یادداشت روز

تناقض در مسیر اوجالان، استقلال پ.ک.ک و مسئله پژاک!

انجمن بی تاوان: مسیر عبدالله اوجالان داستان یک تناقض عریان است؛ روایتی که از «انقلاب» شروع شد و به «توصیه به انحلال» ختم شد. جنبشی که با ادعای مبارزه برای استقلال شکل گرفت، امروز به جایی رسیده که رهبر تاریخی‌اش از دل زندان، پایان همان مبارزه را اعلام می‌کند. این فقط یک تغییر تاکتیکی نیست؛ این یک چرخش بنیادین است که ماهیت کل پروژه را زیر سؤال می‌برد.

پ.ک.ک که روزی خود را نیرویی علیه ساختار قدرت ترکیه معرفی می‌کرد، حالا در مسیری حرکت می‌کند که خروجی‌اش چیزی جز کاهش تنش به نفع همان ساختار نیست. وقتی نتیجه نهایی یک جنبش، همسو شدن با نیازهای امنیتی دولتی باشد که سال‌ها با آن در جنگ بوده، دیگر نمی‌توان ساده‌لوحانه از «ادامه مقاومت» حرف زد.

اینجاست که پرسش جدی مطرح می‌شود:
آیا این یک تحول آگاهانه است یا نشانه‌ای از فروپاشی استقلال تصمیم‌گیری؟

واقعیت تلخ این است که فاصله بین «مبارزه رادیکال» و «بازی در زمین سیاست رسمی» برای پ.ک.ک به‌شدت کوتاه شده است. جنبشی که قرار بود نظم موجود را به چالش بکشد، حالا در حال بازتعریف خود در همان چارچوبی است که زمانی دشمنش بود. این دیگر تغییر نیست؛ این استحاله است.

پژاک: نسخه کپی، بدون ریشه

در مورد پژاک، مسئله حتی شفاف‌تر است. این جریان نه از دل یک بستر مستقل ایرانی، بلکه از دل همان ساختار فکری و سازمانی پ.ک.ک بیرون آمده است. از ایدئولوژی گرفته تا مدل تشکیلاتی، همه‌چیز بازتولید یک الگوی بیرونی است.

وقتی یک گروه، چارچوب فکری، استراتژی و حتی ریتم تصمیم‌گیری‌اش را از بیرون می‌گیرد، ادعای «بومی بودن» بیشتر شبیه شعار است تا واقعیت. پژاک را می‌توان بیشتر یک شاخه منطقه‌ای دانست تا یک جنبش مستقل؛ جریانی که تعریفش نه در داخل، بلکه در امتداد یک شبکه بزرگ‌تر شکل می‌گیرد.

پایان یک توهم

واقعیت این است که پروژه‌ای که با ادعای استقلال آغاز شد، امروز با نوعی هم‌راستایی ناگزیر با معادلات قدرت منطقه‌ای—از جمله ترکیه—به نقطه‌ای کاملاً متفاوت رسیده است.

این وضعیت را هر طور که نام‌گذاری کنیم—«بلوغ»، «عقب‌نشینی» یا «تغییر استراتژی»—یک نکته قابل انکار نیست:
آنچه امروز از پ.ک.ک و شاخه‌هایش باقی مانده، فاصله زیادی با تصویر اولیه‌ای دارد که از خود ارائه می‌دادند.

و شاید پرسش اصلی همین باشد:
آیا این پایان یک مسیر است، یا فقط پذیرش واقعیتی که از ابتدا هم انکار می‌شد؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا