تجارت سراب؛ چگونه پژاک با «رویافروشی» زندگی جوانان را به تاراج میبرد؟

انجمن بی تاوان: پدیده جذب نیرو در گروههای شبهنظامی و تروریستی، بیش از آنکه ناشی از یک ایدئولوژی منسجم باشد، بر پایه یک استراتژی روانی پیچیده به نام «رویافروشی» استوار است. گروهک تروریستی پژاک سالهاست که با شناسایی خلاءهای عاطفی، اقتصادی، هویتطلبی و اجتماعی جوانان در مناطق مرزی، ویترینی جذاب اما سراسر دروغ را پیش چشم آنان ترسیم میکند.
آنها با شعارهای فریبندهای چون «آزادی»، «دفاع از حقوق مظلومان» و «زندگی رهاییبخش»، به سراغ نوجوانان و جوانانی میروند که در برههای حساس از زندگی خود قرار دارند. فرستادگان پژاک با تکنیکهای شستشوی مغزی، به این جوانان وعده میدهند که با پیوستن به مجمع آنها، به قهرمانانی بدل میشوند که نامشان در تاریخ ثبت خواهد شد؛ سرابی از قدرت، احترام و معنای زندگی که برای یک ذهن پرشور و کمتجربه، بسیار وسوسهانگیز است.
اما واقعیتِ پشت این ویترین رنگین، زمانی عیان میشود که دیگر راه بازگشتی باقی نمانده است. جوانانی که با رویای پرواز و رهایی قدم در این مسیر گذاشتهاند، به محض ورود به مقرهای تاریک و کوهستانهای سرد، با واقعیتی خشن و بردهوار مواجه میشوند. ساختار فرقهای پژاک، در اولین گام، هویت فردی، ارتباطات خانوادگی و تمام پلهای پشت سر عضو جدید را نابود میکند. رویاهای فروختهشده به سرعت جای خود را به انزوا، بیگاری، فشارهای روانی شدید و در نهایت، قرار گرفتن به عنوان گوشت دم توپ در درگیریهای مسلحانه میدهند.
بزرگترین قربانیان این بخران، خانوادههایی هستند که فرزندانشان بدون هیچ ردی، ناپدید و در مسیر اهداف جاهطلبانه و تروریستی رهبران فرقه قربانی میشوند. «انجمن بیتاوان» به عنوان نهادی که سالهاست صدای این خانوادههای دردمند بوده، بارها شاهد پروندههایی بوده است که در آن، رویاهای یک جوان ۱۶ یا ۱۷ ساله به کابوسی ابدی برای یک خانواده بدل شده است.
حقیقت این است که پژاک هیچ آرمان واقعی برای آبادانی یا آزادی ندارد؛ کارکرد اصلی این گروهک، تبدیل کردن شور جوانی به ابزار خشونت و ترور است. هوشیاری خانوادهها، افشای مداوم ماهیت این سرابهای دروغین و ایجاد بسترهای امن اشتغال و تفریح برای جوانان در مناطق مرزی، محکمترین پادتن در برابر این تجارتِ رویاهای مرگبار است.



