گزارش حضور نیروهای آموزشدیده در سوریه در اردوگاههای پژاک و YRK باید بهصورت مستقل و دقیق بررسی شود. بااینحال، پیوندهای شناختهشده میان پکک، YPG و پژاک باعث میشود چنین سناریویی از منظر ساختاری دور از انتظار نباشد.
آنچه امروز در برابر افکار عمومی قرار دارد، تصویری از یک شبکه مسلح فراملی است که با استفاده از نامها و شاخههای مختلف، نیرو و تجربه خود را از سوریه به عراق و از عراق به زاگرس منتقل میکند.
انجمن بیتاوان هشدار میدهد که هرگونه تلاش برای تقویت نظامی پژاک، پیش از آنکه امنیت ایران را هدف قرار دهد، جوانان و خانوادههای کُرد را قربانی خواهد کرد. مردم کُرد نباید بار دیگر گوشت دم توپ پروژههایی شوند که در اتاقهای فرماندهی خارجی طراحی و از طریق گروهکهای وابسته اجرا میشوند.

