اروپا و معمای پژاک؛ وقتی ادعای مبارزه با خشونت با ملاحظات سیاسی گره میخورد

انجمن بیتاوان: سالهاست که برخی کشورهای اروپایی خود را پیشگام مبارزه با خشونت سیاسی و افراطگرایی معرفی میکنند؛ اما در قبال گروههایی مانند پژاک، پرسشهای جدی درباره میزان پایبندی آنان به این اصول مطرح است. منتقدان معتقدند اروپا در حالی از امنیت، ثبات و مبارزه با خشونت سخن میگوید که نسبت به فعالیت برخی عناصر و شبکههای مرتبط با گروههای مسلح در خاک خود، رویکردی همراه با تساهل و چشمپوشی در پیش گرفته است.
این رویکرد، بیش از هر چیز شائبه وجود استانداردهای دوگانه را تقویت میکند. اگر اصل بر مقابله با خشونت و حمایت از امنیت ملتهاست، چرا این معیارها در همه موارد به یک شکل اجرا نمیشوند؟ چرا برخی گروهها با شدیدترین محدودیتها مواجه میشوند اما درباره برخی دیگر، حساسیت کمتری مشاهده میشود؟
منتقدان سیاستهای اروپا معتقدند که بخشی از این رفتار ناشی از نگاه ابزاری به تحولات خاورمیانه است؛ نگاهی که در آن، اصول اعلامی گاه در برابر ملاحظات سیاسی و منافع مقطعی رنگ میبازد. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف اعتماد افکار عمومی منطقه به شعارهای حقوق بشری و امنیتی غرب است.
واقعیت این است که مردم مناطق مرزی و آسیبدیده از درگیریها، بیش از هر چیز خواهان آرامش، توسعه و آیندهای بدون خشونت هستند. هر سیاستی که به تداوم تنش، مشروعیتبخشی به خشونت یا ایجاد حاشیه امن برای گروههای مسلح منجر شود، در تضاد با این خواسته عمومی قرار میگیرد.
اروپا اگر میخواهد ادعای دفاع از صلح و ثبات را حفظ کند، باید نشان دهد که معیارهایش تابع ملاحظات سیاسی نیست. امنیت، حقوق بشر و مقابله با خشونت زمانی معنا پیدا میکند که برای همه یکسان باشد؛ نه اینکه بسته به شرایط و منافع، تفسیری متفاوت از آن ارائه شود.
امروز این پرسش همچنان پابرجاست: آیا اروپا آماده است میان اصولی که بر زبان میآورد و سیاستی که در عمل دنبال میکند، فاصله موجود را از میان بردارد؟



