کدهای پنهان در بازی امنیتی پژاک
انجمن بیتاوان: یکی از اصولیترین رسالتهای انجمن بیتاوان، عبور از لایههای تبلیغاتی و شعارهای فریبنده فرقههای تروریستی و رسیدن به هسته سخت واقعیت آنهاست. در میان تمام گروههای شبهنظامی، سرکردگان پژاک همواره تلاش کردهاند خود را جریانی مستقل، فداکار و امنیتآفرین برای مناطق کردنشین معرفی کنند.
اما نگاهی دقیق به رفتارهای میدانی، استراتژیهای نظامی و جهتگیریهای امنیتی این گروهک در سالهای اخیر، پرده از تناقضهایی بزرگ و آشکار برمیدارد.
تناقضهایی که نشان میدهند «امنیت» در واژهنامه پژاک، کالایی تجاری و ابزاری برای بقای کادرهای اصلی رهبری در کوهستان قندیل است، نه دفاع از مردم کردستان.
۱. تناقض اول: سپر انسانی کردن جوانان کرد برای حفظ امنیت کادرهای ارشد
بزرگترین و دردناکترین تناقض امنیتی پژاک در نحوه برخورد با جان نیروهایش نهفته است. در دکترین امنیتی این فرقه، یک مرزبندی نانوشته اما بسیار دقیق وجود دارد:
*کادرهای اصلی و نورچشمیهای قندیل (که اکثراً غیرایرانی یا از وفاداران قدیمی پکک هستند) همواره در پناهگاههای زیرزمینی، تونلهای امن و مناطق دور از دسترس مستقر هستند و از بالاترین ضریب امنیتی و امکانات برخوردارند.
در مقابل، جوانان و نوجوانان فریبخورده یا ربودهشده مرزنشین که هنوز تفاوت اسلحه کلاشینکف و ام-۱۶ را به درستی نمیدانند، به عنوان گوشت دم توپ به مناطق مرزی گسیل میشوند.
عملیاتهای بیهدف و گشتزنیهای نمایشی این جوانان بیتجربه در مناطق مرزی، هیچ ارزش نظامی ندارد؛ کارکرد واقعی آنها این است که به عنوان «سپر بلا» عمل کنند تا توجه دستگاههای امنیتی و نظامی از پناهگاههای اصلی رهبران فرقه منحرف شود.
۲. تناقض دوم: معامله اطلاعاتی؛ فروش کادرها برای خرید حاشیه امن
در دنیای جاسوسی و ترور، پژاک همواره نقش یک بازیگر دوجانبه را بازی کرده است. بررسی الگوهای درگیری در نوار مرزی نشان میدهد که در بسیاری از مواقع، لو رفتن ناگهانی برخی تیمهای عملیاتی پژاک و هدف قرار گرفتن آنها، حاصل یک «معامله اطلاعاتی درونگروهی» بوده است.
سران پژاک برای حفظ بقای خود در بازیهای کلان منطقهای و باجدهی به بازیگران مختلف، بارها اطلاعات مربوط به مسیر حرکت یا محل استقرار برخی از کادرهای فرعی و معترض خود را به صورت غیرمستقیم درز دادهاند. در واقع، سیستم امنیتی پژاک به جای حفاظت از اعضای خود، از آنها به عنوان پول رایج برای معامله با سرویسهای اطلاعاتی منطقه استفاده میکند.
۳. تناقض سوم: شعار «دفاع مشروع» در برابر تروریسم اقتصادی علیه کردهای مرزنشین
پژاک ادعا میکند که حضور مسلحانهاش در کوهستانها برای ایجاد امنیت و دفاع از حقوق مردم کرد است. اما رفتار امنیتی آنها در مواجهه با معیشت مردم محلی، این ادعا را کاملاً رد میکند:
باجگیری تحت عنوان گمرک: نیروهای پژاک امنیت کاسبکاران، کولبران و دامداران محلی را با تهدید و اخاذی به خطر میاندازند. هر کاسبی که از پرداخت مبالغ تعیینشده به عنوان «مالیات انقلابی» خودداری کند، با اسلحه و آدمربایی مجازات میشود.
ناامنسازی فرصتهای توسعه: حضور مسلحانه و رفتارهای تهاجمی پژاک باعث میشود که مناطق مرزی کردستان همواره به عنوان مناطق «قرمز و ناامن» ارزیابی شوند. این ناامنی کاذب، مانع ورود سرمایهگذاران، احداث کارخانهها و توسعه زیرساختهای عمرانی در کردستان میشود. پژاک عمداً کردستان را محروم و ناامن نگه میدارد تا بتواند از میان جوانان بیکار و ناامید، سربازگیری کند.
۴. تناقض چهارم: دیکتاتوری مطلق تشکیلاتی تحت لوای دموکراسیخواهی
پژاک در بوقهای تبلیغاتی خود از «جامعه دموکراتیک و آزاد» دم میزند، اما ساختار امنیتی داخلی آن یادآور مخوفترین حکومتهای پلیسی و توتالیتر است:
کیش شخصیت و ممنوعیت تفکر: در داخل فرقه، کوچکترین زاویه فکری با نظرات عبدالله اوجالان، به عنوان «خیانت به خلق» تعریف شده و مجازاتهای سنگینی از بایکوت روانی تا تصفیه فیزیکی را در پی دارد.
سیستم جاسوسی درونگروهی: سیستم امنیتی پژاک (موسوم به دستگاه اطلاعاتی فرقه) اعضا را تشویق و ارعاب میکند تا علیه یکدیگر جاسوسی کنند. اعضا حق ندارند با یکدیگر دوستی صمیمی داشته باشند و هرگونه محفل دو یا چندنفره، از نظر امنیتی فرقه، مشکوک و ممنوع است. این تناقض نشان میدهد جریانی که مدعی آزاد کردن یک ملت است، حتی توان تحمل آزادی بیان و تفکر در میان چندصد عضو خود را ندارد.
سخن پایانی انجمن بیتاوان
رویکرد امنیتی پژاک، رویکردی انگلواره است؛ آنها از خون، ناامنی و اشک مادران تغذیه میکنند تا به حیات ننگین خود ادامه دهند. تناقضهای رفتاری سران این فرقه ثابت میکند که امنیت کردستان، تنها زمانی محقق میشود که دستاندازی این جریانهای وابسته و مافیایی از سر زندگی، اقتصاد و فرزندان این دیار کوتاه شود.
ما در انجمن بیتاوان به عنوان تریبون خانوادههای آسیبدیده از تروریسم، به افشای این بازیهای کثیف امنیتی ادامه خواهیم داد تا هیچ جوان کُردی، قربانی معاملات پشت پرده اتاقهای تاریک قندیل نشود.